از الان گفته باشم اگه آخر سر انتخاب بین الفنون و کروبی باشه، من الفنون رو ترجیح میدم! شما چطور؟
دیروز روز سختی بود اما بالاخره تمام شد. خیلی کار کردم، اول کردان را برکنار کردم و دوم اوباما را رییس جمهور کردم. باید برای رفع خستگی بستنیای که با محمد شرط بسته بودم را بگیرم. 6 ماهی میشود، امیدوارم بستنیاش آب نشده باشد. فقط ایرادش این است که او در هلند است و من پیش اوباما! دیشب، مثل خیلیهای دیگه، به یاد شور و شوق پیروزی خاتمی افتادم. امریکاییها به این احتیاج داشتند. دوران سختی را میگذرانند و برای سرافرازی، امید نیاز دارند. اشک در چشمان خیلیها حلقه زده بود و شاد بودند برای اینکه صدایشان شنیده شده بود.

فکرش را بکنید، 40 سال بعد از ترور مارتین لوتر کینگ، یک سیاه پوست رییس جمهور امریکا میشود. سیاهان چه شوقی دارند.
راستی پیشگوبینی من رو از انتخابات یادتون هست؟ با نتیجه نهایی مقایسه بکنید و ایمان بیاورید(:
پ.ن: برای خنده هم که شده چند کلمه از پدر عروس بشنویم:
به گزارش خبرگزاری فارس، غلامعلی حداد عادل هم در واکنش به پیرزوی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت: «این پیروزی واقعیت شکست آمریکا در سراسر جهان است».
آخیش! بالاخره یکی از دروغگوهای دولت از کار بر کنار شد. با کمال بیشرمی هنوز نمیداند گناهاش چیست؟ انگار دروغگویی و مدرک تقلبیاش چون بین مسوولان فراگیر است میتواند بهانهای باشد برای اینکه به کارش ادامه دهد. رشوه به نمایندگان مجلس تیر خلاصاش بود:
افکار عمومی و اینترنت موفق شد دروغگویی را کمتر کند. اگه امروز اوباما هم رییس جمهور بشه، میشه دوتا خبر خوب. بعد میرم به کار و زندگیم میرسم(:
بعد از ساعتها پژوهش و بررسی علمی و غیرعلمی، تصمیم گرفتم پیشبینی بسیار اساسی خودم را از نتیجه انتخابات امریکا را به دنیا اعلام کنم تا بشریت بینصیب نماند. طبق این پیشبینی، اوباماست با کسب 338 رای الکتورال در برابر 200 رای پالین برنده میشود. اگر روی عکس کلیک کنید پیشگویی(پیشبینی) رامین را برای نتیجه تکتک ایالتهای پنجاهگانه امریکا را خواهید دید. این پیشبینگویی به روش علمی «منریسرچنمیکنمتویاینترنتمیچرخمخبرمیخونم (مخفف: میچینخم)» انجام شده که از جدیدترین منابع پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در همه دنیاست. خطای این روش 0.0037 درصد است و هرکسی قبول نداره میتونه خودش بره اندازه بگیره.
بالاخره آقای کردان به حرف آمد و گفت که مدرکاش قلابی بوده است. حالا ایشان مدعی است که سرش کلاه رفته و مقصر مدرک قلابی کسی است که آن را فروخته و تا حالا به این موضوع شک نکرده بوده! البته معلوم نیست با وجود این همه اطمینان به لیاقتاش برای دکترای آکسفورد، خودش را لایق گرفتن «حقوق دکترا» نمیدانسته: ایشان در نامهاش گفته که بر اساس مدرک دکتری قلابیاش هیچ وقت حقوق نگرفته! خوشحالام که جامعهمان نشان داد که هنوز اندکی اخلاق و شرف باقی مانده که نگذارد چنین دروغی سر به مهر بماند. جالب این است که اگر حرف آقای کردان را قبول کنیم، باید این را هم بپذیریم که الان وزیر کشور کشورمان آدم دستپاچلفتی و ناآگاهی است که حتی نمیتواند صحت مدرک دکترایش را بفهمد. میدانید که مدرک دکترا قبض برق نیست که هر ماه دست آدم برسد. اما فعلا وزیر کشور ما کسی است لابد قبض برقاش را چک میکند که اشتباه نداشته باشد اما مدرک دکترایش را نه!
این تقلب مدرک دکترای کردان هم از آن چیزهاست که مشخص می کند جامعه ما چقدر در لجن فرو رفته… اگه مجلس بتونه تقلب را ثابت کنه اندکی خوشحال میشوم که انسانیت و راستی در این سرزمین هنوز نفسی میکشد. کسی که چنین تقلب بزرگی می کنه به راحتی مهمترین وزیر مملکت میشه و دروغگوییاش اصلا نکوهش نمیشه. این آخرین شاهکار انحطاط اخلاقی جامعه ایرانه.
خیلی بلاهت میخواهد که تقلب کرده باشی و با اینهمه اعتماد بنفس این «کاغذپاره» را به عنوان مدرک دانشگاه آکسفورد رو کنی به همه ملت((: این یعنی نه فقط خودش ابلهه بلکه در فاصله 3 نفر در شبکه اجتماعیاش هم هیچ آدمی پیدا نمیشود که بهش ندا بدهد، حاجی یواش!
کابوی: از کجا می آیید؟
مهسا: از ایران
کابوی: اوه از ایران… بهترین جایی که الان نباید بود!
—————–
دکترای فیزیک که در کنارش احساس امنیت نمی کردم: چه احساسی دارید که از ایران آمدید امریکا
رامین: احساس؟ طورخاصی نیست. منظورت چیست؟
دکترای فیزیک: همین که ممکن است امریکا به ایران حمله کند و هر روز تهدید می کند
رامین: هر شب کابوس می بینم
دکترا: جدی؟!
رامین: آره کاملا جدی.
دکترا: منظورم همین بود که چه حسی داری.
—————–
جادی-مانند فرانسوی: من فکر می کنم شما (ایرانی ها) پیشفرض هایی برای غذا خوردن دارین…
مهسا: جان؟!
جادی-مانند: یعنی بعضی غذاها را نمی خورید. وجیترین یا همچین چیزی
مهسا: ما هر غذایی خوش مزه باشه می خوریم. اتفاقا خیلی هم کباب و گوشت داریم.
—————–
هارلی دیودسون (موتور) سوار خفن: اوه ایران… ببینم درست می گم کشور شما را آیت الله اداره می کنه؟
رامین: آره.
موتور سوار : آیت الله خمینی دیگه درست میگم نه؟
رامین: نه عمو! او خیلی وقته عمرش را داده به شما. الان رهبر ایران کسی دیگریست!
موتور سوار: پس احمدی نژاد کیه؟
رامین: بوش دیدی؟ آبیش!
—————–
امریکایی: شما بودید که گفتند از ایران آمده اید؟
رامین: آره… از کجا فهمیدید؟ معلوم بود؟
امریکایی: آره… از رنگ پوستت. (رو به مهسا) اما شما نه… شکل ما هستید معلوم نیست!
مهسا: آره آره!
بازهم می خواهم در مورد جامعه امریکا بنویسم. اول گذری می زنم به نوشته قبلی که درباره بد شدن وضع اقتصاد جهانی نوشته بودم. چند روز پیش مهسا از بحثی که در آزمایشگاه شان در مورد اقتصاد می شد برایم گفت. به نظر دوستان اش، علت بد شدن وضع اقتصاد امریکا، رکود بخش مسکن است که خود این رکود ناشی از رکود مواد غذایی است. گران شدن مواد غذایی هم در عرض چند سال به دلیل خشکسالی یا مساله آب رخ داده است. مشکل اقتصاد از یک عامل طبیعی شروع شده و جلویش گرفته نشده و الان مثل رودخانه ای است که الان به آبشارش رسیده باشد.
اما امریکا مشکلات دیگری هم دارد. درگیر جنگی است که جنگ نیست. یادم است که یک بار در مجله اسپکتروم در مورد تکنولوژی های جنگ برای جلوگیری ازکشته شدن سربازان امریکایی و این جور چیزها نوشته شده بود. ماه بعد استاد دانشگاهی (از مریلند فکر کنم) نقدی بر آن مقاله نوشته بود. شروع نقدش با این مضمون بود که اساسا صحبت از جنگ در عراق بی معنی است. جنگ امریکا با عراق همان 20 روز اول تمام شد. آنچه الان در حال رخ دادن است، اشغال کشوری توسط امریکا است. این وضعیت که دیگر اسمش جنگ نیست، تا زمانی که امریکا در عراق باشد ادامه پیدا می کند و هر روز عده ای کشته می شوند.
هزینه ای که امریکا برای این جنگ می دهد فرای بودجه نظامی اش است و انگار دارد مانند همان رودخانه ای که به آبشار رسیده است وضعیت دنیای ما را هم به آبشار می رساند. امروز مقاله گاردین در نقد رای دادگاه انگلیس به خارج کردن مجاهیدن از لیست تروریستی را خواندم. کاملا با آن موافقم. انگار انگلیسی ها فراموش کردند که فقط آدم های سفید پوست بلوند نیستند که کشته شدن شان مهم است، بلکه آدم های سفید پوست غیر بلوند هم مهم هستند (گیرم سیاه پوستان را حساب نمی کنید). در آن مقاله نوشته که همان کاری که ال قا.ع.ده با امریکا کرده مجاهیدن هم با ایران کرده اند. چطور اسم یکی تروریسم است اسم دیگری مبارزه برای …. مقاله نوشته: گیریم امریکا قطب نمای اخلاقی اش را گم کرده است، چرا انگلیسی ها باید گم کنند.
امیدوارم سگ زرد (اوباما) در انتخابات آینده برنده شود تا شاید کمی دنبال آن قطب نمای اخلاق بگردد، مگرنه به این شغال ها (هیلاری و مک کین) هیچ امیدی جز رسیدن به آبشار بحران نمی شود داشت.
روزگار سیاست خیلی ها را عوض می کند یا آدمها پس از قرار گرفتن در موقعیتی جدید جنبه دیگرشان را نشان می دهند. من اکبر اعلمی نماینده مجلس فعلی را نمی شناختم و لی همین که جزء مجلس منتخب شورای نگهبان بود می توانستم حدس بزنم که چه جور شخصی است. اما همین آدم الان جز منتقدین اصلی ال.نون است و بسیار زیبا نوشته:
ملزومات فساد ستيزي!
… در گزارش سال 2007 خود، برای ایران شاخص عددی 131 و نمره 2.5 از 10 را محاسبه کرده است و اين در حالي است كه به موجب همين گزارش کشور دانمارک همراه با فنلاند و سنگاپور با شاخص عددی یک و بالاترين نمره از 10 يعني نمره 4/9 دارای کمترین میزان فساد بوده است . شاخص فساد مالی و اداری برای کشورهای سوئیس 7، کانادا 9، بریتانیا 12، آلمان 16، ژاپن 17، فرانسه 19، ایالات متحده 20، چین 72 و هند 72 اعلام شده است. بموجب گزارش سال ۲۰۰۶ سازمان مذكور، جايگاه ايران در ميان ۱۶۳ کشوري كه مورد بررسی قرار گرفت، در رديف ۱۰۵ و در سال ۲۰۰۵ در ميان ۱۵۸ کشور در رديف ۸۸ قرار داشت كه اين امر نشان دهنده افزايش فساد در سه سال اخير است!
اين در حالي است كه همه اين كشورها از داشتن حوزه هاي علميه، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، آمران به معروف و ناهيان از منكر دولتي ، صدها امام جمعه و جماعات كه حداقل بمدت سه دهه در تريبون هاي مختلف به ارشاد مردم پرداخته اند، بي بهره مي باشند.آنها از داشتن الگوها و قديساني نظير امام علي(ع) كه حتي به استفاده از شمع ناقابل بيت المال در مذاكره خصوصي طلحه و زبير با خود رضايت نمي دهد، محرومند.آنها با قران و نهج البلاغه بيگانه اند. مسئولان و نمايندگان هيچيك از اين كشورهاي اروپائي روزي 17 ركعت نماز بر پا نمي دارند و سالي 30 روز روزه نمي گيرند.با هاله نور و مقولاتي از اين دست سر و كار ندارند. به امام غايبي كه روزي ظهور خواهد كرد تا هرگونه ظلم و فسادي را از زمين بر چيند اعتقادي ندارند. هيچيك از كشورهائي كه اسامي آنها ذكر شد و داراي كمترين فساد مالي و اداري هستند، در ادارات ريز و درشت خود فيلترهاي مختلف گزينشي براي وزن كردن اعتقاد و التزام ساده ترين كارمندان خود به احكام اسلام داير نكرده اند، از داشتن شوراي نگهباني كه تطبيق دهنده مصوبات مجلس با موازين اسلام باشد، بي بهره اند و فاقد فيلتري هستند كه داوطلبان مجلس را پيش از ورود به خانه ملت از حيث اعتقاد و التزامشان به اسلام بسنجد. اما در كشورهاي مزبور با وجود همه اين كاستي ها و محروميت ها، قوانين و مقررات براي همگان به صراحت مشخص و قابل دسترسي و آگاهي است. از مطبوعات آزاد و رسانه هاي كارآمد و منتقد برخوردارند، فعاليت احزاب در آنها آزاد است و بدليل پذيرش و توسعه فضاي نقد سازمانها و مديريت آنها در جامعه، سازمانهاي غيردولتي و تشكلهاي مردمي براي مبارزه با فساد و آشكارسازي كجروي ها به آساني به نقد قدرت مي پردازند. دسترسي به اطلاعات براي همگان به آساني ميسر و در نتيجه هر نوع پنهان كاري و عملكرد در سايه، ناممكن و دشوار است.
حال اگر بجاي جار و جنجال هاي بي اثر، و در كنار همه امتيازاتي كه ما داريم و ديگران فاقد آن هستند، به ويژگي ها و مناسبات فوق هم تن در دهيم، يقينا فساد ستيزي ما از در جا زدن در مرحله شعار خارج و به مرحله عمل خواهد پيوست و در اينصورت البته امثال دكتر احمدي نژاد هم ناگزيرند كه بجاي فرافكني و دادن آدرس هاي غلط، چاره اي براي تورم لجام گسيخته و گسترش فاصله طبقاتي بيانديشند و در صورت ناتواني از مردم عذر خواهي كرده و از قدرت كناره گيري نمايند!
منبع: وبسایت شخصی اکبر اعلمی
http://www.akbaralami.com/content/view/106/71/
آدم هایی مثل اعلمی باعث می شوند که من در قضاوت های سیاسی ام در مورد آدم ها بیشتر کارکردگرا باشم و نه اینکه صرفا طرفدار تفکری خاص.
امروز کودتاي نظامي در کشور من کامل شد. فرماندگان نظامي رواني به غنوان نمايندگان عروسکي مجلس بر صندليهاي قرمز نشستند و فرمانده ديگري رييس تلويزيون شد. از امروز در مملکت من کسي برايمان برنامههاي ديدني ميفرستد که ميگويند فقط مانده سر دوبينهاي فيلمبرداري هم چادر بکشد. امروز مملکت من به اشغال در آمد و رييس جمهمور بي عرضهاش زهر شرافت از دست رفتهاش را نوشيد.
کمربندها را محکم ببنديد، به شيب تند سرازيري رسيدهايم.









Recent Comments