وبلاگی No Comments »

Iتعطيل!

رامين اينجا و هر جاي ديگه‌اي که در آن حضور دارد را تا اطلاع ثانوي از وجود خودش تعطيل مي‌کند و تا خودش را به اندازه قابل قبولي پيدا نکند بر نمي‌گردد.

— تعطيل کردن خود، يک عمل کاملاً شخصي حساب مي‌شود. مثل پايين کشيدن کرکره‌ي مغازه در عصر جمعه!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

مرسي (:
امروز اول مهرماه، روز تولدم بود.
يک کيک در حال سوختن را ?وت کردم. توي شرکت. سر کار… البته در حقيقت کيک به خاطر رسيدن درصد بازشناسي سيستم تشخيص دست‌خط به 94٪ بود اما خب… من شمع‌هايش را ?وت کردم. شمع که نه… کبريت به جاي شمع گذاشتيم(:

– چي بگم آخه. همين ديگه… همين.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

— اگر براي ادامه زندگي دليل خاصي نداري، بهتره ديگه ادامه ندي!
— دليل از اين خاص‌تر که مي‌خواهم ازش لذت ببرم؟
— پس بهتره هر چه زودتر يک دليل خاص پيدا کني!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

آيا کلام بهتري هست؟
?کر مي‌کردم آخر چه چيزي مي‌تواند اين همه انرژي به او بدهد. اين همه پشتکار. مي‌ديدمش که ديگر مثل قبل راه نمي‌رود. حوصله‌اش کمتر شده و خيلي چيزهاي ديگر اما هنوز که هنوز است، پراميد، پرکار و زحمت‌کش است. وقتي مي‌بينمش حس مي‌کنم چقدر من نسبت به او ضعي? هستم. چقدر راه است ميان? من و او. چه روزهاي سختي که بر او گذشته که من به خواب هم چنين کابوس‌هايي نداشته‌ام. چطور او سرنوشت‌اش را به دست خودش تغيير داده و مسير ناهموار زندگي‌اش را خودش صا? کرده…
مي‌بينمش که هنوز زندگي برايش پر رنگ است. نگاهش مي‌درخشد و نيرو مي‌دهد و اين همه چه مي‌تواند باشد جز اينکه او عاشق است. بله او عاشق است.

پدرم دوستت دارم.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

ازحر?‌هاي امروز در کلکچال
اينو برادرم بهم ياد داد: آدم‌ها براي اينکه ا?ق ديد بهتري داشته باشند، ?قط بالاتر نمي‌روند. براي ا?ق‌هاي نو و گسترده‌تر بايد حرکت کرد و راه‌هاي جديد را پيمود.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

وب‌لاگم را ورق زدم
تمام وب‌لاگم را از اول تا آخر ديدم و ذخيره کردم! هاه! خوب است آدم گاهي اوقات 8 ماه از زندگي‌اش را يک دوره کند. البته نبايد بگذارد دير بشود بعد سراغ دوره کردن برود.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

تا به حال اينقدر خوشحال و مطمئن نديده بودمش. خوش به حالش.(:

Balatarin

وبلاگی No Comments »

بهنود هم گردن درد داره.
خوبه اينجا همه يک دردي دارن بالاخره.

— ببخشيد. امشب اصلاً سرحال نيستم. اصلاً!

Balatarin

وبلاگی No Comments »

!?Who Wants to live forever

امروز سولو د?اع کرد و مهندس شد! تمام شد! خيلي خوشحال شدم و بعدش دلم گر?ت… آه!
ديشب گزارش را تمام کردم. در واقع ساعت 4 بامداد تمام شد و بعد خوابيدم.
تا چند دقيقه‌ي ديگه همينجا يک چيز خوب مي‌گذارم گوش بديد.

يک چيز خوب

Balatarin

وبلاگی No Comments »

متولد ماه مهر.
ديگه سوالي نيست؟

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS