نوشته قبلی ام را در مورد ترجمه فارسی گوگل خوانید؟ امروز ترجمه اش را خواندم کاملا مطابق میل ام بود: بی معنی!
All Davni Google Did Farsi translation problem? Here is the mirror I do not particularly Tony Teachers Special Frvnd Fkhsh I write unless deliberately written Ghlz might bâshi! Dust of the earth in their upper body wind! Tofu
اما بقیه نوشته ها را انصافا خوب اتوماتیک ترجمه کرده. نامرد هر روز هم بهتر می شه. خودتان امتحان کنید این لینک ترجمه انلگیسی وبلاگ ام است.
کوتاه مختصر می نویسم. سایت Logmein.com تمام دردسرهای دسترسی از راه دور به رایانه های شما را از بین می برد. مهم نیست که رایانه ای که می خواهید دسترسی داشته باشید چه سیستم عاملی (ویندوز یا مک) دارد و یا شما در چه سیستم عاملی مشغول به کار هستید. تنها کافی است که یک مرورگر اینترنت داشته باشید و آن وقت رایانه دیگر شما زیر دست تان خواهد بود. مهم نیست که یک رایانه دارید یه 3-4 تا همه شان را می توانید یک جا استفاده کنید.
حالا فکرش را بکن، یه NetBook با گوگل کروم داشته باشی و یک رایانه خانگی با سرعت بالا (یا یک سرور سریع) و دسترسی به اینترنت. (:
پ.ن: دسترسی به رایانه ای که لینوکس داره هنوز ارائه نشده. برای آن بهتر است فعلا از همان VNC استفاده کنید(:
آقا/خانم من از دوتا چیز توی اینترنت شاکی ام. تا امروز یکی بود و چیزی نمی گفتم اما این دومی را که دیدم دیگه نمی تونم جلوی خودم را بگیرم. اولی خیلی گویا شایع شده:
پادکست: که پنگلیش podcast هست. آقا/خانم چرا لغت به افتضاحی را رواج می دهید؟ با تو هستم بی بی سی فارسی و هزار سایت فارسی دیگر. اگر فارسی نگاه اش کنی میشه : ضدچرک= (پاد=ضد) +کست (چرک). این لغت انگلیسی اختراع یک شرکت تجاری است به نام اپل (سیب) که برای فروش بیشتر در زبان انگلیسی رواج اش داده. چند سال دیگر هم لغتی دیگر رواج می دهد. آقا/خانم جان اصلا این لغت در فارسی گفتنی نیست. شما خودتان امتحان کنید 4 بار این لغت را بگویید اگه زبان تان گره نخورد این صفحه را ببندید! به جای این لغت بی سرو ته می توانید معادل فارسی پیشنهاد بدید یا فقط بنویسد فایل صوتی یا اگر هم می خواهید به استاندارهای اپل (سیب) وفادار بمانید بگویید پخش پاد یا یه کوفت دیگر سرمایه داری.
تولبارک: امروز در رادیو زمانه چپ و چول دیدم تبلیغ Toolbar اش را کرده و اسمش را گذاشته “تولبارک زمانه”! آخه آدم بی عقل، تولبار مگر لغت فارسی که “ک” آخرش می آوری؟ می خواهی بامزه بازی در بیاری؟ شاید خیال می کنی رادیو زمانه همان وبلاگ ات است که هر جفنگی دلت می خواهد می توانی بنویسی؟ همین کارهای می کنید که معلوم می شود خیلی نباید جدی تان گرفت*. تولبارک به فارسی می شود: جنگ+ بار +ک! چرا اینقدر جفنگ؟ یاد فحش دادن مجید می افتم که می گفت “گوساله” هم فحشه هم شخصیت طرف رو نشون میده. این تولبارک هم شخصیت شما را نشون میده! خب بنویس “ابزار زمانه” هم فارسی است هم زبان آدم گره نمی خوره هم به شما یه شخصیتی می ده.
* پ.ن: برای یکی دیگه از آماتور بازی های رادیو زمانه این را سریع بخوانید و با خواندن کامنت های زیرش بخندید.
می دونی مشکل ترجمه فارسی گوگل چیه؟ اینه که دیگه اینجا هم نمی تونی به اساتید مخصوصا یه فروند خاص فخش بنویسی مگر اینکه عمدا غلظ توش نوشته باشی! گرد و غبار کره زمین بر قسمت بالایی بدن شان باد! توفو
هوای اورلاندو سرد شده دوباره و انگار نه انگار که داریم به استقبال بهار می رویم. مهسا گلدان گل لاله خریده و خانه را تزئین کرده. من هم چند تا عکس گرفتم ازش. ببینم از این دوتا عکس کدام رو می پسندید؟ (روی اش کلیک کنید بزرگتر می بینید)
آقا این ماشین ما آبیه، گرد و خاک رویش زود میشنه و معلوم میشه. من هم که در شستشوی ماشین تنبل و گرفتاری های زندگی دانشجویی رو هم به اون اضافه کنید می فهمید که سال به سال میرم ماشین می شورم. هر وقتی که شستیم فرداش دیدم این پرنده نامرد با یک فروند تاپاله خوشگل تزئین اش میکنه. فکر کنم در دنیای پرنده های هر چیزی که آبی پر رنگ و براق باشه توالت عمومی حساب میشه. شاید هم با دریا اشتباه میگیره. زیر درخت پارک نمی کنم اما نمی دونم چطوریه که این همه دقت داره و هدف گیریش حرف نداره. برای اینکه به عمق فاجعه پی ببرید عکس *واقعی* ماشین را قبل و بعد از خرابکاری پرنده در اندازه های *خیلی واقعی* برایتان می گذارم!
دینداری توجیه ای تکاملی دارد در حالی که جستجوی حقیقت و آگاهی لزوما یک هدف تکاملی نیست. در ادامه نوشته قبلی ام در مورد خودآگاهی و تکامل و دین چند خطی از نوشته علی پایا در نقد روش گنجی می آورم که تکمیل کننده نظرم است:
انتقاد از این باور ها، با تکیه به سلاح “حقیقت”، احیانا و نه لزوما، تنها برای کسانی کارساز خواهد بود که برایشان کشف حقیقت، داعیه اصلی باشد (”احیانا”، به این اعتبار که اگر انتقاد ها دقیق و صحیح باشند ممکن است در مخاطب اثر مورد نظر را پدید آورند).
اینان توجه دارند که حقیقت، ایده آلی است که باید مستمرا با تکاپو های نظری به سوی آن روان باشند و گوهری نیست که بسادگی فراچنگ آید. اما شواهد بیرونی حکایت از آن دارد که برای بسیاری از مخاطبان، دغدغه های دیگری، بجز بحث های نظری و تاریخی و یا دستیابی به حقیقت، در اولویت قرار دارد. کسب آرامش روحی و زیستن در یک زیست-جهان اخلاقی مبتنی به عقل عرفی و شیوه زندگی متاثر از سنت و متکی به آموزه هایی نظیر زندگی کن و بگذار زندگی کنند، برای این گروه احیانا از برجستگی و اهمیت بیشتری برخوردار است.
If we stopped doing everything for which we do not know the reason, or for which we cannot provide a justification .. we would probably soon be dead. — Friedrich A. Hayek
“اگر قرار بود ما دست از همه چیزهایی بکشیم که یا دلیل اش را نمی دانیم یا نمی توانیم توضیح قانع کننده ای برایش بیابیم که خیلی زود نابود میشدیم.” – فردیک هایک
این جمله در ابتدای فصل چهارم کتاب Gut Feeling نوشته شده بود. می دونید چرا همین برهانی است برای این که ادیان از بین نمی روند و این همه حرص خوردن آدم های بی دین و عقل گرا یا عرفگرا برای محدود کردن حوضه دین بی اثره؟ چرا راهی که آدم هایی مثل داوکینز می روند بعد از این همه سال به جایی نمی رسد؟ دلیل ساده ای داره، چون تکامل (فرگشت) بر خلاف خواسته شان عمل می کند و آدم ها نفرین شده خودآگاه شان هستند. شاید بعدها که هوا آفتابی شد بیشتر توضیح دادم و راه حلم را هم خواهم گفتم. فعلا همین را ببینید کافی است:
Recent Comments