ویستا پر

فني 13 Comments »

طبق یک اقدام متحورانه… ویندوز ویستا را برداشتم به جاش ویندوز اکس پی ریختم با 1000 دردسری که مایکروسافت به عمد برای این کار ایجاد کرده بود. به هر حال انجام شد. الان هم چند تا از این نرم افزارهای مجانی (مثل 1 و 2) را که قیافه ویندوز اکس پی را به مخلوطی از ویستا  و سیستم عامل اپل تبدیل می کند نصب کردم. الان ویندوز اکس پی جینگول دارم. تنها مشکلی که وجود دارد این است که نمی توانم از 4 گیگ حافظه ام استفاده کنم و تنها 3 گیگ اش در ویندوز اکس پی قابل دسترس است. به فکر نصب اوبونتو بر روی قسمت دیگر هارد دیسک هستم. وقتی آن را نصب کنم کلا به لینوکس مهاجرت می کنم مگر اینکه بخواهم از از بعضی نرم افزارهای محبوبم در ویندوز استفاده کنم. آنجا 4 گیگ را راحت خواهم داشت. چند نما از ویندوزم:

expose in Windows XP

expose in Windows XP

Move within windows like VISTA

همانند ویستا در پنجره ها را ببینید و انتخاب کنید

رومیزی ویندوز اکس پی

رومیزی ویندوز اکس پی

به نظرتان چطور است؟

Balatarin

لیست کریگ CraigList

چگونه, امریکا 9 Comments »
صفحه اصلی سایت لیست کریگ - علامت سایت نشان صلح

صفحه اصلی سایت لیست کریگ - علامت سایت نشان صلح

شما را نمی دانم اما، ما اگر بخواهید چیزی بخریم، به خصوص دست دو، یا اگر دنبال خانه اجاره ای باشیم، اولین جایی که چک می کنیم سایت «لیست کریگ  (یا CraigList )» است (این سایت در ایران گل بلبل مثل خیلی از سایت های به درد خور دیگر مسدود شده است). اگر شما در امریکای شمالی یا یکی از 50 کشور (یا 500 شهری) که الان «لیست کریگ» در آن فعال است زندگی کنید، استفاده از این سایت به عنوان منبع آگهی های روزانه بسیار متدوال است. آنقدر متداول که شاید نتوانید تصورش را بکنید که تا چندین سال پیش چنین چیزی وجود نداشت.

پیش از این همیشه این روزنامه ها بودند که با قبول هزینه اندکی، به شما اجازه می دادند آگهی بزنید. اما الان شما می توانید به طور مجانی آگهی خودتان را در سایت لیست کریگ اضافه کنید، عکس و آدرس و … برایش بگذارید و مطمئن باشید خیلی بیشتر از یک روزنامه صبح خواننده دارد! هر اندازه ای که دوست دارید متن آگهی را چاپ کنید، هر شکلی که دوست دارید. هرچه دوست دارید داخل اش بنویسید!

ما یک سالی بیش نیست که به این دیار آمده ایم اما در این مدت کوتاه از این سیستم آگهی بسیار استفاده کردیم. چرا که کار کردن با آن بسیار ساده است و بسیار کار راه انداز. مثلا اگر بخواهید آگهی بفرستید. اول در سایت عضو می شوید. کافی است یک آدرس ای میل داشته باشید. بعد می توانید آگهی خودتان را وارد سیستم کنید. از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد. مثل صفحه آگهی های همشهری هر نوع آگهی بخش مخصوص خودش را دارد. آگهی شما برای شهر خودتان یا محدوده جغرافیایی شما ثبت می شود. مثلا هر کس بخواهد می تواند آگهی های فروش خانه در محدوده شهر یا حتی محله اش را روی لیست کریگ ببیند. می تواند هر روز به سایت سر بزند و آگهی های جدید را چک کند. با صاحب آگهی تماس بگیرد و چانه بزند. برای آگهی زدن لازم نیست پولی بپردازید مگر اینکه در یکی از شهر بزرگ نیویورک، سانفرانسیکو، لس انجلس، سندیگو، شیکاگو، بوستون، واشنگتن، و یا پرتلند باشد. فکرش را بکنید مجانی تبلیغ می فرستی هر چقدر خواستی و مطمئن هستی خواننده هم دارد!

اگر دنبال چیزی می گردی بخری، اجاره کنی، یا هر کار دیگری کافی است به سایت لیست کریگ سربزنی و سراغ شهر خودت را بگیری(مثال شهر ما). بعد مثلا در قسمت لوازم خانه، ماشین، اجاره خانه، کاریابی، دوست یابی یا هر چیز دیگری جستجو کنی. می توانی جستجویت را به آگهی های عکس دار محدود کنی. حتی برای شوخی (یا جدی) می توانی به دنبال همسر و دوست دختر/پسر بگردی! (فکر کنم این تنها دلیل مسدود شدن سایت در ایران باشد!)

نمونه آگهی - اتوموبیل

نمونه آگهی - اتوموبیل

کمی تاریخچه: سایت لیست کریگ، 13 سال پیش توسط یه مهندس کامپیوتر در شهر سانفرانسیسکو راه اندازی شد برای آگهی ها. البته ابتدا برای آگهی های فرهنگی، علمی و رویدادهای شهر بود اما بعدا ملت شروع کردند به فرستادن آگهی کمک و راهنمایی… کم کم آگهی های شغلی پدیدار شدند و همینطور آگهی های متنوع تر شدند. آقای کریگ، این مهندس خلاق، به جای جلوگیری از استفاده های متفاوت مردم از سیستم اش به آنها میدان داد و مرتب اش کرد. کم کم سایت به شکل امروزی دار آمد که منبع اصلی آگهی در امریکا (و کاناداست) و روی دست روزنامه های شهر بلند شده است. خیلی متداول است که در جواب اینکه این چنس دسته دو به این خوبی را از کجا گیر آوردی بشنوی «خیلی ساده از لیست کریگ»!

نمونه آگهی - پیانو

نمونه آگهی - پیانو

سایت کریگ همچنان به رشد خودش ادامه می دهد و همچنان غیر تجاری (اما انتفاعی) مانده است و 25 نفر کارمند فعلی آن از درآمدی که از آگهی های آن چند شهر بزرگ بدست می آورند زندگی می کنند. به قول آقای کریگ، راز موفقیت این سایت این است که به مردم آزادی داد که هرچه دلشان بخواهد را آگهی کنند. راستی، در سانفرانسیکو روی در و دیوار نشان صلح را زیاد می بینی. همان نشانی که سایت لیست کریگ هم آن را به امانت گرفته است.

ساختمان لیست کریگ

ساختمان لیست کریگ در سانفرانسیسکو - از ویکی پدیا

Balatarin

لپ تاپ XPS

روزمره 5 Comments »

یک لپ تاپ موشک آمده زیر دستم که به اندازه کافی خفن است. اگر بیرون بخواهید بخریدش تقریبا 3000 دلار قیمت دارد. البته یه ایراد دارد و آن این است که ویندوز ویستا آن هم از نوع خانگی اش روش نصب است. می خواهم ویندوز اکس پی رویش نصب کنم. امیدوارم که با دارایور هایش مشکل نداشته باشد مگرنه یا باید به ویستا تن در دهم یا اینکه کاملا به لینوکس مهاجرت کنم.

Balatarin

سال دوم

دکترانه 11 Comments »

سال دوم دکترا با آسفالت شدن از طرف استاد گرامی آغاز شد. به به….

Welcome to the second year of PhD studies. Now you can feel the pain. – Mahsa

Balatarin

بیماری اخبار خوانی

روزمره 5 Comments »

بیماری عجیبی گرفته‌ام. خیلی اخبار می‌خوانم. اخبار ایران را. ماجرا از زمانی شروع شد که بحث حمله امریکا به ایران داغ بود اما با اینکه ماجرا فروکش کرد من به اخبار خوانی معتاد شدم. به یکی دوتا منبع خبری هم اکتفا نمی‌کنم. از چپ به راست از بالا تا پایین را می‌خوانم تا بلکه از میان سطور چیزی دستگیرم شود. در ایران که بودیم اینقدر اخبار نمی‌خواندم چون اعصاب‌ام نابود می‌شد و دیگر اینکه همه چیز مسدود بود. اینجا دسترسی زیاد است و خبرها هم زیاد و برای من، این عادت بد، نوعی وقت تلف کردن نوستالیژیک است. هر ساعت 3-4 بار سایت های خبری را دوره می‌کنم که خبر جدید از ایران چیست… نکند یک خبری از قلم بیافتد… هاه!

باید این عادت بد را ترک کنم چون تنها وقت‌ام را تلف می‌کنم.

Balatarin

دزد مطلب و طلب‌کاری

وبلاگی 6 Comments »

خدایی اش اینطوریش را ندیده بودم. کسی مطلب آدم را بدزد و آنقدر وقیح باشد که طلب‌کار هم باشد و به من بگوید دزد!! بیاید با یک آی‌پی یکسان کامنت بگذارد یه چیزهایی بار بنده بکند و از خودش طرفداری. خیلی باحالی! خب آقا بلدی از زحمت خودت پول دربیاری در بیار چرا مطلب ملت رو می دزدی؟ لطفا دیگر اینجا آشغال نریزید.

کامنت‌های متغصص دزدی

کامنت‌های متخصص دزدی

Balatarin

عکس‌های اتفاقی

مدیریت سایت 5 Comments »

چون امروز حسابی کار داشتم و کارهایم هم عقب مانده بود طبق یک اقدام سادیستی دست به تغییر پوسته وب‌لاگ زدم. الان به جای 1 تصویر تصادفی، 4 تصویر تصادفی از فوتوبلاگ کنار صفحه نمایش داده می‌شود اما در اندازه کوچک. به نظرتون چطوره؟

Balatarin

ماجرای سفر قبرس و بازتاب‌اش

مدیریت سایت, وبلاگی 15 Comments »

نقاش ایرانی در بلوار آتن، شهر لارناکا، قبرس

دیشب دیدم جناب وردپرس در قسمت لینک‌های وارده به وب‌لاگ من اسم وبلاگی را آورده که مطلبی راجع به قبرس نوشته. رفتم دیدم عین نوشته‌ی من در مورد سفر کم‌خرج به قبرس را(که برای بالاترین هم ارسال‌اش کرده بودم)  در وبلاگش کپی کرده بدون نام و نشانی من. به عبارت دیگر نوشته دزدی کرده است. راست‌اش را بخواهید، من خیلی خوشحال می‌شوم مطلب‌ام را افراد زیادی بخوانند به خصوص آن نوشته که راهنمایی بود برای ملت. اما این فرد دارد از این راه پول در می‌آورد و برای ملت وقت می‌گیرد و نوشته را به عنوان راهنمای سفر در اختیار مخاطبان‌اش قرار داده است. یعنی بدون حتی ذکر منبع و با دخل و تصرف در نوشته من می‌خواهد پول در بیاورد. دوبار برایش پیغام گذاشتم و محترمانه ازش خواستم ماخذ را ذکر کند و بنویسد که خودش به مطلب چیزهایی اضافه کرده برای تجارت، اما جوابی نیامد و کامنت من نامرئی شد. هاه! خیلی باقالی ناشی‌ای هستی بچه‌جان.

از طرفی خوشحال شدم که نوشته‌ام طرفدار داشته و من هم مثل جادی یا دیگر وب‌لاگ‌نویس‌های خفن می‌توانم ادعا کنم که مطلب‌ام را دزدیده‌اند و این حرف‌ها. از روی کنجکاوی آمدم گوگل را جستجو کردم و دیدم قضیه از یک وب‌لاگ بیشتر است! سایت‌های خبری و روزنامه ها هم مطلب‌ام را چاپ کرده‌اند! سایت آفتاب (1 و 2نوین‌نیوز،  روزنامه سرمایه و  روزنامه اعتماد هم این لطف در حق من کرده‌اند. البته سایت آفتاب در دو جای متفاوت مطلب من را آورده، در یکی به روزنامه سرمایه لینک داده، در دیگری دست برده و ماخذ را ذکر نکرده. با این حال روزنامه سرمایه و نوین‌نیوز هم که از همه با اخلاق‌تر بوده و ماخذ نوشته من را آورده‌اند، آدرس سایت من را اشتباهی به جای weblog.raminia.com نوشته‌اند eblog.raminia.com.

ماجرا برایم جالب شد و برای شوخی هم که شده کاری کردم که هرکس آدرس اشتباهی eblog.raminia.com را در مرورگرش بنویسد، مستقیم به آدرس صحیح هدایت ‌می‌شود.

به هرحال خوبه من هم دارم معروف می‌شم. آن‌هم بعد از اینهمه سال رتبه 4 گوگل داشتن. جالب است که به تازگی نیز فوتوبلاگ‌ام اشتباهی که در دانشگاه تهران مسدود شده، می‌توانم کلی سروصدا راه بیاندازم که من «نویسنده‌ام» و داره بهم ظلم می‌شه!

مقداری بی‌ربطه، اما یاد یه ماجرایی افتادم: در زمان خاتمی یه کنسرت موسیقی جاز که نوازنده‌هایش از اروپا آمده بودند در کاخ سعدآباد برگزار شد. شب اول من مهسا بلیط گرفتیم و رفتیم. وسط برنامه یه خانمی (به طور کاملا طبیعی) در اثر موسیقی جاز حس‌اش گرفت، رفت روی سن برای چندین و چند دقیقه جلوی ملت رقصید! بعد که آمدند بگیرند و ببرندش، داد هوار انداخت که «مردم! من هنرمندم، نویسنده ام، آزادم و آزادی‌ام به خطر افتاده. کجایید بیایید…» بعد از این اتفاق بود که باقی جلسات کنسرت این گروه در ایران لغو شد.

Balatarin

بازهم: پارتی و سقوط به کف

ایران 5 Comments »

همین 2 ماه پیش بود که در این وب لاگ بحث نافرمی(1، 2 و 3)  درباره سابقه حمله به پارتی ها در ایران داشتیم و دوستی (مریم) – که دیگر بعد از جواب های تند من اینجا سر نمی زند – خیلی مطمئن بود که آن زمان ها گذشته است و چنین چیزهایی را ندیده و اصلا هم احتمال نمی داد رخ بدهد. امیدوارم این مریم همان مریمی نباشد که چند شب پیش در یک پارتی دوستانه در شمال تهران شرکت کرده بود و بعد از ریختن ماموران امربه معروف از پنجره به بیرون پرت شده و کشته شده است. حالا معلوم نیست که قتلی رخ داده یا اینکه از ترس خودکشی کرده است. افسوس که در سرزمین من، زندگی آدم ها آنقدربی ارزش است که جایی برای زیستن نیست.

اگر یادتان باشد  فیلم پرسپولیس صحنه ای از پارتی جوانان تهران داشت که به پرت شدن و کشته شدن پسری که در حال فرار از دست ماموران بود ختم شد. این صحنه روایت 10-15 سال گذشته بود که الان دوباره تکرار شده است. اینجا هم ماموران منکرات آمده اند تا با دستگیری پسران و جدا کردن دختران آن ها را ارشاد کنند که نمی دانم چه شده که ماموری در اتاق و یا نزدیک آن بوده و دختری که در اتاق بوده جیغ زده و از آن بالا پرت شده. داستان آنقدر غم انگیز است که شرمم می آید بیشتر توضیح بدهم. البته گویا این ماموران منکرات محرم بودند و  پلیس رسمی مملکت تفاوت داشتند چون تازه بعد از مرگ مریم پلیس به خودش اجازه می دهد به حریم شخصی و خانه ملت وارد شود و تا قبل اش تنها ماموران منکرات را تماشا می کردند که هر کاری خواستند با دختران و پسران پارتی-رو بکنند.

——————-

خبر از خبرگزاری فارس

شامگاه پنج‌شنبه 25 مرداد سال‌جاري مأموران كلانتري 101 تجريش از برگزاري يك پارتي شبانه در يكي از خانه‌هاي داخل يك برج در الهيه با خبر شدند.

مأموران با حضور در محل برگزاري اين برنامه متوجه شدند دو مرد جوان با معرفي كردن خود به عنوان مأموران مبارزه با مفاسد اخلاقي اقدام به ورود به اين خانه كرده‌اند و در حال تخليه مشروبات الكي از خانه هستند تا اعضاي شركت كننده فرصت منهدم كردن آن را پيدا نكنند.

به گفته بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران دو مردي كه مدعي شده بودند مأمور هستند اقدام به دستگير كردن 6 مرد حاضر در محل كرده و از 6 دختر جوان نيز درخواست كرده بودند تا لباس مناسب به تن كرده و از محل خارج نشوند.

اصغرزاده در خصوص اين پرونده افزود: مأموران نيروي انتظامي به دليل نداشتن حكم قضايي از ورود به خانه خودداري كردند و تنها نظاره‌گر اعمال و رفتار اين دو مدعي بودند.

وي ادامه داد: ماجرا به همين شكل ادامه داشته است تا اين‌كه در همين لحظه مأموران صداي جيغ و فرياد يكي از دختران شركت كننده در اين پارتي را شنيده و متعاقب آن از سقوط اين فرد به داخل حياط با خبر شدند.

———————

به هر حال ماموران خدا گاهی وقت ها وسوسه هم می شوند به خصوص وقتی معتقد باشند که جایشان مستقیم در بهشت است. قتل (یا مشابه آن) آدم های بی دین که از نظر خدایشان جرم حساب نمی شود؟ می شود؟

Balatarin

هنر

عکاسی 12 Comments »

نظرات در مورد این اثر هنری که من از خودم در کردم چیه؟

سد روزولت

—- عکس قبل از دستکاری فوتوشاپی

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS