وبلاگی No Comments »

چند تا جمله مي‌گم:
– «حماقت‌هاي آدم‌ها خيلي اوقات شبيه به همه براي همينه که احمق‌ها شبيه به هم به نظر مي‌رسن. حتي اگر عاشق باشن»

– .Beauty is in the eye of the beholder

Balatarin

برتولت برشت

وبلاگی 1 Comment »

اين رو حتماْ ببينيد و بخوانيد از برتولت برشت در بلاگ سايبان آرامش ما، ماييم.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

دلم مي‌خواهد زجرت دهم… مي‌خواهم از درون درد بکشي.
مي‌خواهم پوسته‌ي روحت خراش بردارد و با هر تکاني سوزش زخمهايش تازه شود.
مي‌خواهم ببيني و زجر بکشي. مي‌خواهم ببيني ولي ديده نشوي.
هاه!
راستي چه فايده؟ براي کسي اين را هم نمي‌فهمد چه فايده؟

Balatarin

وبلاگی No Comments »

آهنگ کوئين را از پس زمينه برداشتم.

از نظراتتون خيلي متشکرم.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

ببينم آهنگ پس زمينه خيلي Aggressive است؟
چطوره؟
آهنگ Headlong از کوئين(آلبوم Greatest Hits II) است. Queen يک نابغه بود!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

تبريک!
اولين تبليغ هشدار دهنده راجع به « ايدز » از شبکه‌ي (تلويزيوني) تهران پخش شد…

Balatarin

وبلاگی No Comments »

از ?اشيسم متن?رم!
حتي اگر از کنار مجسمه آزادي به پرواز در‌ آمده باشد.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

حالم بهم مي‌خورد:
از دموکراسي امريکا حالم به هم مي‌خورد. حالم بهم مي‌خورد وقتي CNN طي يک برنامه سريالي براي بدست آورد دل قوم يهود هر شب نشان مي‌دهد چقدر براي مردم اسرائيل سخت است که از ترس حمله ?لسطيني‌هاي تروريست(!) راحت زندگي کنند. «چقدر براي توي شهروند اسرائيلي دردناک است اگر هر روز با اين ?کر سوار اتوبوس شوي که ممکن است يک ?لسطيني که جانش را ک? دست گذاشته زندگي تو را هم بردارد با خودش به آن دور دورها ببرد.»
حالم بهم مي‌خورد وقتي سخنگوي کاخ س?يد درباره کتابي که روايت جديدي از 11 سپتامبر در ?رانسه ارائه داده و Best Seller هم شده است اينطور حر? مي‌زند:
«معلوم است که 11 سپتامبر چه ات?اقي ا?تاد و هيچ شکي در آن نيست(با تاکيد!). به نظر من به جاي بحث در اينباره، مقامات مسؤول بايد براي چاپ چنين کتابي محدوديت ايجاد کنند.» هاه! به اين مي‌گويند آزادي بيان! اصل چندم بيانيه حقوق بشر بود؟!
حالم بهم مي‌خورد وقتي اخبار مي‌شنوم! وقتي بوش را در CNN ?مي‌بينم مي‌خواهم انسانيت‌ام را بالا بياورم!
وقتي کانال را عوض مي‌کنم و به کانال 1 بر مي‌گردم دقيقه‌اي بيشتر نمي‌گذرد که مي‌خواهم هستي‌ام را است?راغ کنم…
براي همين است… براي همين است که تلويزيون را خاموش مي‌کنم و اخبار گوش نمي‌دهم. حتي بين خط‌هاي س?يد روزنامه‌ها هم به دنبال حقيقتي که نانوشته‌است نمي‌گردم. براي همين است که به گوشه تنهاييم مي‌خزم و از غم خودم مي‌نويسم.

خب با شما، مشکات عزيز، موا?قم که:
«… مي‌شود بجز چند ناله و چند استخوان و مشتي غم يار ، كمي هم گاهي و ?قط گاهي كالسكه بشريت را هل داد ، ?كر كرد كه اين همه بلا از كجا به سر آدمها مي‌آيد و ريشه‌اش در كجاست. …‌»

اما نشاني را گم کرده‌ام… کالسکه‌ي بشريت را برايتان به کدام سو هل بدهم خوب است؟

Balatarin

وبلاگی No Comments »

خدايا!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

?کرشو بکن…
به خط ۴۸۵ ام از يکي از Function‌هاي برنامه‌ات برسي و يک چيزي تازه توي Matlab کش? کني که کلي کارت را راه بياندازه و اونقدر شنگول بشي که چند دقيقه براي خودت توي اتاق با آهنگ لارا ?ابين برقصي و بعد بيايي همه‌ي ماجرا رو بلاگ کني…
?کرشو بکن…

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS