چه خوب که زيدان به حرف آمد و گفت چه گذشته … (کامنتهايش را هم ببينيد) گفته که توهين خانوادگي بهش شده و آن هم در همان چند دقيقه آخر بازي قبل
از اخراجاش! حالا تحليل ايسنا قبل از به حرف آمدن زيدان خواندنياست. خواهش ميکنم قسمتهايي از اين متن را بخوانيد.
ماجراي رفتار زشت ماركو ماتراتزي ايتاليايي، اين تربيت يافته مهد تمدن مسيحيت و گهواره تشعشع بعد روحاني فرهنگ بي بديل دنياي غرب، با زين الدين زيدان و پاسخ شايسته و الگوساز اين مسلمان زحمتكش، در اين آغاز قرن بيست و يكم تاريخ غرب، براي همه انسانهاي اين عصر، ماجرايي شگفت انگيز و در ابعاد مختلف قابل تامل و تحليل است.
اما، زيدان حاضر نيست كه از منطق بوش و ماركو تبعيت كند و به خاطر جام و منافع شركتهاي آمريكايي آبرو و شرف انساني خود را در بازار مكاره داو جونز به فروش برساند!
او يعني جانور ايتاليايي به همبازي خود در اوج يك رقابت و تلاش و هيجان و در چارچوب قواعد مورد توافق در متن فرهنگ غربي، آنهم فيمابين دو كشور «متمدن» مسيحي كه يكي قدمگاه پاپهاي تاريخ است و آن ديگري قدمگاه مربيان روح جديد بشري از روسو گرفته تا ژان پياژه تا نوابع اخيرالظهور و قلم طلايي به سينه تا … ، ميگويد تروريست
اتفاقي نيست! ابدا اتفاقي نيست! اين عين منش و كنش و روش و بينش در بزرگسالان غربي است! وقتي بوش و رامسفلد و بولتون به دختر بچه فلسطيني كه وحشت زده از برابر گرازان جهود كه خانـه و كاشانهاش را شخم زدهاند و پدر و مادر و افراد ديگر خانوادهاش را كشتهاند، در بيابان هاي فلسطين فرار مي كند، خطاب مي كنند، «تروريست!» در واقع در هماهنگي كامل با ماركو ماتراتزي ايتاليايي عمل مي كنند!
زيدان برخلاف مسيحياني مثل شما نيازي نمي بيند كه با ظاهر دكلته و بريانتين زده و با قلاده «سر» و لرد و شواليه و … با لبخند بيشرمانه، جگر مردمان آفريقا و آسيا را بدرد و به جام طلا برسد. زيدان مثل هر مسلمان ديگر به دليل حقانيت مكتبي، تهاجم حيوان وحشي را به دفاع ميايستد خواه جام بيفتد، خواه بماند. هيچگاه در تاريخ بشري يك حيوان درنده حتي اگر چند صباحي امپراتوري كند، قهرمان نمي شود. با بزك هم نمي توان حيوان وحشي را انسان متمدن جا زد. اگر اينطور بود، برلوسكوني و بلر و دوستان آمريكائيشان ، از بوش گرفته تا بولتون در مجامع بشري آفتابي مي شدند و خود را عرضه مي كردند!
روزنامه ميرر، هرزه گوي ديگري از دنياي غرب ، خواسته كالاي ديگري از فريب فرهنگ غرب را به خورد مخاطبان خود ميدهد و نوشته:
«زيدان ميتواند با سربلندي براي هميشه زمين بازي را ترك كند اما، ماتراتزي هرگز. اين مدافع هرگز نمي تواند در چشمانمان نگاه كند.{؟!؟!!؟!!؟}
همه بايد بپذيرند! چطور هولوكاست را همه ميپذيرند، اين را هم همه بايد بپذيرند{؟؟؟!؟؟!؟!؟!!؟!؟!!؟!!؟!!؟}
جناب پاپ! آيا به نظر شما، بي شـرم زين الدين است يا ماركو؟!
آيا وقت آن نرسيده است كه كليسا براي اين همه جنايات و تجاوزات و غارتگري ها و هرزهگيهاي دولتهاي مسيحي و نمايندگان سياسي و فرهنگي و ورزشي و … آنان صداي اعتراضي بلند كند؟! منطقا پس انداختن وظيفه دور از عقل و حزم و مال انديشي است تا بدانجا كه فردا روزي قنداقههاي غربيان تقاص جنايات پدران و اسلاف زشت كردار خود را بدهند و بي خبران فرياد برآرند كه …
به نظر شما بي شرمي، بيادبي، فحاشي، هتاکي، دروغ، فضاحت و بيسوادي چقدر بايد دامنگير ما بشود تا صدايمان در بيايد؟ چند متر در لجن فروبرويم کافي است تا بگوييم بس است آنچه با ما ميکنيد نادرست است؟ ياد جمله برشت ميافتم… چرا بايد خبرگزاري يک کشور به خودش اجازه بدهد چنين متن سخيف و مبتذلي بر روي خبرهايش بيايد؟ چرا بايد اينقدر حماقت در کشور ما تبليغ بشود و کسي نتواند صدايش در بيايد و بگويد بس است. چرا اينقدر ساده سفسطه ميکنند و کسي صدايش در نميآيد؟ آقا جان گوز به شقيقه چه ربطي دارد؟
از شما که اين پست را ميخوانيد تقاضا دارم با رعايت ادب زير خبر ايسنا نظر شخصي خودتان را نيز بنويسيد.
**برتولد برشت مارتین نیمولر مي گويد وقتي هيتلر سراغ کمونيستها آمد من هيچ نگفتم، چون من کمونيست نبودم، وقتي سراغ يهوديان آمد، باز من هيچ نگفتم چون من يهودي نبودم، وقتي . . . باز من هيچ نگفتم، اما امروز سراغ من آمده است و ديگر کسي نمانده است تا چيزِي بگويد.

July 14th, 2006 at 2:24 am
به این مطلبت لینک دادم
July 14th, 2006 at 3:19 am
همان طور که در وبلاگم گفتم زیدان صرفا یک فوتبالیست است نه یک مبارز سیاسی یا فعال حقوق بشر و ماتراتزی هم همین طور؛ بنابراین تحلیل رفتارهای لمپنی آنها اصلا ارزشی ندارد…
در ضمن بعید هم می دانم که ماتراتزی، تروریست را نگفته باشد چون زیدان در همان مصاحبه هم به حرفهای معاون سنای ایتالیا که مضمونی نژادپرستانه دارد، اشاره می کند و به علاوه تمام حرف های لب خوانی شده را نیز تایید می کند به جز همین یک کلمه!
راستی پسندیده تر آنست که بنویسیم “هتاکی” و “بی سوادی” ؛)
July 14th, 2006 at 12:38 pm
ممنونم از نظرهاتون.
غلط ديکتهاي ام را تصحيح کردم…
July 14th, 2006 at 1:36 pm
دور راديو، تلويزيون و روزنامههاى داخلى خط كشيدهام تا اعصابم را خورد نكنند ولى حق با شماست؛ گويى دور خودم خط كشيدهام!
July 15th, 2006 at 4:55 pm
سلام، با اجازت از مطلبت تو سایتم استفاده کردم. فوق العاده است و متاسفم برای طرز فکر برخی از …
July 15th, 2006 at 4:56 pm
[...] به نقل از سایت یک جستجوی همیشگی تحليل ايسنا قبل از به حرف آمدن زيدان خواندنياست. خواهش ميکنم قسمتهايي از اين متن را بخوانيد. ماجراي رفتار زشت ماركو ماتراتزي ايتاليايي، اين تربيت يافته مهد تمدن مسيحيت و گهواره تشعشع بعد روحاني فرهنگ بي بديل دنياي غرب، با زين الدين زيدان و پاسخ شايسته و الگوساز اين مسلمان زحمتكش، در اين آغاز قرن بيست و يكم تاريخ غرب، براي همه انسانهاي اين عصر، ماجرايي شگفت انگيز و در ابعاد مختلف قابل تامل و تحليل است. اما، زيدان حاضر نيست كه از منطق بوش و ماركو تبعيت كند و به خاطر جام و منافع شركتهاي آمريكايي آبرو و شرف انساني خود را در بازار مكاره داو جونز به فروش برساند! او يعني جانور ايتاليايي به همبازي خود در اوج يك رقابت و تلاش و هيجان و در چارچوب قواعد مورد توافق در متن فرهنگ غربي، آنهم فيمابين دو كشور «متمدن» مسيحي كه يكي قدمگاه پاپهاي تاريخ است و آن ديگري قدمگاه مربيان روح جديد بشري از روسو گرفته تا ژان پياژه تا نوابع اخيرالظهور و قلم طلايي به سينه تا … ، ميگويد تروريست اتفاقي نيست! ابدا اتفاقي نيست! اين عين منش و كنش و روش و بينش در بزرگسالان غربي است! وقتي بوش و رامسفلد و بولتون به دختر بچه فلسطيني كه وحشت زده از برابر گرازان جهود كه خانـه و كاشانهاش را شخم زدهاند و پدر و مادر و افراد ديگر خانوادهاش را كشتهاند، در بيابان هاي فلسطين فرار مي كند، خطاب مي كنند، «تروريست!» در واقع در هماهنگي كامل با ماركو ماتراتزي ايتاليايي عمل مي كنند! زيدان برخلاف مسيحياني مثل شما نيازي نمي بيند كه با ظاهر دكلته و بريانتين زده و با قلاده «سر» و لرد و شواليه و … با لبخند بيشرمانه، جگر مردمان آفريقا و آسيا را بدرد و به جام طلا برسد. زيدان مثل هر مسلمان ديگر به دليل حقانيت مكتبي، تهاجم حيوان وحشي را به دفاع ميايستد خواه جام بيفتد، خواه بماند. هيچگاه در تاريخ بشري يك حيوان درنده حتي اگر چند صباحي امپراتوري كند، قهرمان نمي شود. با بزك هم نمي توان حيوان وحشي را انسان متمدن جا زد. اگر اينطور بود، برلوسكوني و بلر و دوستان آمريكائيشان ، از بوش گرفته تا بولتون در مجامع بشري آفتابي مي شدند و خود را عرضه مي كردند! روزنامه ميرر، هرزه گوي ديگري از دنياي غرب ، خواسته كالاي ديگري از فريب فرهنگ غرب را به خورد مخاطبان خود ميدهد و نوشته: «زيدان ميتواند با سربلندي براي هميشه زمين بازي را ترك كند اما، ماتراتزي هرگز. اين مدافع هرگز نمي تواند در چشمانمان نگاه كند.{؟!؟!!؟!!؟} همه بايد بپذيرند! چطور هولوكاست را همه ميپذيرند، اين را هم همه بايد بپذيرند{؟؟؟!؟؟!؟!؟!!؟!؟!!؟!!؟!!؟} جناب پاپ! آيا به نظر شما، بي شـرم زين الدين است يا ماركو؟! آيا وقت آن نرسيده است كه كليسا براي اين همه جنايات و تجاوزات و غارتگري ها و هرزهگيهاي دولتهاي مسيحي و نمايندگان سياسي و فرهنگي و ورزشي و … آنان صداي اعتراضي بلند كند؟! منطقا پس انداختن وظيفه دور از عقل و حزم و مال انديشي است تا بدانجا كه فردا روزي قنداقههاي غربيان تقاص جنايات پدران و اسلاف زشت كردار خود را بدهند و بي خبران فرياد برآرند كه … [...]
July 20th, 2006 at 2:39 am
haghemune. un mogheii ke daaneshju haa jeloie kuy kotak mikhordand va maa haa yaa dar khaab e khargushi boodim yaa dar khiaalatemun gharghe va yaa az tars dar pastuie khune penhaan baayad fekr e chenin roozi ro mikardikm. jahannam i ke dar aan zendegi mikonim kaamelan shaayeste va baraazandeye maast nejaat az in jahannam ham baa daad o faryaad o hatta faraar az in jahannam haasel nemishe. ( tu forudgaah e vancouver baraam saabet shod ke faraar hich faayaedei nadaare daagh e jahannam hamishe bar pishaani e maast).
July 26th, 2006 at 7:26 pm
زيدان يك انسان است نه يك آدم آهني كه فوتبال بازي مي كند.او هم احساس دارد. ماتراتزي چطور مي تواند به چشمهاي او نگاه كند و از خودش خجالت نكشد؟هيچ عجيب نيست به بچه هاي ماتراتزي در مدرسه گفته اند پدرتان هيولاست…
زيدان با افتخار باجهان فوتبال خداحافظي كرد.همانگونه كه قهرمانها خداحافظي مي كنند.