اين دانشجويان ياسوج هم جالب هستند: به سريال برره مهران مديري اعتراض کردهاند که چرا دارد قوم آنها رو مسخره ميکند. چه زود به خودشان گرفتهاند. به نظر من همه اقوام ايراني سهمي در بررهاي بودن دارند و همه به همين اندازه بررهاي هستند. چيزي که در سريال به تمسخر گرفته شده، عقبماندگي و بيفرهنگي ايرانيهاست. اينکه عدهاي با اين مخالفاند و بهشان بر ميخورد برايم جالب است. لابد اعتراضشان اين است که اينها شبيه ما لباس ميپوشند و شبيه ما حرف ميزنند! به نظرم اعتراض اين دانشجوهاي ياسوجي خيلي کوتهبيني است!
جالبتر از اين استاد مردمشناسي و جامعهشناسي است که مصاحبه کرده و گفته اين سريال بد آموزي داره((: حرفهاي بد و دروغگويي به مردم ياد ميده. فکر کنم اين استاد خودشان نميدانند که حرفهاي بد را مردم بلدند و مردم ايران از همه کشورهاي دنيا دروغگوتر شدهاند! يا اينکه ميگوند برره نبايد به مسخرگي کتک زدن نشان بدهد اما هر شب فيلمهاي امريکايي و پليسي پر از قتل و جنايت نشان ميدهند. به نظر ميآيد با مشهور شدن “شبهاي برره” هم مردم کوچه و بازار و هم اساتيد مردمشناسي و جامعهشناسي براي اينکه حرف کم نياورند در موردش حرف ميزنند و چه چيز هيجانانگيز تر از ايراد گرفتن و سنگ انداختن به شيشه ماشين دودي جابرآباد!
من اصولا ميپسندم هرچه را که فرهنگ ايراني را به چالش و نقد بکشد! فرهنگ پوسيده قومي ما براي اينکه تکاني بخورد بايد با دنيا روبهرو شود و حتي مسخره شود! نميدانم آيا شما هم مثل من وقتي در سريال برره سنتهاي مسخره ببرهاي را (مثل خوردن نخود با دست و نزدن قند در چاي) که اينقدر غيرتمندانه از آن دفاع ميکنند ميبينيد، ياد سنتهاي قومي مسخره خودمان نميافتيد؟ ياد تحجر نميافتيد؟ ياد بايدها و نبايدهاي عجيب غريب ايرانيمان نميافتيد؟ آيا به اين فکر نميکنيد که شايد جاهاي ديگر دنيا طور ديگري زندگي ميکنند؟ رفتن دختر خان بالابرره به شهر و دانشگاه رفتناش و برگشتناش به برره با لهجه شيرازي و بيسوادياش در نوشتن يک نامه شما را ياد چيزي نمياندازد؟ آيا ناراحتتان ميکند؟ مثل دانشجويان ياسوج؟
نميدانم اما اعتراض دانشجويان ياسوجي من را ياد ضربالمثل ايراني (نه بررهاي) مياندازد که ميگويد چوب را که برداري…
آه راستي مزرعه نخود – که آبيارياش ديم است و کاري هم لازم نيست برايش بکني تا رشد کند – شما را ياد چاههاي نفت ميهن عزيزمان نمياندازد؟ سر زمين رفتن و کار نکردن و هوا را نگاه کردن بررهايها شما را ياد ادارات دولتي که با پول نفت اداره ميشوند نمياندازد؟
لينک به عکسهايي از سريال برره
در اين لينک هم نظرات وبلاگ نويسان درباره اين سريال جمعآوري شده و هم درباره مهران مديري ميتوانيد مطلب پيدا کنيد.

October 18th, 2005 at 11:32 am
جالبه. ما يک استاد بسيار با سواد جامعه شناسي داشتيم که در يک پروژه رفته بود کل سفرنامه هاي خارجي ها درباره ايرانيان رو خوانده بود، تحليل محتوا کرده بود و نتايج رو يک کتاب کرده بود. کتاب مي گفت که از نظر خارجي ها ايرانيان مردمي دزد، بي سواد، تنبل، فاسد و … هستند. (حالا نه اينقدر خشن که من گفتم !) اين کتاب سالها است که مجوز نمي گيره چون “به غرور ملي ايرانيان توهين مي کنه”! سوال من اينه که چرا حاج ضرغامي حاضر مي شه شبهاي برره رو با اينهمه خرج نشون بده ولي حاضر نيست اون کتاب (که مخاطب روشنفکر داره) چاپ بشه ؟
October 18th, 2005 at 2:53 pm
چون شبهاي برره مردم را سرگرم ميکنه و سرگرم کردن مردم مصرف سياسي داره اما کتابي که فقط آگاهي مردم را زياد کنه مصرف سياسي براش نداره . تازه حاجاقا نيستن انگار ايشون بهشون ميگن مهندس!!!
November 1st, 2005 at 12:26 pm
سلام! نظراتتون درباره شبهای برره برام خیلی جالب بود.در صورتی که دوست داشته باشید تبادل لینک انجام می دیم!ممنون
November 1st, 2005 at 2:02 pm
ممنونم از اينکه مطلب من را در سايتتان گذاشتيد.
لينک شما به مطلب اضافه شد.
January 2nd, 2006 at 11:56 am
شما که در این مملکت زندگی میکنید و ادعا روشن فکری میکنید :آیا با طنز مدیری ان هم درجمهوری اسلامی ایران میخواهید سنتهای ورفتارهای نا پسند را بفهمید…..شما نمیدانید چاپلوس و ریا کار کیست و دلیلش چیست؟دروغگویی..غیبت..و……را نمیدانید و میخواهید با طنز بفهمید؟
آیا تا به حال فکر نکردید چرا چاپلوس و ریاکاری در ادارت زیاده.فکر نکردید چه کسانی باعث شدن و از این کار لذت می برند؟…
تا به حال فکر نکردین چرا در برنامه های صدا و سیما(مخصوصا طنز و مخصوصا شبهای برره )قشر خاصی از نقد در امان هستند ؟
آیا فکر کردین چرا در شبهای برره از اسامی ایرانی و نه عربی(اسامی امامان)استفاده نمیشود؟شما تا به حال فکر نکردین چراآقای مدیری که خود مشکل اخلاقی دارد(البته کارگردان موفقی است)این همه صدا وسیما به او اجازه میدهد با طنز مشکلات جامعه را نشان دهد؟شما از سیاست صدا و سیما و برنامه هایش خبر ندارید….تا به حال دیدهاید از فساد و فحشا مسوولین وقشر خاصی در قالب برنامه های نقد حرف بزند..چه برسد در قالب طنز…
و شما به این جمله شبهای برره دقت کنید: حرف سیاسی دروکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
January 2nd, 2006 at 12:20 pm
((: ممنونم از کامنتات.
بله فکر کردهام. حالا با فرض اينکه من اينهمه را ميدانم دوباره مطلبام را بخوانيد. البته اگر وقت داريد.
ضمنا مشکل اخلاقي فلان کارگردان به من هيچ ربطي ندارد. نکند شما هم مثل همانهايي فکر ميکنيد که ازشان انتقاد داريد؟ کارگردان و هنرمند و … را پرهيزکار و معصوم ميخواهيد؟ هنر پاک ميخواهيد؟ هنر متعهد؟
February 21st, 2006 at 3:08 pm
خیلی خیلی جالب بود اما حیف که چند نفر نتونستن حقیقت راتحمل کنند کاش تمام نمی شد وما بازهم می خندیدیم.
May 2nd, 2009 at 5:11 am
سلام به دوست گرامي
اميدوارم كه حالتون خوب باشه. من نيكو آرمين هستم. و در لندن تحصيل ميكنم. ما با جمعي از دوستان دانشجو خبرهاي دانشجويان و دانشگاههاي ايران رو دنبال ميكنيم و به رسانه هاي خارجي و ارگان هاي بين المللي انعكاس ميديم.
شنيدم كه در همين ايام كروبي قراره به دانشگاههاي ياسوج بياد براي كارزار انتخاباتي…
لطفا اگر در اين مورد خبري داشتيد, به ميل من پاسخ بديد تا بتونيم خبرها رو منعكس كنيم.
البته خوشحال ميشم كه باهاتون بيشتر آشنا بشم و تبادل خبري داشته باشم.
اگه يك ادرس ايميل داريد, كه بتونيد بديد, در ميل باهم بيشتر اشنا بشيم, خيلي خوبه
منتظر پيام شما هستم
موفق باشيد
May 4th, 2009 at 2:46 pm
عزیز جان من یاسوج نیست. مقداری فاصله دارم.
May 12th, 2009 at 5:43 pm
نیکو آرمین =)) واقعا تو کی هستی ؟
May 16th, 2009 at 10:28 am
امین: چی؟! جان؟
July 9th, 2009 at 7:17 am
میگم به حرف های این نیکو آرمین گوش ندید
طرف منافقه
——————
آها حالا بعد از یک ماه گرفتم چی میگی. نه من گوش نمی دم. اصولا به آدمهایی که یک دفعه پیداشون می شه و راجع به سیاست و باقی قضایا از من این میل می خواهند شک دارم.