ماجرای فیلم پرسپولیس

امریکا, روزگار من Add comments

ماجرای نوشته من راجع به فیلم پرسپولیس و کامنت های داغ اش برایم خیلی عجیب است. آدم‌هایی که من را نمی‌شناسند خیلی شدید در موردم قضاوت می‌کنند. من نوشته را شخصی نوشته بودم. از تجربه خودم در دیدن فیلمی در سینمایی جدید، آن هم فیلمی زیبا که ازش خوش‌ام آمده است اما انتظار این را نداشتم که اینطور من را متهم کنند که عقده خارجستان دارم. قسمت جالب‌اش این است که همه این آدم‌ها که من را متهم می‌کنند فیلم را ندیدند و فقط در مورد من بر مبنای تعریفی که از فیلم کرده‌ام قضاوت می‌کنند.

برای آقای “حسین” که کامنت گذاشته بود متن زیر را نوشتم و فرستادم

من نمی فهمم که منظور شما از عقده چی هست. من الان در خارجستان هستم و احساس هم نمی کنم آخر دنیا اینجاست. وطنم را هم دوست دارم. موضوع این است که من هم یاد زمان جنگ افتادم و همه کمبودهاش. برای شما که فیلم را ندیدید شاید بهتر باشد کمی تعریف کنم. فیلم راجع به زندگی یک آدمی است و قسمت بزرگی از فیلم در بچگی این بابا می گذرد. بچگی ای که در جنگ گذشت. همان بچگی که در گیشا کنار خانه بیتا صدام بمب آتش زا زد و 20-30 بچه را در یک تولد جزغاله کرد.

روایت کردن اینها ایراد داره؟ عقده خارج رفتن رو نشون می ده؟

بهتر است به جای بحث در مورد شخصیت من فیلم را ببینید. چون نه من را دیدید، نه فیلم را اما فیلم را دیدن برای شما ساده تر است.

شاید چیزی که باعث شده این همه واکنش شدید به این نوشته وجود داشته باشد نقل قول صحبت هایم با دوست‌ام است. لابد اگر از آن قسمت‌های صحبت‌ام که از ایران تعریف می‌کند نقل می‌کردم، همه خواننده‌ها کیف می‌کردند. اما آیا فایده‌ای هم داشت؟ الان من حس کاملا مشترکی با محمد در این نوشته‌اش دارم که ازش نقل قول می‌کنم

نگاهمم نسبت به آدمهای اینور و دوستی ها و روابط انسانی عوض شده و برتری و ضعفی رو در آدم های دو طرف آب از جنبه روابط انسانی نمی بینم و این شعارها که میگن ما آدم های بهتر و مهربون تری هستیم و یا آدم های مزخرفی هستیم هر دوش برام کمرنگ شده. آدم های ایرانی هم وفتی رفاه و آموزش و آرامش اینجا رو داشته باشن بهتر رفتار میکنن و شاید سختی بیشتر زندگی شون باعث شه که درد رو بهتر بفهمن به نسبت این خارجکی ها.

اینجا یک طرف دیگر دنیاست. خارج است. مریخ نیست و ما همه انسانیم.

‏”منيرو رواني پور” به تماشاي پرسپوليس رفته و چنين مي نويسد:‏(نقل قول از نقل روز آنلاین)

سينما بوديم. فيلم پرسپوليس. مرجان ساتراپي رنج خود را به هنر تبديل کرده و اين کار هر هنرمند بزرگي است. ‏الان کله پام اما شايد بعدا بيشتر درباره اش بنويسم. نگاه کودکانه اش به آشوب انقلاب معرکه است. فيلم از هر ‏مستندي مستند تر است و تمام حوادثي را به خاطر ادمي مي آورد که بيم فراموش کردنش زياد است. فيلم ضد ‏فراموشي است. خسته نباشد اين دخترک طناز

Balatarin

3 Responses to “ماجرای فیلم پرسپولیس”

  1. لرد شارلون Says:

    به انگليسی بود؟ من يک نسخه فرانسه با زيرنويس فارسی‏اش را دارم که حال نکردم ببینم :D
    ولی در مورد آن نظرات داغ، به نظرم جالب توجه‏ترين قسمت‏اش آن تکه از نوشته‏ی ريحانه باشه که “اگه خونم كثيف باشه و مهمون از راه برسه،آشغالا رو زير فرش قايم كن”
    يک: من هم خون‏ام کثيف باشه، آشغالا رو می‏کنم زیر فرش! اصولن کثيفی خون، باعث می‏شه آدم آشغالا زیر بکنه، شده فرش باشه. ولی اگه جدن خون کسی کثيفه، یه دکتر هندی با لهجه‏ی هندی‏ش توصيه کرده که برن خون بدن ;) :D
    دو: و اما جدی! در مورد کثيفی خانه و آشغال و غيره… خوب من خارجستان نبوده‏ام، ولی می‏دانم يک چيزهايی می‏سازند مثل South Park که همه را مسخره می‏کند. از جرج بوش گرفته تا پاريس هيلتون و مردم آمريکا و از راب راينر تا هيلاری کلينتون و تام کروز. يک قسمت‏اش که خيلی دوست داشتم، قسمتی است که به و حمله آمريکا به افغانستان مربوط می‏شود و بچه‏ها متوجه می‏شوند که مردم ازشان متنفرند، ولی در نهايت به پرچم آمريکا احترام می‏گذارند. يعنی بدی‏های‏شان را نشان می‏دهند، ولی همچنان در تیم خودشان هستند. نه می‏کنندشان زير فرش، نه نفی‏شان می‏کنند و نه خودشان را از تيم بيرون می‏کشند.

  2. محمد Says:

    نکته بدی که در مورد این فیلم از طرف حکومت جار زده شده اینه که این فیلم ضدایرانی است!! در صورتی که اصلا ضد ایرانی نیست و قضاوت هم نمی کنه. حتی در نشون میده که تند روهای کمیته ای و بسیجی هم انسان هستن و نمیاد یک سره دیو نشونشون بده ( که در نگاه خیلی ایرانی ها دیو بودن, خود من یادمه با اینکه 5 سالم بود اسم کمیته و گشت ثارالله میوند می ترسیدم و با دوستام فرار میکردیم) من که کتاب رو خوندم و فیلمش رو دیدم و واقعا خوشم اومد. جالبه که آدم های دیگه از که در کشورهای کمونیستی یا دیکتاتوری ( مثل شیلی) زندگی گردن بخشی از زندگی خودشون رو تو روایت این فیلم پیدا کردن و خود ساتراپی هم به نشون دادن صرف نماد های ایرانی در طرح ها اغراق نکرده که خیلی از جنله جهانی مصائب انسانی کم نکنه

  3. فیلم پرسپولیس » XMM.IR Says:

    […] SEEKING LIFE » Blog Archive » ماجرای فیلم پرسپولیس ماجرای نوشته من راجع به فیلم پرسپولیس و کامنت های داغ اش برایم خیلی عجیب است. آدمهایی که من را نمیشناسند خیلی شدید در موردم قضاوت میکنند. … weblog.raminia.com/?p=1926 – ذخيره شده – مشابه […]

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS