وبلاگی No Comments »

«وايييي خدايا شکرت… امروز… امروز اولين پيشنهاد رسمي کاري‌…. ?ردا اولين روز… هاه! جالبه… امتحان مدار مخابراتي …کلي نگراني و بعد… به خوبي و خوشي گذشت… هاها … او… او هم خوب بود… باورم نمي‌شد اينقدر خوب…»

وييييي ‌من خوشحالم و دوست دارم اين را با شما قسمت کنم… امشب مي‌خواهم از وب‌لاگ‌هايي که مي‌خوانم بنويسم و نظرم را راجع بهشون بنويسم… البته تعداد وب‌لاگ‌هايي که معمولا مي‌خوانم و بهشون سر مي‌زنم از اين ليست کناريم بيشتره و مي‌خواهم درباره همشون بنويسم.
اول وب‌لاگ‌هايي که اول از همه بهشون سر مي‌زنم و تقريبا هر روز:

ضد خاطرات: آمممم…. ا?مممم… اومممم… خب چي بگم؟ مگه چندتا سولوژن تو دنيا پيدا مي‌شه که وب‌لاگ هم بنويسه؟ مگه مي‌شه نخوندش؟ سولوژن هميشه براي من يک چيزي براي کش? کردن داشته.(:
شهرزاد: من توي مزايده براي يکي از چندين و چند اسم وب‌لاگ شهرزاد شرکت کردم. من از اين اسمش خوشم مياد « و شايد نامم اين است: شهرزاد‌ » اما اگر مال من بشه مي‌نويسم « و شايد نامم اين است: مسواک برقي » ((: اما راستش من «رامين» را ترجيح مي‌دهم. شهرزاد وب‌لاگ دوستانه‌اي داره که تند تند شکلش عوض مي‌شه و تا به زبانش عادت نکني همراهش نمي‌شي… مخصوصاً وقتي نوشته‌هاي را در چند کلمه خلاصه مي‌کنه.
دل‌تنگي‌هاي نقاش خيابان چهل و هشتم: «ببينم چطوري شد من تورو کش? کردم؟»… کلي کي? مي‌کنم وقتي وب‌لاگ‌اش را مي‌خوانم. به خصوص که « برق‌»‌مي‌خونه… يک حس مشترک از نوع «درد مشترک» دارم باهاش. وقتي قسمت نظرخواهي‌اش کار مي‌کرد وب‌لاگ‌اش را بيشتر دوست داشتم. حتي وقتي توي وب‌لاگ خودم نمي‌نوشتم توي نظرخواهي اون مي‌نوشتم.

Disconnected Jottings: اولين بار لينک الميرا را توي وب‌لاگ سولوژن ديدم که در جواب سولوژن چيزي نوشته بود. کلي کي? کردم که کسي بتونه اين شکلي و شبيه خودم ?کر کنه. هاه! بعد هم که اسم وب‌لاگ‌اش را ديدم ذوق کردم. اسم‌اش قشنگ و با معني انتخاب شده بود. ?قط ?ونت ص?حه‌اش منو اذيت مي‌کنه. مانيتورم را که به زودي عوض کنم درست مي‌شه.
آها! داشت يادم مي‌ر?ت… بعضي وقتها نمي‌?همم چي مي نويسه. يک نوع ايهام مبهم مغشوش مشوّش …. آره به خودش هم گ?تم!
Carpe Diem!: خب يک روز يکي به من نامه داد. گ?ت:« من تازه وب‌لاگتو ديدم. نمي‌دانم چرا اما شروع کردم که از اول آرشيو بخونمش …» البته من مي‌دانستم چرا. ذهنيت‌هايي هست که بين آدمها مشترکه. حتي در نوع نوشتن و صحبت کردن. اين بود که من مدتها بود Carpe Diem را مي‌ديم اما اون جستجو‌هاي منو تازه پيدا کرده بود. خاطره جالب با اين وب‌لاگ دارم. من اوايل که به Favorites اضا?ه‌اش کرده بودم به جاي آدرس وب‌لاگ شماره يکي از نوشته‌هاي آرشيو اش را گذاشته بودم. نتيجه اين بود که مدتها من همان ص?حه چند ه?ته قبل را مي‌ديدم و پيش خودم مي‌گ?تم که «چطوريه که اين وب‌لاگ به‌روز نمي‌شه اما بقيه راجع بهش حر? مي‌زنن؟». اينطوري نگاهم نکنين… من نابغه‌ام(:

زياد شد انگاري. اما هنوز کلي مونده که … باشه بقيه‌اش بعداً…

Balatarin

وبلاگی No Comments »

سلام!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

« سريع خودش را جمع جور کرد و به احترام کلاه‌اش را برداشت. يک ستاره جديد مي‌گذشت. يک دنباله‌دار قشنگ. عشق‌ متولد شده بود »

Balatarin

وبلاگی No Comments »

« مي‌دانم مي‌دانم جسم‌ام امشب رنجور است و روحم دربند اين جسم گر?تار. امشب برايم تواني نمانده است تا به درگيري‌ها روزانه‌ام بيشتر بيانديشم و کارهاي عقب مانده را سر و سامان دهم. مي‌دانم که خستگيم در برابر رنج‌هاي مردمان ديگر هيچ است. همان‌هايي که روز و شب‌شان را با دردهايشان به هم پيوند مي‌زنند. همان‌هايي که همه مي‌شناسيم‌شان. همان آدمهاي معمولي و هميشگي… اما خب چه مي‌شود کرد. امشب آنقدر خسته‌ام که سردرد اجازه ?کر کردن را از من گر?ته است. اما مي‌داني… همان دوخط که نوشته بودي…همان دو خط را مي‌گويم، برايم يک دنيا شادماني بود…. متشکرم! »
جدي مي‌گم باور کن(:

Balatarin

وبلاگی No Comments »

امروز نازلي براي اولين بار وب لاگ‌ام را ديده بود گ?ت: «غمگين بود!»….
آره! به نظر من هم يک طوري شده وب‌لاگ‌ام. بايد يک ?کري برايش بکنم…. علي هم که وب‌لاگ را ديده بود نظر مشابه‌اي داشت.
آره …
آره..
.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

سلام دوستان!
لط?اً به من بگيد که آيا اين Seeking For Life که آن بالا نوشتم را مي‌بينيد يا نه. من ?ايل گرا?يکي است?اده کردم و گاهي Dload مي‌شه گاهي نمي‌شه… داره اذيت مي‌کنه. لط?ا اگر مشکلي داره با اي‌ميل به من اطلاع بدهيد.

ممنونم

Balatarin

وبلاگی No Comments »

واي خدا! منم مي‌خوام!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

خوشحالم… از جنس آگاهي!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

حالا چطوره؟

Balatarin

وبلاگی No Comments »

ببينم وب‌لاگ اين رنگي بهم مياد؟

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS