خوراک سوتن کار

دستور پخت 2 Comments »

بنا بر درخواست فراوان دوستان اولین خوراکی که اینجا دستور پخت اش را می نویسم خوراک «سوتن‌کار» است. مواد لازم برای دو تا سه نفر

  1. گوشت چرخ کرده (250 گرم یا به مقدار کافی!)
  2. سیب زمینی 2-3 کله ( یابه تعداد کافی)
  3. پیاز یک کله (یا به تعداد کافی)
  4. فلفل سبز یک عدد ( یا به تعداد بسیار کافی)
  5. زرد چوبه ی زرد ( نصف قاشق چای خوری)
  6. سبزی خوش عطر (جعفری یا پونه کوهی) به مقدار دلخواهی که کافی هم باشد
  7. ادویه کاری یک قاشق چایی خوری ( یا کافی خوری)
  8. فلفل سیاه یک قاشق چایی خوری (کافی است)
  9. نمک کم بزن برای سلامتی ات بهتره
  10. قارچ یا نخود فرنگی ( به میزان دلخواه ولی کافی)
  11. رب گوجه فرنگی (به مقدار لازم فرهنگی)

پخت این خوراک بسیار آسان است و می توانید آن را با نان میل نمایید. مراحل پخت :

  1. سیب زمینی را در قطعه های کوچکی خرد می کنی. اندازه بند انگشت کوچیکه. سپس در ماهی تابه ای جدا سرخ می کنیم. برای اینکه خوب سرخ شود روغن به اندازه کافی فراموش نشود.
  2. فلفل سبز را خلالی خرد می کنیم
  3. پیاز را خرد می کنیم و در ماهی تابه تفت می دهیم تا طلایی شود. (درجه اجاق کمی بالا)
  4. درجه اجاق را ملایم می کنیم و گوشت چرخ کرده، روغن، فلفل سیاه، فلفل سبز، ادویه کاری و نمک را به آن اضافه می کنیم و صبر می کنیم تا … تــــــا… خوب بپزد
  5. وقتی گوشت کاملا پخت، رب گوجه فرنگی، قارچ (و نخود فرنگی)و سیب‌زمینی‌ های سرخ شده و مقداری آب به غذا اضافه می کنیم و اگر ماهی‌تابه در داشت، درش را می گذاریم. بعد از 15 دقیقه غذا آماده است.

این خوراک طبق نسخ خطی ناخوانا خیلی خیلی قدیمی به دهی به نام «سوتن کار» در هند مربوط می شود و هرگونه ارتباط آن با اورلندو و رامین تکذیب می‌شود.

Balatarin

آشپزانه

روزمره 6 Comments »

برای اینکه در تاریخ ثبت شود و خودم هم یادم بماند اینجا می نویسم که از وقتی آمدیم اورنلدو (orlando) چه غذاهایی پختم :

  1. رامبرگرد (همبرگر مخصوص رامین) 10+
  2. خوراک سوتن‌کار 1
  3. بیف استراگانف (بیف رامینف) 1
  4. چیکن تیکه ماسالا 3+
  5. فیش کاری ماسالا 3+
  6. انواع ماهی! (دیگه اسم نداره) 10+
  7. کباب … با ذبح اسلامی 2+
  8. استیک مخصوص 2+
  9. کباب کوبیده!!! 2+
  10. جوجو کباپ! 4
  11. میت بال (دونوع ) باسس مخصوص مهسا 2
  12. سوپ شلغم (معجون مخصوص سرماخوردگی) 2
  13. برنج مدیترانه ای 1
  14. انواع پیتزا 7+
  15. مرغ پخته شده در سس ایتالیایی 1
  16. مرغ بوربن 1 (Bourbon Chicken)
  17. پیتزا با نان مخصوص! و  کاری مرغ رامین به‌در 5+
  18. کالزون مخصوص 1

اگر دستور پخت هرکدام را خواستید یک کامنت بگذارید برایتان می نویسم(:

پ.ن: بنابر درخواست مهسا تعداد دفعات پخت اضافه شد.

Balatarin

YouTube

دکترانه 4 Comments »

این پست یه نظر خواهی کوچک از خوانندگاه وبلاگ است در مورد یوتیوب (YouTube). می خواهم بدانم آیا شما از جستجوهایتان در YouTube راضی هستید؟

چه چیزی بیشتر شما را آزار می دهد، جواب های تکراری یا جواب های بی ربط جستجو؟

آیا راحت می توانید آنچه که می خوهید را در یو تیوب بیابید؟

Balatarin

خواب

روزمره 1 Comment »

خواب ام می آید

فردا جلسه دارم و کارهایم ناتمام است

دزد شیشه ماشین را شکسته و GPS را برده.

شیشه سفارش دادم از پیتزبورگ بیاید.

به جای 215 دلار، 40 دلار خواهم پرداخت

در رویا ام یوتیوب را بهتر خواهم کرد

خواب خواهم دید

پنل در ماشین را با دست خواهم کند

شیشه جدید جا خواهم انداخت.

GPS جدید خواهد رسید. مثل روز اول.

حقوق ام کو….

حقوق ماه ام نیامده است

کفش هایم کو؟

دزد آمده است

Balatarin

اشکال فنی

مدیریت سایت No Comments »

سرور سایت دچار مشکل شده بود. گویا هارد دیسک ای که سایت من رویش ذخیره شده بود ، به رحمت ایزدی رفته بود. دوباره سایت به یاری دوستان بلو هاست برگشت.

Balatarin

دین داران

امریکا 1 Comment »

قبل از اینکه در مورد دینداران امریکایی بنویسم، کمی از خودم بگویم. جای ام را در آزمایشگاه عوض کردم، آمدم یه جای دو نبش که فضای بیشتری دارد و پر است از کمد و کشو. جای یکی از فارغ التحصیلان جدید را گرفته ام. جایش خالی است پسر خوبی بود. این جا از آنجاهایی است که وقتی کسی می رود زیاد دلت برایشان تنگ نمی شود چون می دانی که جای بهتری رفته اند. کسی که من جایش نشستم الان برای پست دکترا رفته کارنگی ملون CMU… ببینیم صندلی اش برای من هم برکت میاره یا نه.

قبلا گفته بودم که بر خلاف باور عمومی ایرانی ها در مورد ینکه دنیا، امریکایی ها آدم های مذهبی ای هستند و کلا با شیطان رابطه خوبی ندارند چه برسد به بزرگش. همواره سیاست مداران سعی می کنند بین اکثریت مردم که مذهبی اند، جا پیدا کنند تا بیشتر رای بیاورند. کسی نمی تواند اینجا در سیاست کاره ای بشود مگر این را یاد نگرفته باشد. نمی دانم چطور، اما کلیساها منابع مالی خوبی هم دارند. کلی فعال هستند و تبلیغ می کنند. مثلا ممکن است روزهای شنبه از طرف کلیسای محل، در خانه شما را بزنند تا شما را با خدا آشتی بدهند، برایتان دعا کنند یا با شما بحث مذهبی کنند. تا به حال 5 بار در خانه ما را زده اند و تنها بار اول که نمی دانستیم دنیا دست کیست، در را باز کردیم و اندکی گپ زدیم. هر از گاهی نیز نامه هایی می فرستند (یا چیزی شبیه به نامه) برای تک تک ساکنین مجتمعی که در آن زندگی می کنیم.

این نامه این هفته آمده. روی عکس کلیک کنید تا بزرگ ببینیدش. چند برگه است که دو برگه اش را در این عکس نمایش داده ام. روی یکی عکسی از مثلا حضرت مسیح کشیده و بر اساس همان بازی های تصویری که روی هر نوع نقاشی ای می شود در آورد وقتی به عکس خیره شوی بعد از مدتی شکلی متفاوتی در عکس خواهی دید. زیر عکس نوشته:

این فرش دعای کلیسا است (قالیچه ای کاغذی): به چشمان مسیح نگاه کنید. آن ها را بسته خواهید یافت اما اگر همچنان نگاه کنید خواهید دید که چشمانش را می گشاید و به چشمان شما چشم می دوزد. بعد تنها بروید بر روی این قالیچه ایمان زانو بزنید یا آن را بر روی زانویتان قرار دهید. بعد درخواست ها و دعاهایتان را از لیستی که در برگه مقابل است علامت بزنید (و برای کلیسا پست کنید). لظفا این فرش را نیزباز پس بفرستید.

Jesus Rug!

در برگه دوم، مواردی که سرویس دعا از طرف کلیسا ارائه می شود ذکر شده. مثلا می توانید مبلغی که دوست دارید دریافت کنید را ذکر کنید. موارد پر طرفدار گزینه های مستقل دارند مثل خرید خانه، ماشین خریدن، شغل بهتر، فرزندان، سلامتی و …

آخرین گزینه هم مبلغی است که می خواهید به کلیسا کمک کنید.

این، مرا یاد تبلیغ دعایی می اندازد که در تهران داخل خانه انداخته بودند. یارو پول می گرفت و سیستماتیک برای قبولی کنکور ملت دعا می کرد. می بینم که مذاهب مختلف با وجود تمام تفاوت ها، ساختارهای مشابه ای در جامعه ایجاد می کنند و مخاطبان مشابه ای دارند. مهم نیست آن جامعه ایران باشد یا امریکا. همان کسانی که به الف نون رای می دهند به بوش هم رای می دهند. همان آدم هایی که قالیچه دعا را روی زانو می گذارند برای قبولی کنکور هم پول می دهند تا برایشان دعا کنند. همان آدم ها هستند فقط رنگ پوست و زبان شان متفاوت است.

همه (ما انسان ها) مثل هم هستیم. 90%(:

Balatarin

کافه

روزمره 2 Comments »

cofeمن در کافه نشستن و قهوه، بستنی، چای، کافه گلاسه، سان شاین و … خوردن را دوست دارم و مهسا از من بیشتر. چند وقتی بود که این عادت از سرمان افتاده بود اما یکی دو هفته است که مشتری کافه‌ی کتاب‌فروشی دانشگاه شده ایم. دو نفری می رویم و هر دفعه یک کافه یا فراپاچینو یا یه چیزی شبیه این سفارش می دهیم که با دفعه قبل متفاوت است. محیط کافه + کتابفروشی خیلی دوستانه و آرام است، طوری که آدم  بیشتر و بیشتر مشتاق کتاب خواندن می شود. می توانی روی مبل لم بدهی یا بروی آن طرف درون کافه (کافی شاپ) بنشینی و کتابی که شاید بخواهی بخری را ورق بزنی، به اینرنتی متصل باشی یا مشق هایت را بنویسی.

یکی از تفریحات من امتحان کردن همه نوشیدنی های ممکن است… حس کنجکاوی ای که فکر کنم زود تر از آزمایش همه نوشیدنی های ممکن از بین برود.

Balatarin

تفاوت های ما

ایران 2 Comments »

ما ایرانی ها مثل هر ملت دیگری خصوصیات منحصر به فردی داریم. یکی از این خصوصیات روابط اجتماعی پیچیده ی ماست. برای من همواره تفاوت فرهنگ ها جالب بوده است و تفاوت فرهنگ ایرانی با دیگر ملل از همه جالب تر. یکی از این تفاوت ها در رابطه های شخصی است و از داغ ترین بحث ها دوست پسر یا دوست دختر داشتن شان است. بنابر نظر اسلام این کار غیر شرعی است. در آیین شیعه راه های میان بری مانند صیغه و مشابه آن وجود دارد که در نتیجه ( و نه شکل) کمی شبیه به رابطه دوست دختر و دوست پسر غربی هاست. حالا فرض کنید کسی اینجا دور از کشور خودش دوست دختر یا دوست پسری به معنی غربی آن پیدا کند. گروه ایرانی های با او چه برخوردی می کنند؟

دوستان پاکستانی ای دارم یکی شان بسیار مسلمان، دیگری کمی متعادل تر اما بازهم مسلمان و معتقد که روزه هایش هیچگاه فراموش نمی شود اما نامزدش (همسرش) که قبلا باهم دوست بوند بی حجاب است. سومی هم غربی تر فکر می کند و دنبال نماز و روزه نیست. دوست دختری امریکایی دارد و شراب هم به وفور دوست می دارد. این سه آنچنان با هم دوست هم فکر و جور هستند که برایم من بسیار عجیب است. انگار زندگی فردی شان اززندگی اجتماعی شان جداست. یا شاید به عقاید هم احترام می گذارند. نه این دیگری را در عمق جهنم می بیند و نه آن این را عقب افتاده.

حال اگر این دوست بنده که با دوست دختری امریکایی اش زندگی می کند ایرانی بود چه می شد؟ اولین اتفاقی که برایش رخ می داد این بود که انگشت نما می شد. نه اینکه اینجا همه مسلمانی شان گل کرده باشد. برعکس انگار می شمارند که چقدر عقب افتاده اند و راجع اش صحبت می کنند. انگار زندگی خصوصی آدم‌ها محل بحث اجتماعی است. گزاره های اخلاقی پشت سر هم صادر می شد و بحث گرم مجالس (به خصوص خانم ها می بود). نتیجه این صحبت ها هم از خودش بدتر است. اگر روزی خدای ناکرده این دوست مان قصد داشته باشد در ایران کار دولتی داشته باشد باید با هزار ترس و دلهره بیاید و گزینش شود چون در سرزمین گل و بلبل، زندگی فردی اش معیار ارزش گذاری اجتماعی است.

شنیده ام که در نیویورک و لس انجلس که ایرانی زیاد است، بعد از ساعت 9 شب تلفن‌های خانه های آن چنان ایرانی اشغال می شود که دیگر نمی توانی تلفن ضروری بزنی. ساعت نه ساعتی است که بعد از آن تلفن زدن تا صبح مجانی است. پس بهترین فرصت است برای غیبت کرد. تعریف کردن داستان زندگی دیگران و تعجب کردن از دیگرگون بودن آدم های متفاوت. این جا سرزمین آزادی است همان چیزی که ما ایرانی ها به آن بسیار علاقه‌مندیم. اما گویی در این سرزمین هم عادت هایمان را ترک نمی کنیم و به دور خودمان ریسمانی می تنیم که محدود شویم. این گوی تمدن هزاران ساله با زنجیری به پایمان بسته شده است.

Balatarin

ریاضیدان کیست

لبخند بزن, سخن روز No Comments »

قضیه بنیادین:

«ریاضیدان ماشینی است که قهوه را به قضیه های ریاضی تبدیل می کند. »

Paul Erdős(یاAlfréd Rényi)

“A mathematician is a device for turning coffee into theorems”

Balatarin

فیلم بینی و یادگیری

فیلم 1 Comment »

دیشب چون مهسا خوابش برده بود و من بی خوابی به سرم زده بود، تصمیم گرفتم یکی از فیلم های روی هادر را ببینم به نام “چشم قرمزred eye” (Red Eye). کاملا معتقدم که فیلم مزخرفی بود. از همان فیلم هایی که خوراک شبکه سه است برای تحلیل ضد امریکایی… دختری خیلی خوب ، کالج رفته، ورزشکار لاغر شخصیت اول داستان است. او مدیری است در هتلی پرستاره در شهر میامی فلوریدا. مانند نیویورک یازده سپتامبری یک روز روشن در پارکینگ مورد تجاوز قرار گرفته و از آن زخمی بر روی سینه اش مانده است. در هواپیما توسط یک پسر خوش تیپ که همکارانش با زبان روسی صحبت می کنند تهدید می شود که با تروریست ها همکاری کند یا اینکه پدرش را می کشند. دختر هم با خودش عهد کرده که هرگز نگذارد دیگر مورد تعدی قرار بگیرد مانند یک سرباز قدرتمند امریکایی با تروریست ها مبارزه میکند و خیلی هم مهربان و دلسوز است. از اینکه تروریست ها می خواهند وزیر جدید و خیلی مقتدر امنیت امریکا را با خانواده اش بکشند خیلی ناراحت می شود. ماجرا به خانه ی پدری دختر یا همان سرزمین اش کشیده می شود. پدر از ضربه مرد مهاجم بی هوش است و دختر با او چنان درگیر می شود گویی خودش هم تروریست است. چنان محکم می زند که کفش پاشنه بلندش در بدن مهاجم فرو می رود! در آخرین لحظه ناگهان مهاجم غلبه می کند اما پدر که ناگهان بیدار شده سر می رسد و مثل یک امریکایی خوب که تفنگ دارد مهاجم را در خانه اش می کشد. در این جدال دختر هم این جمله تکراری را می گوید تو مرا هرگز در خانه ام نمی توانی بکشی… کلیشه ای که امریکایی ها خیلی به آن اعتقاد دارند در حالی که تا به حال در خانه شان نجنگیدند . وزیر امنیت امریکا هم با چند ویژگی مشترک چهره با بوش، نشان داده می شود. بسیار کاری، مهربان و محکم. جملات بحث بر انگیزی در مورد اعتقاد نداشتن به دیپلماسی بدون اعمال زور می گوید که چیزی جز تبلیغ دولت امریکا نیست.

من فقط دو چیز بدرد بخور از این فیلم یاد گرفتم. اولی اصطلاح Red Eye Flight است که به پرواز های دیر وقت در شب گفته می شود که صبح زود به مقصد می رسند و مسافران از خستگی و تاثیرات پرواز با چشم قرمز به مقصد می رسند و دومی Bay Breeze بود به نظر چیز جالبی است.

با دیدن این فیلم تصمیم گرفتم دیگر کمتر فیلم مزخرف ببینم.

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS