وبلاگی No Comments »

10,000
مي‌دونستي 10000 وب‌لاگ ?ارسي وجود داره؟! اين را که خواندم خيلي تعجب کردم. سال گذشته همين موقع به 1000 تا هم نمي‌رسيد. يکي از دوستان قديمي‌ام يک جمله‌ي قشنگي را هميشه تکرار مي‌کرد:
Don’t forget you’re one of a million

Balatarin

وبلاگی No Comments »

آقاي خاتمي با تو هستم…« براي جمعه‌ي اين ه?ته ديگه اشک ريختن هم کارساز نيست.»

Balatarin

وبلاگی No Comments »

مرده‌ي زندگي نباش
ن?س بکش… ن?س بکش…
آها.. آها…
ن?س بکش… آها…
ببين زندگي همينطوري‌اش هم وجود داره. بدون کنکور و اين حر?ا هم زندگي وجود داره. ببين بيرون رو. ببين!
آهـــــا… خوبه.. ن?س عميق، ن?س عميق… خوبه… زندگي کن. بهار اومده … آهــــا … آهــــا…
زنده‌ي زندگي باش.

— راستي کي تولدش در ?روردين و اس?ند هست؟ زودي به من خبر بده براش خوبه(:

Balatarin

وبلاگی No Comments »

. .. …LisTeniNg To ThE WinD oF ChAnGe… .. .

Balatarin

وبلاگی No Comments »

جل?
به نظر من موسيقي پاپ جل?ه. تا موسيقي راک و جاز وجود داره ، پاپ براي من م?هموم چنداني نداره جز چند خواننده معدود.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

GRAMMY Awards.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

ببينم مغز آدم هم حتماً توان نامي داره، چون الان بعد از 14 ساعت درس خواندن ديگه کار بخصوصي نمي‌کنه.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

امروز 1 ساعات و خرده‌اي توي ترا?يک بودم و خيلي دير رسيدم خانه. وقتي رسيدم داشتم به اين ?کر مي‌کردم که چقدر زندگي ما توي اين ترا?يک تل? مي‌شه و بعد نگاهم به يک يادداشت روي ميزم ا?تاد:
« يک دختر خوشگل اومد اينجا تو نبودي. آه…
پس مي‌ره تا يه پسر خوشگل ديگه پيدا کنه.
{ اينجا هم يک قلب تير خورده را با کمال دقت کشيده } »

هوووم… شما جاي من بوديد چه حسي داشتيد؟

Balatarin

وبلاگی No Comments »

دليلش را نمي‌دانم
گاهي اوقات که به ات?اقات گذشته آن هم نه گذشته‌ي خيلي دور، بلکه همين اواخر ?کر مي‌کنم متوجه نمي‌شوم چرا ?لان کار را کرده‌ام يا دليلم از اين که بهمان کار را کنار گذاشته‌ام و حتي تک نگاهي هر به سويش نيانداخته‌ام چه بوده. گاهي گيج مي‌شوم که چه بر سرم آمده که آن طور ر?تار کردم و وقتي دليلش را نمي‌?همم، ترس برم مي‌دارد که نکند دوباره همان اشتباه‌ها را به شکل ديگري تکرار کنم. مثلاً الان هيچ دليل موجهي نمي‌بينم که پروژه‌ام را در تابستان تصويب کردم، آنهم در عرض 1 ه?ته و بدون ?کر! هيچ دليلي نمي‌بينم جز اين که در آن وقت کاملاً ذهنم تخريب شده بود. لابد آنقدر ضربه‌ي محکمي خورده بود که نمي‌دانست دارد چه مي‌کند. مسير ذهنم اصلاً در اين حالت قرار نگر?ت که ?کر کنم: «آخر براي چه!؟ کمي صبر کمي تامل لازم است.» هووم… چه دليلي مي‌توانست داشته باشد جز اينکه مي‌خواستم خودم را مشغول کنم. خود را به چيزي بياويزم! آره ?کر کنم همين بوده باشد.

Balatarin

وبلاگی No Comments »

رامين: سيب زميني
رامين: هويج ?رنگي
رامين: بادنجان آب‌پز
رامين: خمير کيک
رامين: قارچ? مونده
رامين: کنسرو لوبيا
رامين: …

— شما هم مي‌خواهيد؟ اگر مي‌خواهيد اينطوري بشيد سعي کنيد براي کنکور به مدت بيش از يک ماه درس بخوانيد.

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS