فلوریدا و ساحل‌اش

امریکا 5 Comments »
Lie گردن بند گل

Lie گردن بند گل

امروز از “عمر” همکارم در آزمایشگاه چیزی شنیدم که فهمیدم چندان هم فلوریدا را ندیده‌ام. بحث بر سر این بود که کدام ساحل فلوریدا بهتر است. من از ساحل‌های غربی‌اش که رو به خلیج مکزیک است تعریف می‌کردم و او از ساحل میامی خوش‌اش می‌آمد. یک‌دفعه یادش آمد از کدام ساحل بیشتر خوش‌اش می‌آید. گفت که آیا ساحل دیتونا (Daytona Beach) رفته‌اید؟ زمان تعطیلی بهاره (Spring Break)؟  شاید خبر داشته باشید که شهر دیتونا در فلوریدا برای تعطیلات بهاره و پارتی‌های هایش معروف است و دانشجویان جوان از همه امریکا برای گذراندن تعطیلات بهاره آن هم با مایو در کنار ساحل به آنجا می‌آیند.

عمر می‌گفت اگر در تعطیلات بهاره به آنجا بروی و روی داشبورد ماشین‌ات از این گردن‌بندها گل بگذاری دختر‌های می‌آیند سوار ماشین‌ات می‌شوند.  بعد که دخترها سوار شدند سعی می‌کنند باهات “خوب” باشند دست آخر که همه صندلی‌ها پر شد باید یکی را انتخاب کنی گل را به گردن‌اش بیاندازی. او هم به اصلاح امریکایی فلش می‌کند یعنی تی‌شرت/مایو (نیمه‌بالا) را در می‌آورد. دخترها برای این‌کار رقابت دارند چون در آخر روز دختری که بیشتر از همه گردن‌بند گل در گردن داشته باشد به عنوان زیبا ترین انتخاب می‌شود!!

به من توصیه کرد که همراه مهسا آنجا نروم! نمی‌داند من آب هم بدون اجازه ایشان نمی‌خورم. به هرحال بهش گفتم که تو با تجربه‌ترین دانشجوی آزمایشگاه هستی… کلی خوش‌اش آمد.

اوه راستی: به طور خیلی اتفاقی، دیتونا کلی ایرانی داره.

مرتبط: عکس‌های تعطیلات بهاره معروف دیتونا.

Balatarin

آی CVPR منو کشتی

امریکا, دکترانه, روزمره 1 Comment »

ما در آزمایشگاه‌مان سنتی داریم که هر سال اجرا می‌شود: «خودکشی در ترم پاییز برای رسید به CVPR»! قبلا راجع به CVPR نوشته بودم. مهم‌ترین کنفرانس رشته بینایی ماشین است. همانطور که حدس می‌زنید، امسال این سنت گریبان من را هم گرفته و دو هفته‌ای است که خواب و خوراک و زندگی برایم نگذاشته. البته مقاله دادن، کار دو هفته یا چند هفته نیست. این کار را در تابستان یا حتی قبل‌تر از آن شروع کردم اما نوشتن‌ان و به فرم مقاله در آوردن‌اش دو هفته‌ای طول کشید. ‌

هاه! الان که این را می‌نویسم به معنی دقیق مغزم داغ کرده و دیگه خسته شده‌ام. فردا موعد ارسال مقالات است و من یک مقاله آماده دارم. باید قطعا مدتی روی موضوع دیگری کار کنم یا حتی اصلا فکر نکنم! آره فکر کنم این بهتر باشه. باید به خود مرخصی بدم! چشم‌هام آلبالو گیلاس می‌چینه، می‌بینه، میره، می‌زنه، میاره…..

با اینکه امسال CVPR در میامی برگزار خواهد شد و طبیعتا ما چندان شوقی برای مسافرت درون ایالتی نداریم اما به هرحال از CVPR نمی‌توان گذشت! محل کنفرانس در هتل Fontainebleau Hotel که گویا خیلی خفنه. اگه رفتم حتما برایتان تعریف می‌کن چه مزه‌ای بود.

Balatarin

راهنمایی برای انتخاب دانشگاه در امریکا

امریکا 12 Comments »

اینجا برای همه‌ی آنهایی که می‌خواهند از دانشگاه‌های امریکا پذیرش بگیرند راهنمایی کوچکی دارم. نوشته روزبه دانشور من را به نوشتن این واداشت. هرکدام از شما برای انتخاب دانشگاه معیارهای متفاوتی دارید. فاکتورهای اصلی کیفیت و رتبه دانشگاه و چیزهایی از این قبیل است. اما این هم خیلی مهمه که شما چندین سال از جوانی‌تان را کجا سپری می‌کنید، توی یک شهر شبیه ده؟ توی یک شهر بزرگ؟ تفریحات شما چیست؟ آیا فرهنگ آن شهر را می‌توانید بپذیرید؟ آیا مردمان آن شهر شمای خارجی را می‌توانند قبول کنند؟ برای اینکه بدانید چه شهری برای شما مناسب است به نظر من نتیجه انتخابات اخیر امریکا بهترین راهنماست:

نتیجه انتخابات سال 2008 امریکا

نتیجه انتخابات سال 2008 امریکا

می‌توانید جزئیات نقشه و اینکه هر بخش (County) هر ایالت چطور رای داده است را در سایت سی‌ان‌ان ببینید و چک کنید که دانشگاه شما دقیقا در قسمت آبی است یا قرمز. آن‌هایی که هاشور خورده‌اند ایالت‌هایی هستند که امسال تازه رنگ شان عوض شده. درصدها را چک کنید تفاوت 70-30 با 51-48 خیلی زیاد است. قرمزها جمهوری‌خواهان هستند و آبی‌ها دموکرات‌ها:

قرمزها: عموما ایالت‌ها و شهرهای کوچک هستند. ایالت‌های میانی و جنوبی امریکا هستند. سطح آموزش در این ایالت‌ها پایین‌تر است. مردم مذهبی‌تر (مسیحی‌تر) هستند. درآمد سرانه‌ی این ایالت‌های (به جز تگزاس) عموما پایین است. کم جمعیت هستند. اتفاقات فرهنگی و هنری کمتری اینجا می‌افتد. کمتر پذیرش خارجی‌ها را دارند به خصوص خاورمیانه‌ای ها.

نتیجه: اگر به دنبال شهری می‌گردید آرام، زیبا، دور از همه چیز، این ایالت‌ها جاهای مناسبی برای شما هستند. اگر دنبال هیاهوی شهر می‌گردید اشتباه کرده‌اید. اگر فکر می‌کنید می‌توانید راحت در یک کافی بشینید و با ملت بحث روشنفکری بکنید باید بگویم که نزدیک‌ترین جا برای معاشرت یک بار هست که با یک عده Redneck می‌توانید آبجو بخورید. اگر در این ایالت‌ها بگردید و پوشش‌تان متفاوت باشد (مثلا حجاب داشته باشید) یا اینکه لهجه‌تان فرق کند (ایرانی باشید) به شما روی خوشی نشان نمی‌دهند. البته این موضوع شهر به شهر یا حتی ناحیه به ناحیه متفاوت است و بالا و پایین دارند. با این وجود اگر آدم دینداری هستید، این ایالت‌ها بیشتر از بقیه با خدا هستند!

آبی‌ها: شهرهای بزرگ امریکا اکثرا در ایالت‌های آبی قرار دارند. مراکز بزرگ تفریحی، فرهنگی، هنری در این ایالت‌هاست. شاید بشود گفت که هرچه از آمریکای مدرن در فیلم‌های هالیوودی می‌بینید، مربوط به این ایالت‌ها و بلکه بخش کوچکی از آن‌هاست. شهرهایی مثل نیویورک، شیکاگو و لس‌انجلس در این بخش قرار دارند. در این شهرها هر چیزی می‌توانید پیدا کنید. از هر آدمی با هر عقیده و سلیقه گرفته تا هر نوع پوشش لباس. آنقدر متنوع که برای بار اول آدم سرش سوت می‌کشد. مردم عموما تحصیلات بیشتری دارند. این موضوع در ایالت‌های شمال شرقی و ساحل غربی بیشتر نمود دارد. به همین نسبت مردم تفاوت فرهنگی را بیشتر می‌فهمند و حتی شهرهای بزرگ‌شان عملا چند فرهنگی هستند.

نتیجه: اگر دانشگاهی می‌خواهید که به شهرهای بزرگ نزدیک باشد (به جز Houston که در تگزاس است)، به ایالت‌های آبی نگاه کنید. یادتان باشد ساحل غربی دانشگاه‌های خوب، هوای خوب و مردمان تحصیل‌کرده‌ای دارد. اگر به دنبال مراکز فرهنگی هستید شاید دانشگاهی نزدیک نیویورک، واشنگتن، سانفرانسیسکو یا شیکاگو برای شما بهتر باشد. البته باید بدانید خیلی از دانشگاه‌های امریکا در حومه‌های دور افتاده قرار دارند. حتی دانشگاه‌های بزرگ و معروف. ایالت‌های هاشور خورده را با دقت بیشتری بررسی کنید، شهر به شهر قضیه فرق می‌کند. مثلا شهر ما اورلندو از شهرهای مجاور آبی‌تر است. ایرانی‌ها بیشتر در ایالت‌های آبی تجمع دارند. اگر از ایرانی‌ها خوش‌تان می‌آید، کالیفرنیا و نیویورک بهترین جا برای شماست اگر نه، شاید ایالت‌های شمالی آبی را بیشتر بپسندید. شما در این ایالت‌های به عنوان مسلمان یا خارجی بیشتر پذیرفته هستید، حتی می‌توانید به سادگی مسجد شیعه یا سنی خودتان را انتخاب کنید و برای عبادت به آنجا بروید. حجاب داشتن شما برایشان آنقدرها عجیب نیست. به همان نسبت هم چیزهای زیادتری وجود دارد که دین و ایمان شما را بدزدد.

Balatarin

“ما می‌توانیم”

امریکا, سیاست 13 Comments »

دیروز روز سختی بود اما بالاخره تمام شد. خیلی کار کردم، اول کردان را برکنار کردم و دوم اوباما را رییس جمهور کردم. باید برای رفع خستگی بستنی‌ای که با محمد شرط بسته بودم را بگیرم. 6 ماهی می‌شود، امیدوارم بستنی‌اش آب نشده باشد. فقط ایرادش این است که او در هلند است و من پیش اوباما! دیشب، مثل خیلی‌های دیگه، به یاد شور و شوق پیروزی خاتمی افتادم. امریکایی‌ها به این احتیاج داشتند. دوران سختی را می‌گذرانند و برای سرافرازی، امید نیاز دارند. اشک در چشمان خیلی‌ها حلقه زده بود و شاد بودند برای اینکه صدایشان شنیده شده بود.

جشن پیروزی اوباما در نیویورک

ملت در خیابان‌های شیکاگو شادی می‌کردند

ملت در خیابان‌های شیکاگو شادی می‌کردند

جشن پیروزی اوباما 7

فکرش را بکنید، 40 سال بعد از ترور مارتین لوتر کینگ، یک سیاه پوست رییس جمهور امریکا می‌شود. سیاهان چه شوقی دارند.

راستی پیش‌گوبینی من رو از انتخابات یادتون هست؟ با نتیجه نهایی مقایسه بکنید و ایمان بیاورید(:

پ.ن: برای خنده هم که شده چند کلمه از پدر عروس بشنویم:

به گزارش خبرگزاری فارس، غلامعلی حداد عادل هم در واکنش به پیرزوی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت: «این پیروزی واقعیت شکست آمریکا در سراسر جهان است».

Balatarin

اوباماست! با فلوریداست!

لبخند بزن, امریکا, دکترانه, سیاست 4 Comments »
پیش‌بینی انتخابات امریکا

پیش‌بینی انتخابات امریکا

بعد از ساعت‌ها پژوهش و بررسی علمی و غیرعلمی، تصمیم گرفتم پیش‌بینی بسیار اساسی خودم را از نتیجه انتخابات امریکا را به دنیا اعلام کنم تا بشریت بی‌نصیب نماند. طبق این پیش‌بینی، اوباماست با کسب 338 رای الکتورال در برابر 200 رای پالین برنده می‌شود. اگر روی عکس کلیک کنید پیش‌گویی(پیش‌بینی) رامین را برای نتیجه تک‌تک ایالت‌های پنجاهگانه امریکا را خواهید دید. این پیش‌بین‌گویی به روش علمی «منریسرچنمیکنمتویاینترنتمیچرخمخبرمیخونم (مخفف: میچینخم انجام شده که از جدیدترین منابع پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در همه دنیاست. خطای این روش 0.0037 درصد است و هرکسی قبول نداره می‌تونه خودش بره اندازه بگیره.

Balatarin

بحران اقتصادی و دانشجویان خارج از کشور

اقتصاد, امریکا, اندیشه, ایران, جامعه 12 Comments »

همان‌طور که می‌دانید اقتصاد امریکا ضربه بزرگی خورده که پیامدش فشاری است که به اقتصاد جهان آمده است. محمد سوال‌های مهمی از من درباره تاثیر این ضربه بر زندگی دانشجویان در امریکا پرسیده بود که مدتی است که می‌خواهم جواب‌اش را بدهم ولی به دلیل گرفتاری نتوانستم. امروز تصمیم گرفتم تا کهنه نشده‌اند، با اینکه خیلی گرفتارم، به آن‌ها جواب بدهم. سوال‌ها از این قرار است:

  1. اين بحران اقتصادي روی زندگي شما (منظورم دانشجوهايي خارجي که در حال تحصيلات تکميلي تو آمريکا هستن) چقدر و چه جور تاثير گذاشته؟
  2. روی زندگي مهندسين و محققيني که دارند کارهاي Hightech يا تحقيقات در همين رشته‌هاي مهندسي مربوطه مي‌کنند هم تاثير زيادي مي‌گذاره يا فقط رو زندگي عامه مردم تاثير گذاشته؟
  3. با توجه به اين وضعيت ممکنه که به يکي مثل من که مي‌خواد بياد ينکه دنيا بگي: بهتره به فکر يه کشور ديگه باشي؟ (البته اين طور که اخبار مي‌گه همه‌ي کشور‌هايي که من ممکنه بخوام برم تحت تاثير اين وضعيت امريکا اوضاشون خراب شده)

سوال‌ها را به ترتیب جواب می دهم و علت ماجرا را آخر ذکر می‌کنم:


جواب سوال اول: اين بحران اقتصادي روی زندگي شما  چقدر و چه جور تاثير گذاشته؟

به عنوان دانشجوی تحصیلات تکمیلی در امریکا، منبع درآمد شما 3 چیز می‌تواند باشد:

  1. Fellowship/Scholarships (بورسیه)
    اینکه در آمدت تغییر می‌کند یا نه به موسسه یا دانشگاهی مربوط است که تو را بورس کرده است. معمولا این موسسه دانشگاه خودت است و پشتوانه محکمی دارد و درآمدت تضمین شده است. معمولا!
  2. Teacher Assistantship (حل تمرین/تدریس)
    حق‌التدریس مستقیما از طرف دانشگاه و دانشکده‌ی محل کارت می‌آید. اگر دانشگاه‌ات دولتی باشد با بحران اقتصادی، بودجه‌ی اش محدود می‌شود و اولین جایی که تنگ‌شدن تنبان بودجه اثر می‌گذارد، تعداد موقعیت‌های شغلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. دانشگاه‌های خصوصی نیز غیر مستقیم همین ماجرا را دارند. این یعنی کم شدن تعداد TAها. پس ممکن است به شما TA نرسد یا اینکه نصف هزینه‌تان را تامین کند یا اینکه مجبور باشید بیشتر کار کنید. مثلا الان حل تمرین‌ها دانشکده‌ی ما عملا دوبرابر حل تمرین‌های همان درس‌ها در سه سال پیش کار می‌کنند اما همانقدر حقوق می‌گیرند. این یعنی بیگاری بیشتر و وقت کمتر برای پژوهش شخصی و مشکلات مربوطه به آن. یادآوری: اگر در شعبه‌های دانشگاه‌های کالیفرنیا پذیرش گرفته‌اید، حقوق شما برای دوره تحصیل تضمین‌شده است. یعنی شما برای 4 سال خیالیتان راحت است، هر اتفاقی بیافتد، شما را خیالی نیست! اما این برای دانشگاه‌های (ایالتی) کالیفرنیا (و بعضی جاهای دیگر) است و نه همه ایالت‌ها! در نتیجه آنچه در کاریکاتور شکل (1) می‌بینید نگاه خوش‌بینانه‌ای است که بیشتر به کالیفرنیا مربوط است.

    آیا بحران اقتصادی بر شما تاثیر می‌گذارد: نگاهی خوش‌بینانه

    شکل 1- آیا بحران اقتصادی بر شما تاثیر می‌گذارد: نگاهی خوش‌بینانه


  3. Research Assistantship (پژوهش)
    این موقعیت شغلی به معنی این است که شما به عنوان پژوهش‌گر برای استادی کار می‌کنید و حقوق شما از طرف آن استاد بر اساس کاری که می‌کنید و پروژه‌ای که از طرف استاد جذب شده است تامین می‌شود. بسته به اینکه این پروژه از منبع دولتی یا خصوصی آمده باشد، دوره‌ی اعتبارش چقدر باشد، و رقم‌اش چقدر ممکن است دستمزد شما عوض بشود یا نشود. البته این اتفاق در کوتاه مدت نخواهد افتاد. چون قراردادهای قدیمی به قوت خودشان باقی است (اگر موسسه طرف قرارداد ورشکست نشود). در کل، این به معنی محدود شدن منابع مالی استادها است. چیزی که همین الان خیلی محدود شده است!! و نتیجه‌اش سخت تر شدن گرفتن پذیرش!

برای من و مهسا این تاثیر هنوز اندک بوده چون هردو ما RA داریم. البته این رکود و مشکلات اقتصادی در ایالت فلوریدا از یک سال پیش شروع شده و تازگی ندارد. بودجه دانشگاه ما، UCF، از سال پیش دو بار کم شده‌است. بار اول نصف شد! و دفعه دوم 25 درصد کمتر!! با این وجود بیشترین تاثیری که ما حس کرده‌ایم، افزایش قیمت اجناس بوده که تورمی حدود 5 درصد داشته‌اند. البته این با تورم 29 درصد ایران قابل مقایسه نیست اما ممکن است باعث شود شما تصمیم بگیرید که یک سری خرج‌ها را نکنید یا مثلا بیرون غذا نخورید. البته ممکن است مثل یکی از دوستان هندی‌ام در دانشکده اقتصاد، بد‌شانسی بیاورید و دانشگاه به دلیل کمبود بودجه شهریه شما را تقبل نکند و شما مجبور شوید از درآمدتان، شهریه 20‌هزار دلاری سالانه را بپردازید! که صد البته غیر ممکن است!

جواب‌ سوال دوم: تاثیر بر زندگی پژوهشگران رشته‌های مهندسی، فنی، و Hi Tech:
این مشکل اقتصادی روی زندگی همه تاثیر می‌گذارد. تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت دارد. تا چندی پیش کار خیلی سخت پیدا می‌شد و این بحران، کار پیدا کردن را سخت‌تر و سخت‌تر می‌کند.  البته دور نمای 4 سال دیگر اش شاید خوب باشد اما همین الان بر شغل‌های Hi Tech‌ نیز تاثیر می‌گذارد. چند روز پیش ناسا، که همین بغل گوش ماست، اعلام کرد که خبری بد و خبری خوب دارد. خبر بد:   4500 نفر را از کار برکنار (Layoff) کرده بود! خبر خوش این بود که این تعداد 2000 نفر کمتر از رقمی بود که قبلا حدس زده بودند! جالب است که بدانی، تقریبا تمامی شرکت‌ها همه استخدام‌ها را به حالت تعلیق در آورده‌اند تا ببینند وضعیت بازار چگونه خواهد شد!

جواب سوال سوم: تاثیر بر دانشجویان جدید و پذیرش‌ها:
تاثیر مستقیمی که مشکل اقتصادی بر پذیرش دانشجویان می‌گذارد هم موضوع جالبی است. در رشته‌های فنی و مهندسی، همیشه وقتی وضع اقتصاد خوب است امریکایی‌ها (و کانادایی‌های) کمتری به فکر ادامه تحصیل در تحصیلات تکمیلی می‌افتند. اما وقتی که وضع اقتصاد بد می‌شود هیچ جایی بهتر از دانشگاه نیست! چون درآمدش خیلی با ثبات‌تر است. به همین دلیل با هماهنگی 75 درصدی، می‌شود گفت که هر وقت بیکاری زیاد شده تعداد متقاضیان محلی تحصیلات تکمیلی در امریکا زیاد شده. این یعنی رقابت فشرده‌تر و پذیرش سخت‌تر بخصوص برای خارجی‌ها!
کدام انتخاب بهتر است؟ امریکا یا کانادا یا اروپا؟ سوال آسانی نیست اما به نظر من نگذار مشکلات اقتصادی کوتاه مدت هدف‌های بلند مدت‌ات را تحت تاثیر قرار بدهد. مشکلات اقتصادی همیشه هستند. دولت امریکا الان در گل فرورفته است ولی این به همه کشورهایی دنیا سرایت خواهد کرد. ممکن است گرفتن پذیرش در همه جا سخت‌تر بشود یا زندگی دانشجویی مشکل‌تر بشود. ممکن است این پدیده زودتر در امریکا دیده شود و بعد در کانادا و اروپا. اما این نباید تعیین کننده‌ی هدف باشد. شاید شانس ترا کم کند اما اگر هدف‌ات این است که در دانشگاه‌های خوب امریکا پذیرش بگیری، دنبال هدف‌ات باش. اما اگر هدف دیگری هم داری و آن هم گریختن از گرفتاری‌های ایران است، به اروپا/کانادا هم فکر کن. اما با این آینده اقتصادی، من پیش‌بینی می‌کنم که دانشگاه‌های اروپا و کانادا هم به زودی مشکل بودجه خواهند داشت و شاید بیشتر از امریکا. همین چند روز پیش خواندم که دولت کانادا، پرداخت بدهی‌های چند میلیونی دانشگاه کبک در مونترال را پذیرفته است!

راستی می‌دانی مشکل از کجا شروع شد و به کجا می‌رود؟

برای جواب همه آن‌سوال‌ها بهتر است که به شروع بحران نیز نگاه کنیم.  آقا علت شروع‌اش جنگ عراق، رکود تولید، تورم، افزایش قیمت نفت و بیکاری و … در اقتصاد امریکا بود که باعث شد عده‌ی زیادی از آدم‌های (فقیری) که درآمد اندکی داشتند اما با آسان‌گیری بانک‌ها توانسته بودند در 20 سال‌گذشته وام مسکن بگیرند، دیگر نتوانند وام‌شان را پرداخت کنند. در نتیجه بانک‌ها پول کم داشتند که اعتبارهای جدید بدهند. یا پول در اختیار مردم بگذارند. مثلا فرض کنید کسی نصف اقساط خانه را پرداخته باشد ولی چون پول ندارد بقیه قسط‌ها را بدهد، خانه را طبق قرار داد به بانک خواهد فروخت و پول نقد خواهد گرفت. حالا اگر بانک با انبوهی از این تقاضاها مواجه شود و پول نقد هم نداشته باشد، ورشکست خواهد شد.

برای اینکه ابعاد این را متوجه بشوید بهتر است بدانید که در امریکا بانک‌ها با نسبت 1 به 10 وام می‌دهند یعنی اگر 1 دلار پول داشته باشند، به 10 نفر وام 1 دلاری پرداخت می‌کنند. حالا فرض کنید بسیاری برای فک رهن به بانک‌ها هجوم بیاورند. بحران آغاز می‌شود! چندین و چند بانک و موسسه اعتباری امریکا چنین مشکلی داشتند که یا ورشکست شدند یا اینکه دولت با چاپ پول و خرج کردن از بودجه دولتی (مالیات‌های مردم) بدهی این بانک‌ها را خریده است. اما این تازه شروع بحران است. مثل 11 سپتامبر که ساختمان به آن بزرگی فرو ریخت و ابری از خاک و سیمان کیلومترها آنورتر را گرفت، با ورشکستگی این بانک‌های بزرگ تمامی قرار دادها و شرکت‌های طرف قرار داد و تجارت‌های مربوط به آن‌ها دچار مشکل می‌شود. برای تصور عظمت این موضوع شاید بد نباشد بدانید که سرمایه تنها یکی از این بانک‌های ورشکست شده به اندازه درآمد فروش نفت کشور ایران در کل 20 سال گذشته است! با این موج عظیم تغییر و ورشکستگی بانک‌ها اعتماد مردم به سرمایه گذاری کم می‌شود. ملت پول‌هایشان را از بانک‌ها بیرون می‌آورند و بانک‌ها بی پول‌تر می‌شوند. سهام دچار مشکل می‌شوند چون یک دفعه خیل عظیمی فروشنده سهام پیدا می‌شود از ترس اینکه مبادا قیمت‌ها بیشتر افت کند یا شرکتی که سهام‌اش را دارند ورشکسته شود. آه! همه چیز قاطی می‌شود!

در یک کلام، بانک‌ها روغن اقتصاد هستند. به شما وام می‌دهند، شما کارخانه و کارگاه و شرکتی راه می‌اندازید یا خانه می‌خرید و درآمدتان را خرج خرید محصولات می‌کنید. همه این‌ها اشتغال ایجاد می‌کنند. شغل‌ها در آمد ایجاد می‌کنند و وام‌ها باز پرداخت می‌شوند و محصولات تولید می‌شوند. حالا اگر بانک‌ها وام نتوانند بدهند، این چرخه دچار مشکل می‌شود و مثل دومینو یکی یکی روی هم می‌افتند و خراب می‌شوند. در آخر همه مشکلات در دو کلمه خلاصه می‌شود کمبود شغل و تورم. این بر زندگی همه تاثیر می‌گذارد. ممکن است تاثیرش الان حس نشود اما در بلند مدت یا بعد از چندین ماه عیان خواهد شد.

این که دقیقا در آینده چه خواهد شد و مشکل حل خواهد شد یا نه هنوز معلوم نیست. نگاهی که من آن نیز موافق‌ام این است که این بحران در 2-3 سال آینده برطرف خواهد شد و دست نامرئی بازار خودش را تنظیم خواهد کرد. آن زمان بهترین زمان فارغ‌التحصیل شدن در رشته‌های فنی است.پس الان بهترین زمان برای وارد شدن به دانشگاه است! در بلند مدت مشکلات اقتصادی امریکا، این نحوه تعامل این کشور با دنیا را عوض خواهد کرد.

ممکن است متحدین جدیدی در دنیا پیدا شوند. مسیرهای جدید تجارت و قدرت‌های جدید اقتصادی. بالاخره توازن اقتصادی برقرار خواهد شد و این آخر اقتصاد غرب یا امریکا نیست. این پایان دنیا نیست و حتی پایان سلطه امریکا بر سرمایه‌داری جهانی. اما تعادل فعلی بهم خواهد بود. شغل‌های زیادی از بین خواهد رفت. شغل‌های جدید ایجاد خواهد شد اما زمان لازم دارد. شاید فاصله فقیر غنی بیشتر شود، شاید اگر رییس جمهور دیوانه‌ای بر امریکا حاکم باشد جنگ یا تهاجمی در خاورمیانه رخ دهد تا توازن قوا را به نفع امریکا عوض کند. شاید شاید شاید…..  بیایید خوش بین باشیم. شاید رخ ندهد.

Balatarin

اقتصاد امریکا چپه شده… مراقب خودتان باشید

امریکا 6 Comments »

آنقدر بدهی‌های امریکا زیاد شده که تابلویی که رقم بدهی‌ها را لحظه به لحظه نشان می‌داده، یک رقم کم آورده! حالا به جای علامت دلار یک رقم اضافه کردند!

Balatarin

چین امریکا را در نیمه اول برد

امریکا 8 Comments »
  • فکر می کنید امریکا و شرکت های امریکایی به چه کسی بیشتر از همه بدهکارند؟
  • – چین
  • فکر می‌کنید کدام کشور محترمانه از امریکا خواست که با دولتی کردن بزرگ‌ترین بانک‌های خصوصی‌اش در دو هفته اخیر، از سقوط بیشتر دلار و اقتصاد دنیا جلوگیری کند؟
  • – درست حدس زدید، چین
  • کدام کشور است که اکثر شرکت‌های در حال ورشکستگی امریکا را، دارد می‌خرد؟
  • – بله، چین

آیا الان چین ابرقدرت دنیا نیست؟آیا این خداحافظی با دنیای آزاد و اقتصاد بازار است؟ آیا این شکست ایدئولوژی اقتصادی امریکا نیست؟ این‌ها سوال‌هایی کاملا جدی‌ هستند که تا قبل از دولت بوش شوخی به نظر می‌رسیدند. اقتصاد امریکا از این به بعد چیزی متفاوت از اقتصاد چین یا روسیه نیست. اقتصادی دولتی!

راستی می‌دانید که بوش 8 سال پیش وقتی دولت را در دست گرفت، 400(+) میلیارد دلار ذخیره بودجه داشت و تا همین دیروز کشور را با 700(-) میلیارد دلار بدهی تحویل رییس جمهور بعدی می‌داد. اما اگر این کار بعدی را نمی‌کرد، گل‌کاری ایشان ناتمام می‌ماند. از همین فردا 1000(-) میلیارد دلار هم با چاپ کردن پول و قرار دادن‌اش در جیب بانک‌ها به بدهی اضافه می‌کند تا آن‌ها ورشکست نشوند. به عبارت دیگر، امریکایی‌ها 1700(-) میلیارد دلار اضافی خرج کرده‌اند بدون اینکه چیزی تولید کرده باشد. 700 تایش را برای جنگ داده‌اند، بقیه‌اش را به روش امریکایی بریز و بپاش کردند!

فکر می‌کردم ده سال دیگر طول خواهد کشید اما گویی چین بازی را در همین نیمه اول برده!

Balatarin

دولت بزرگ

امریکا No Comments »
بحران اقتصاد امریکا - نیویورک‌تایمز

بحران اقتصاد امریکا - نیویورک‌تایمز

Balatarin

دست نامرئی بازار – آدام اسمیت

امریکا, جامعه 1 Comment »

کلیک کنید

Invisible Hand of Market - Adam Smith

توضیح: آدام اسمیت را بعضی پدر اقتصاد بازار آزاد می‌شناسند که نظریه «دست نامرئی بازار» از اوست. در یک جمله، این نظریه عقیده دارد که در یک اقتصاد آزاد، فعالیت‌های اقتصادی خود به خود و بر اساس عرضه و تقاضا نظم می‌گیرد و احتیاج به دخالت دولت وجود ندارد. دولت فقط باید قوانین را اجرا کند و آن هم قوانینی حداقلی که دست فعالین اقتصادی را کاملا باز بگذارد.

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS