جنگ

روزگار من 2 Comments »

هفت سال پیش وقتی «صادق» از خطر جنگ امریکا به ایران می گفت من در جوابش می گفتم حداقل تا دو سال آینده به ایران نگاه چپ هم نمی کند. از آن روز تا امروز هر روز خطر حمله امریکا به ایران بیشتر شده است و حاکمیت ایران هم کاملا از این استقبال می کند. امروز بیش از هر وقت دیگری از وقوع جنگ می ترسم. هر روز اخبار را می خوانم و منتظرم خبر بدی بیاید. امریکا 2 ناو جنگی در خلیج فارس دارد، ناو جنگی سوم هم به سوی لبنان در حرکت است. همه مذاکرات هم متوقف شده و اصلا امیدی به شروع اش نیست. همیشه جنگ ها وقتی شروع می شود که احمق ها از حرف زدن می ایستند و سلاح هایشان را بیرون می کشند.

ترس من از جنگ روز افزون است.

Reluctant Fundamentalist

امریکا, کتاب 2 Comments »

بنیادگرای بی میلجدیدا خواندن کتابی را تمام کردم که استادم به من داده بود. رمان کوتاهی است که نویسنده ای پاکستانی نوشته است که ترجمه فارسی اش می شود: «بنیادگرای بی میل» یا «بنیادگرای مخالف» . این اولین رمان انگلیسی بود که خواندم و متاسفانه ازش خوش ام نیامد. به نظر می آید خیلی ها، از جمله استاد من، از نثرش خوش شان می آید اما من جز آنها نیستم. به نظرم نثرش چند ایراد داشت. به خصوص مونولوگ بودن ماجرا و شرح یک طرف دیالوگ ها در بعضی جاها غیر واقعی به نظر می آمد.

اما مهم ترین چیزی که به دلم نچسبید ، ساختار داستان و تغییرات بی معنی روحیه شخصیت اول داستان از یک فارغ التحصیل درجه یک پرینستون به یک بنیاد گرای اسلامی است . اسم شخصیت اول داستان «چنگیز» است و در امریکا درس می خواند و در بهترین شرکت های نیویورک مشغول به کار می شود اما بعد از 11 سپتامبر و با مشکلات عاطفی که برایش پیش می آید (دوست دختر امریکایی اش روان پریش می شود) برای کمک به وطن اش به پاکستان بر می گردد تا در دانشگاه با درس دادن به دانشجویان آن ها را با سواد کند و در عین حال به آن ها بیاموزد که چطور با امریکا مقابله کنند. همه داستان از زبان چنگیز و در گفتگویی در کافه ای در لاهور با یک توریست امریکایی روایت می شود.

داستان جالب شروع می شود و تا رسیدن به یازده سپتامبر خیلی خوب پیش می رود اما بعد از آن انگار نویسنده می خواهد تمام اش کند. استدلال داستان از تغییر شخصیت «چنگیز» بسیار ابتدایی است و برای من خیلی تکراری است. من که در ایران زندگی کرده ام برایم اصلا چیز جدیدی نیست که کسی امریکا را ول کند بیاید به وطن اش خدمت کند همانطور که دکتر ابریشمیان کرد و UCLA را ول کرد آمد خواجه نصیر. ولی این همه ماجرا نیست ما در ایران 30 سال پیش این ماجرا را داشتیم و حتی تنفر بعد از 11 سپتامبر نسبت به مسلمانان با تنفری که از ایرانیان بعد از گروگان گیری ایجاد شد قابل مقایسه است. الان از همان متخصصینی که برگذشتند خدمت کنند خیلی هاشان پشیمان شدند و خیلی ها سر خورده و خیلی ها هم مقامات بالای حکومتی دارند. داستان پیچیده تر از اینهاست و نا گفتنی زیاد دارد. تاجایی که از همان انقلابیونی که سپاه را ساختند محسن سازگارایی پیدا می شود که الان به دامان آمریکا پناه برده و در پریسنتون به خرج دولت امریکا در حال تحقیق است. مثال ها بسیار است و عمق داستان بسیار بیشتر از آن چیزی که رمان سعی می کند بیان کند و دلیل به دل نچسبیدن اش هم همین است.

دوستی دارم اینجا به نام «محسن صالحی» که روزهای اولی که آمدم خیلی به من کمک کرد و چند روزی در خانه اش خوابیدم تا خانه پیدا کنم. هم خانه هایی دارد که عرب هستند و بسیار مسلمان و بنیادگرا. اتفاقا یکی شان عراقی تباری است که در اردن زندگی می کرده. «محسن» از آنها تعریف می کرد که می گفتند، شما ایرانی های با همه آن بلاهایی که بعد از انقلاب کشیدید بازهم از ما جلوتر هستید. چون حکومت دینی دارید و دارید تجربه اش می کنید. خوشتان می آید و یا نمی آید. حداقل می دانید که از چه خوشتان می آید از چه نمی آید. اما ملت های عرب همه آرزو دارند که حکومت دینی داشته باشند. یعنی 30 سال پیش ایران و نمی دانند چه خواهد شد بعدش.

به نظر من کتاب “بنیادگرای بی میل و مخالف” به همین دلیل برای من چیز جدیدی جز شرح زیبایی دانشگاه پریسنتون و زندگی در نیویورک نداشت. نسل ما در ایران 30 سال زودتر این تجربه را شروع کرده بود.

قطب نمای من کو

امریکا, سیاست No Comments »

بازهم می خواهم در مورد جامعه امریکا بنویسم. اول گذری می زنم به نوشته قبلی که درباره بد شدن وضع اقتصاد جهانی نوشته بودم. چند روز پیش مهسا از بحثی که در آزمایشگاه شان در مورد اقتصاد می شد برایم گفت. به نظر دوستان اش، علت بد شدن وضع اقتصاد امریکا، رکود بخش مسکن است که خود این رکود ناشی از رکود مواد غذایی است. گران شدن مواد غذایی هم در عرض چند سال به دلیل خشکسالی یا مساله آب رخ داده است. مشکل اقتصاد از یک عامل طبیعی شروع شده و جلویش گرفته نشده و الان مثل رودخانه ای است که الان به آبشارش رسیده باشد.

اما امریکا مشکلات دیگری هم دارد. درگیر جنگی است که جنگ نیست. یادم است که یک بار در مجله اسپکتروم در مورد تکنولوژی های جنگ برای جلوگیری ازکشته شدن سربازان امریکایی و این جور چیزها نوشته شده بود. ماه بعد استاد دانشگاهی (از مریلند فکر کنم) نقدی بر آن مقاله نوشته بود. شروع نقدش با این مضمون بود که اساسا صحبت از جنگ در عراق بی معنی است. جنگ امریکا با عراق همان 20 روز اول تمام شد. آنچه الان در حال رخ دادن است، اشغال کشوری توسط امریکا است. این وضعیت که دیگر اسمش جنگ نیست، تا زمانی که امریکا در عراق باشد ادامه پیدا می کند و هر روز عده ای کشته می شوند.

هزینه ای که امریکا برای این جنگ می دهد فرای بودجه نظامی اش است و انگار دارد مانند همان رودخانه ای که به آبشار رسیده است وضعیت دنیای ما را هم به آبشار می رساند. امروز مقاله گاردین در نقد رای دادگاه انگلیس به خارج کردن مجاهیدن از لیست تروریستی را خواندم. کاملا با آن موافقم. انگار انگلیسی ها فراموش کردند که فقط آدم های سفید پوست بلوند نیستند که کشته شدن شان مهم است، بلکه آدم های سفید پوست غیر بلوند هم مهم هستند (گیرم سیاه پوستان را حساب نمی کنید). در آن مقاله نوشته که همان کاری که ال قا.ع.ده با امریکا کرده مجاهیدن هم با ایران کرده اند. چطور اسم یکی تروریسم است اسم دیگری مبارزه برای …. مقاله نوشته: گیریم امریکا قطب نمای اخلاقی اش را گم کرده است، چرا انگلیسی ها باید گم کنند.

امیدوارم سگ زرد (اوباما) در انتخابات آینده برنده شود تا شاید کمی دنبال آن قطب نمای اخلاق بگردد، مگرنه به این شغال ها (هیلاری و مک کین) هیچ امیدی جز رسیدن به آبشار بحران نمی شود داشت.

اقتصاد

جامعه 3 Comments »

وضع اقتصاد دنیا به هم ریخته. من دقیقا نمی فهمم که چه شده که اینطور شده و برای همین هم قرار گذاشتم که این تابستان کمی کتاب ها ابتدایی اقتصاد را بخوانم. در ایران که تورم بالا زده و گفته می شه که علت اصلی اش واردات زیاد ایران برای کنترل تورم بوده. چون دولت ابله چند برابر سال های پیش پول به جامعه وارد کرده و همانطور که می دانیم پول نقد و جنس کم نتیجه اش بالا رفتن قیمت است. قیمت ها که گران شد، پرفوسور تصمیم گرفت که با گرانی مبارزه کند که تا پارسال تقریبا جواب می داد. در این روش وقتی جنسی در حال گران شدن بوده دولت با وارد کردن اون جنس (=زیاد شدن عرضه) قیمت اش را کنترل می کرده. مثل وارد کردن میوه. حالا که در دنیا تورم بالایی ایجاد شده ، به دلیل واردات زیاد، اقتصاد ایران هم متورم شده. البته من صحت این استدلال را دقیقا نمی دانم و اینکه این فاکتور چقدر در اقتصاد نفتی ایران موثر است.

دیروز که به پمپ بنزین رفته بودیم، وقتی قیمت بنزین را دیدم شاخ در آوردم. یک سال پیش زمانی که من به امریکا آمدم قیمت بنزین گالنی (3.7 لیتر) حدودا 2.6 دلار بود و دیروز این رقم 3.5 دلار بود. یعنی تورمی معادل 42%. این یعنی گران شدن حمل و نقل و در نتیجه گران شدن همه چیز.

البته تورمی که در اینجا تجربه اش می کنیم با آنچه در ایران تجربه می کردیم تفاوت دارد. در ایران به دلیل پایین بودن سطح درآمد تورم بسیار شدید حس می شد اما اینجا حتی برای دانشجویان بیچاره تحصیلات تکمیلی هم آنقدر شدید نیست. به هر حال اقتصاد امریکا در حال رکودی کم سابقه است و این رکود یعنی رکود اقتصاد جهانی. این به نفع هیچ کس نیست. حتی به نفع کشور از همه دنیا جدای ایران.

لحظه ای که می گذرد

سخن روز 1 Comment »

“Treasure your moments, even the mediocre ones, and forget the bad ones. Because they won’t repeat for you nor anyone else.” - Ramin (Raminia)

هر لحظه ای که شاد بودی را آنگونه به خاطر بسپار که انگار تنها لحظه ای است که وجود داشتی. لحظه های عادی ات را نیز. روزها و لحظه های بدت را فراموش کن. یادت باشد آنچه بر تو گذشته است هرگز تکرار نمی شود نه برای تو، و نه برای هیچ کس دیگر. این سرمایه زندگی توست، گرامی بدارش. هر لحظه را با ولع تمام ببلع. این مهم‌ترین چیزی است که در زندگی آموخته‌ام.

مهاجرت به پایتون

دکترانه, علمی, فني 6 Comments »

در فکرت مهاجرت جدیدی هستم…. مهاجرت به پایتون Python. برنامه نوشتن درش بسیار شبیه MATLAB است و در عوض خیلی سریع تر. امروز اولین برنامه پایتون ام را نوشتم. خیلی ساده و زیبا…

بر خلاف MATLAB ، Python مجانی است ولی مانند آن یک هسته ساده مرکزی دارد و بسته های نرم افزاری متعدد رویش نصب می شود. چند بسته جالب دارد که عملا آن را از نظر محاسباتی، جبرخطی و عددی شبیه MATLAB می کند. مثل NumPy و SciPy و Matplotlib. در کنار این ها OpenCV نیز نسخه Python دارد و این یعنی هر چیزی که در MATLAB و C ازش استفاده می کنم اینجا هم هست.

اگر بخواهید پایتون را با مجموعه ای کامل از بسته های نرم افزاری محاسباتی دیگر یکجا بگیرید ، بهتر است مجموعه ی Enthought Python را یکجا نصب کنید. با داشتن این دیگر لازم نیست تک تک آن بسته های بالا را بگیرد. البته به جز OpenCV

OpenCV: کتابخانه ای است از توابع پایه بینایی رایانه ای که به صورت متن باز از طرف شرکت اینتل ارائه شده است.

برای مقایسه سرعت ایندو ازنوشته یکی از گروه های بحث و گفتگویMATLAB نقل می کنم. سرعت محاسبه تبدیل Wavelet (موجک) چهار بعدی در پایتون 3 ثانیه و در متلب 27 ثانیه.

پ.ن: اما مهم تر از همه این ها خلاص شدن از سردردهای تمام نشدی سر و کله زدن با C است! مگرنه MATLAB تا به حال به کسی بدی نکرده((:

روز جهانی کارگر و بی اعتنایی امریکایی

امریکا No Comments »

زندگی امریکایی ها با بی اعتنایی عظیمی نسبت به کل دنیا در جریان است. در این سوی دنیا انگار خبری از خیابانی شلوغ به نام «خاورمیانه» نیست. آن همه درگیری ذهنی و فکری؛ آن همه اندیشه های متضاد و سفت و سخت. آن مشکلات عظیم مدرنیته و سنت. گیر و دار مذهب. هیچکدام اینجا دست و پا گیر نیست. انگار در جزیره ای هستی جدای از دنیا و هیجان انگیز ترین اتفاقات آمدن iPhone جدید یا چیزی شبیه با آن است. زندگی در ساده ترین شکل آن بدون دغدغه های عجیب غریب ما می گذرد. بعضی به این می گویند پوچی زندگی امریکایی.

این باعث شده که متوسط جامعه امریکا نسبت به دنیا اطراف شان دانش اندکی داشته باشند. این دانش اندک نتیجه اش بی اعتنایی است که نسبت به وضع زندگی بقیه مردم دنیا دارند. خیلی ها شان نمی دانند که آنچه در فلسطین می گذرد چیست و اگر بدانند نمی دانند که نتیجه مستقیم اقدام ها دولت شان در خاورمیانه است. متوجه نیستند که فقری که در امریکای لاتین می گذرد ناشی از چیست. حتی نمی دانند اروپایی ها چطور بدون مذهب زندگی می کنند. این قشر امریکایی ها مذهبی (مسیحی) , پایبند اخلاق ، ساده و بی اطلاع هستند. مثلا ممکن است به تو بگویند که «من که ترا می شناسم تو آدم خیلی خوبی هستی اما چطور می گویی که مذهبی نیستی؟ یعنی چطور می شود که تو الان می توانی کسی را بکشی اما نمی کشی. مگر بدون مذهب می شود؟» و متعجب می شوی که این را یک امریکایی می گوید و نه یک عرب. اروپایی ها این طور نیستند و توانسته اند مدرنیسم را وارد زندگی توده ها کنند. آنها به همان نسبت نیز به آنچه در کشورهای دیگر می گذرد حساس ترند. بی اعتنایی رییس جمهور امریکا با رفتن به المپیک چین به وضع مردم تبت ، نتیجه پدیده ای است در فرهنگ این مردمان. همان چیزی که باعث شده نوشته ای این چنین، بر روی دستگاه نوشابه فروشی دانشکده ما نوشته شود و چندی بعد کسی چند کلمه معنا دار زیرش اضافه کرد.

کوکا کولا

 

متن داخل عکس: کوکا کولا رهبران اتحادیه های کارگری را در امریکای جنوبی می کشد. (کسی بعد از مدتی زیرش نوشته) پس بیشتر کوکا بخور!

و امریکایی ها بیشتر از همیشه کوکا می خورند…. محصول جدیدش هم Coca Zero است که با اینکه کالری ندارد اما همان «مزه اصیل کوکا» را می دهد!

تابستونه

روزمره 6 Comments »

بالاخره تعطیلات تابستون آمد. خیلی وقت بود که اینقدر از آمدن تابستان خوشحال نشده بودم. بعد از ماراتنی چندماه بالاخره همه کارهای یک دفعه تمام شد. هم درس هم پژوهش با هم تمام شد… ( تا چند روزی البته)

هوررررررررررررا(: فیتله امروز و فردا و پس فردا و … اینها تعطیله(:

اکبر اعلمی

جامعه, سیاست 3 Comments »

روزگار سیاست خیلی ها را عوض می کند یا آدمها پس از قرار گرفتن در موقعیتی جدید جنبه دیگرشان را نشان می دهند. من اکبر اعلمی نماینده مجلس فعلی را نمی شناختم و لی همین که جزء مجلس منتخب شورای نگهبان بود می توانستم حدس بزنم که چه جور شخصی است. اما همین آدم الان جز منتقدین اصلی ال.نون است و بسیار زیبا نوشته:

ملزومات فساد ستيزي! … در گزارش سال 2007 خود، برای ایران شاخص عددی 131 و نمره 2.5 از 10 را محاسبه کرده است و اين در حالي است كه به موجب همين گزارش کشور دانمارک همراه با فنلاند و سنگاپور با شاخص عددی یک و بالاترين نمره از 10 يعني نمره 4/9 دارای کمترین میزان فساد بوده است . شاخص فساد مالی و اداری برای کشورهای سوئیس 7، کانادا 9، بریتانیا 12، آلمان 16، ژاپن 17، فرانسه 19، ایالات متحده 20، چین 72 و هند 72 اعلام شده است. بموجب گزارش سال ۲۰۰۶ سازمان مذكور، جايگاه ايران در ميان ۱۶۳ کشوري كه مورد بررسی قرار گرفت، در رديف ۱۰۵ و در سال ۲۰۰۵ در ميان ۱۵۸ کشور در رديف ۸۸ قرار داشت كه اين امر نشان دهنده افزايش فساد در سه سال اخير است! اين در حالي است كه همه اين كشورها از داشتن حوزه هاي علميه، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، آمران به معروف و ناهيان از منكر دولتي ، صدها امام جمعه و جماعات كه حداقل بمدت سه دهه در تريبون هاي مختلف به ارشاد مردم پرداخته اند، بي بهره مي باشند.آنها از داشتن الگوها و قديساني نظير امام علي(ع) كه حتي به استفاده از شمع ناقابل بيت المال در مذاكره خصوصي طلحه و زبير با خود رضايت نمي دهد، محرومند.آنها با قران و نهج البلاغه بيگانه اند. مسئولان و نمايندگان هيچيك از اين كشورهاي اروپائي روزي 17 ركعت نماز بر پا نمي دارند و سالي 30 روز روزه نمي گيرند.با هاله نور و مقولاتي از اين دست سر و كار ندارند. به امام غايبي كه روزي ظهور خواهد كرد تا هرگونه ظلم و فسادي را از زمين بر چيند اعتقادي ندارند. هيچيك از كشورهائي كه اسامي آنها ذكر شد و داراي كمترين فساد مالي و اداري هستند، در ادارات ريز و درشت خود فيلترهاي مختلف گزينشي براي وزن كردن اعتقاد و التزام ساده ترين كارمندان خود به احكام اسلام داير نكرده اند، از داشتن شوراي نگهباني كه تطبيق دهنده مصوبات مجلس با موازين اسلام باشد، بي بهره اند و فاقد فيلتري هستند كه داوطلبان مجلس را پيش از ورود به خانه ملت از حيث اعتقاد و التزامشان به اسلام بسنجد. اما در كشورهاي مزبور با وجود همه اين كاستي ها و محروميت ها، قوانين و مقررات براي همگان به صراحت مشخص و قابل دسترسي و آگاهي است. از مطبوعات آزاد و رسانه هاي كارآمد و منتقد برخوردارند، فعاليت احزاب در آنها آزاد است و بدليل پذيرش و توسعه فضاي نقد سازمانها و مديريت آنها در جامعه، سازمانهاي غيردولتي و تشكلهاي مردمي براي مبارزه با فساد و آشكارسازي كجروي ها به آساني به نقد قدرت مي پردازند. دسترسي به اطلاعات براي همگان به آساني ميسر و در نتيجه هر نوع پنهان كاري و عملكرد در سايه، ناممكن و دشوار است. حال اگر بجاي جار و جنجال هاي بي اثر، و در كنار همه امتيازاتي كه ما داريم و ديگران فاقد آن هستند، به ويژگي ها و مناسبات فوق هم تن در دهيم، يقينا فساد ستيزي ما از در جا زدن در مرحله شعار خارج و به مرحله عمل خواهد پيوست و در اينصورت البته امثال دكتر احمدي نژ‍اد هم ناگزيرند كه بجاي فرافكني و دادن آدرس هاي غلط، چاره اي براي تورم لجام گسيخته و گسترش فاصله طبقاتي بيانديشند و در صورت ناتواني از مردم عذر خواهي كرده و از قدرت كناره گيري نمايند! منبع: وبسایت شخصی اکبر اعلمی http://www.akbaralami.com/content/view/106/71/

آدم هایی مثل اعلمی باعث می شوند که من در قضاوت های سیاسی ام در مورد آدم ها بیشتر کارکردگرا باشم و نه اینکه صرفا طرفدار تفکری خاص.

مهسا و رامین سیمسونی شده

وبلاگی 4 Comments »

اگر مهسا و رامین در کارتون سیمسون (Simpsons) کاراکتری داشتند این شکلی بودند. این دو کاراکتر را من و مهسا با کمک این سایت طراحی کردیم تا دقیقا متوجه بشوید که ما چه شکلی هستیم(: شما هم یک سری بزنید و کاراکتر خودتان را طراحی کنید. حسابی کیف می ده. خیلی آسان و زیباست.

Me and Mahsa Simposonified

با تشکر از علی ، فانوس آزاد؛ که در وبلاگ انگلیسی اش این لینک را گذاشته بود.

جملات طلایی

سخن روز, وبلاگی 1 Comment »

این جملات طلایی از فیلم V for Vendetta است.

Remember, Remember The fifth of November The gunpowder treason and plot.
I know of no reason Why the gunpowder treason Should ever be forgot. But what of the man? I know his name was Guy Fawkes and I know that in 1605 he attempted to blow up the houses of parliament, but who was he really? What was he like?
We are told to remember the idea, not the man. Because a man can fail. He can be caught. He can be killed and forgotten. But four hundred years later an idea can still change the world.
I’ve witnessed firsthand the power of ideas. I’ve seen people kill in the name of them; and die defending them. But you cannot touch an idea, cannot hold it or kiss it. An idea does not bleed, it cannot feel pain, and it does not love. And it is not an idea that I miss, it is a man. A man who made me remember the fifth of November. A man I will never forget.

جوک روز: مرکز زمین

جامعه, لبخند بزن 4 Comments »

مرکز زمین:

شرکت‌کنندگان در همایش “مکه؛ مرکز زمین” در قطر با اشاره به اینکه مکه مرکز زمین است باید از زمان مکه به عنوان زمان واحد جهانی به جای گرینویچ لندن استفاده شود، گفتند: ساعت گرینویچ بر اساس سیطره استعماری انگلیس به عنوان معیار انتخاب شده که باید ساعت مکه جایگزین آن شود. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسلام آنلاین، علمای مسلمان ژئولوژی و شریعت روز شنبه 31 فروردین در همایش بین المللی “مکه؛ مرکز زمین” خواستند از ساعت مکه به عنوان زمان واحد جهانی به جای گرینویچ لندن بهره مند شوند، چرا که تحقیقات علمی دقیق نشان داده مکه مرکز زمین به شمار می رود. بنابراین خواستار استفاده از ساعت اسلامی مکه به جای گرینویچ شدند.زمین یاسین شوک فلسطینی الاصل و سازنده ساعت مکه یادآور شد: ساعت مکه با توجه به دستاوردهای علمی در مرکز زمین قرار دارد و اگر به جای گرینویچ به عنوان ساعت جهانی مورد استفاده قرار گیرد، کاملا درست است. این ساعت قبله را از هر مکانی در جهان نشان می دهد و عقربه های آن بر عکس ساعتهای فعلی است و مانند حرکت ستاره ها و اجرام آسمانی بوده و حتی موافق گردش خون در بدن انسان است.

(اصل خبر)

ببینم مرکز یک کره کجاشه؟ مرکزش نیست؟ منظورم مرکزشه… اون داخلش هسته اش… میگی نه؟ اینجاشه؟ اگه بچرخه کجاست؟ اونجاشه؟ یارو خیلی دور برش داشته بود ، همش خودش را می گرفت، پرسیدن چرا. گفت آخه مرکز عالم همینجاست که من ایستادم. میگی نه برو متر کن.

یکی نیست به این علمای مسلمان بگه که مگه همه مردم دنیا مسلمون اند؟ یا اینکه چه فایده ای داره این کار… یا چه دردی از مردم دنیا دوا می کنه. بعضی ها وقتی می خواهند خیلی دیندار باشند همه چیز را دینی می کنند. حتی معادلات ریاضی را. خانه از پایبست ویران است. خواجه در بند نقش ایوان است.

یاد اون محقق خل مشنگ ژاپنی می افتم که بر روی ملکول های آب تحقیق می کرد یه مشت عکس منتشر کرده بود و می گفت این در اثر اسم خداست اون در اثر چیه….یکی هم در اثر آب زمزم بود. هیچ کس گفته هایش را نمی تواند ثابت کند. حتی خودش. اما خیلی ها دوست دارند باور کنند. چون رویایی و وهم آلود است. اگر هم بگویی این دروغ است ناراحت می شوند که به دین شون توهین شده. اما این دینداری نیست این ناآگاهی است.

این هم آینده مکه: برج البیت

مکه آینده

(عکس از ویکیپدیا)

مرتبط: سوال جواب در مورد مرکز جهان بودن مکه

سوال جواب دیگری در مورد مرکز بودن مکه

خبر بی بی سی در باره کنفرانس مرکز بودن زمین

صفحه ساعت مکه در ویکیپدیا

مصاحبه دانشمند سعودی در یو تیوب برای اثبات مرکز بودن مکه

بازهم خبر می رسد

جامعه 1 Comment »

رئیس‌پلیس استان فارس، از دستگیری ۷۵ دختر و پسر در یک مهمانی شبانه در غرب شهر شیراز مرکز استان فارس، خبر داد.

این‌برای دومین‌بار در هفته‌های اخیر است که پلیس براساس آن‌چه که آن را «ارتقای امنیت اجتماعی» اعلام کرده است، اقدام به دستگیری جوانان می‌کند.

بیل در پاچه

وبلاگی No Comments »

وقتی بیل در پاچه تان می رود…

بیل در پاچه مان رفته!

مهندس نما

دکترانه, لبخند بزن 2 Comments »

امروز ای میل جالبی گرفتم از طرف دانشگاه… نگو اینها در به در به دنبال یه پسر خوش تیپ مثل من می گردند تا باهاش عکس بگیرند. گفتند پسرمی خواهیم فوق لیسانس به بالا. مهسا بفهمه کلکشون کنده است…. گفتند ابزار آلاتی هم همراه خودتان سر صحنه بیاورید که معلوم شود «مهندس» هستید! مثل:

  • کتاب (لابد کت و کلفت با معادلات ریاضی کنارش و یه مشت شکل موج و ماهواره و صفر و یک)
  • انواع کلاسور
  • کلاه کارگاه (کلاه عملگی)
  • نقشه و طرح
  • روپوش آزمایشگاه!
  • لپ تاپ!!!
  • لوله آزمایش!

خودتان ببینید و قضاوت کنید

UCF photoshoot

یاران جان جانی

روزمره No Comments »

امروز با خبر شدم یکی از یاران جان جانی در حال گرفتن پذیرش از یکی از دانشگاه های همین اطراف است. خیلی خوشحال شدم. مهسا هم همین طور. به امید اینکه ویزا را راحت بگیرد و به اورلندو هم سر بزند و با هم برویم دیزنی!

بعدا که اجازه داد خواهم گفت کیست (:

تخ آباد

دکترانه 4 Comments »

این را در یکی از گروه های FaceBook پیدا کردم. گروه Tex. در توضیح اش نوشته

Tex Group

ترجمه متن داخل عکس: به نظر شما تخ (تک، به فتح ت) س.ک_سی ترین روش حروف چینی برای عبارت ریاضی نیست؟

اگر این گروه برای شما بی معنی است پس شما به احتمال زیاد یا در رشته ریاضی تحصیل نمی کنید یا این که جزء هیچ کدام از این گروه ها نیستید: فیزیکدان ها، عرب زبان ها، آمار احتمالات کارها، مهندسان و(البته) خل مشنگ ها!.

صمد به شهر می رود

امریکا, دکترانه 2 Comments »

بالاخره نوبت ما شد و در روز Univeral Knight ما هم به دیدن Universal Studios مشرف شدیم. یک فروند بلیط مجانی برای دانشجویان مشغول به تحصیل هر کسی را وسوسه می کند. حالا گیریم این هرکس 12000 نفر دانشجوی UCF باشد. علاوه بر اینها کلی هم بلیط مهمان با تخفیف فروخته شده. من و مهسا هم همراه باقی دوستان و آشنایان به شهر یا به عبارت بهتر استودیو یونیورسال و پارک Island of Adventure رفتیم.

roller coaster

چشمتان روز بد نبیند. برای بنده که صبح تا به شب پشت کامپیوترم در آزمایشگاه می نشینم این ماجرای هیجان بیش از اندازه داشت. با این جناب Roller Coaster با آسمان خدا بالا بروی بعد در حالی که داری دور 360 درجه می زنی با شتاب نزدیک به g سی متر را شبه سقوط کنی و دوباره از نو… مهسا از من کلی شجاع تر بود. از گربه می ترسه ها اما از این سرعت و سقوط و شتاب نمی ترسه. من بعد از Incredible Hulk دیگر سوار Roller Coaster بعدی نشدم اما مهسا شد. در عکس هم می بینید که من از ترس در حال جیغ بنفش کشیدنم و مهسا در حال خنده….

Universal

من حساب کرده بودم می رویم شهر در یک کافه ای می نشینیم چهار تا کافه و کوفه می خوریم و بر می گردیم … نه اینکه بریم 4-5 ساعت فقط بچرخانندمان آخرش هم با مخچه به هم ریخته به خانه برگردیم…

یکی از این سواری های جالب مجموعه هم مربوط به مرد عنکبوتی بود… با ترکیب دید سه بعدی، شبیه سازی (هواپیما) و آب و آتش واقعی… جای همه تان خالی و اگر آمدید اورنلدو حتما این را ببینید. 

خلاصه شهر برای صمد و لیلا بسیار جالب ناک بود و دیدنی… قسمت دیگری از زندگی مردمان امریکا را هم دیدیم…

مجلس پارتی لهو و لعب

جامعه, روزگار من No Comments »

خبر روز این بود:

۳۱ دختر و ۳۶ پسر در جشنی در شمال شهر تهران توسط کلانتری ولنجک شبانه بازداشت شدند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، این دختران و پسران در “مجلس پارتی لهو و لعب” در خیابان مقدس اردبیلی شرکت کرده بودند. به گفته این پایگاه، ماموران پلیس بر اساس اطلاع “مخبران محلی” از این مهمانی با خبر شدند.

به یاد فیلم پرسپولیس می افتم و اینکه می گفتید دیگر آن روزها گذشته. بله گذشته و دور از دست من و شما “مخبران محلی”، که قبلا اختراع شده بودند، مزایا دریافت می کنند. در امریکا هم این مخبران محلی وجود دارند اما اینجا وظیفه شان لو دادن تبهکاران و قاچاقچیان و قاتلان است نه سرک کشیدن در دل مهمانی همسایه ها که مبادا کسی قر داده باشد یا نوشیدنی ای نوشیده باشد.

اونی که بیشتر از همه کار کرده

دکترانه No Comments »

در حال نوشتن بودم دید این تمپلیت مقاله کنفرانس جوک جالبی توش هست. اونی که از همه بیشتر زحمت کشید اسمش آخره….مخصوصا اگر مقاله خوبی باشه!

Ahutor’s list

البته بعضی وقت ها برعکس این هم رخ میده… مقاله ای است نوشته Lucas و Kanade در بینایی ماشین که بیش از 1000 تا Citation داره. وقتی «لوکاس» شاگرد «کاناده» بوده این مقاله را نوشته بعد رفته پیش استادش گفته استاد جون بیا اسم ات را بنویسم پای این مقاله بفرستم… استاد هم گفته این که خیلی ساده و ابتداییه من نمی خوام اسمم پای چنین مطلب پیش پا افتاده ای باشه…. استادی گفتن….. از این اصرار و از اون انکار…. آخر سر استاد قبول می کنه و بعد از 20 سال این معروف ترین مقاله استاده(: البته اسمش نفر دومه.

WP Theme & Icons.FoxTheme . Copyrighted by Creative Common License.
Entries RSS Comments RSS