تابستونه

روزمره Add comments

بالاخره تعطیلات تابستون آمد. خیلی وقت بود که اینقدر از آمدن تابستان خوشحال نشده بودم. بعد از ماراتنی چندماه بالاخره همه کارهای یک دفعه تمام شد. هم درس هم پژوهش با هم تمام شد… ( تا چند روزی البته)

هوررررررررررررا(: فیتله امروز و فردا و پس فردا و … اینها تعطیله(:

Balatarin

6 Responses to “تابستونه”

  1. سولوژن Says:

    یعنی شما تعطیلات تابستانی دارید؟! چند روز؟

  2. Ramin Says:

    تعطیلات که نمیشه اسمش را گذاشت. 2 هفته دیگر ترم جدید شروع می شود و البته کار من از فردا شروع می شه. اما برای من چون هم ترم و درس ها تمام شدٰ، هم مقاله ام را فرستادم، هم TA تمام شد یک دفعه راحت شدم(:

  3. آرماتیل Says:

    D:

  4. katy Says:

    vaaaayyy…..khoshaaaaa be halllaaaattttttt

  5. Reza Says:

    خوش بحالت! مبارکه..! شادیه قشنگ و جالبیه… معلومه که فصل سختی بوده..
    تو ساعاتِ اوجِ فشار، چه انگیزه ای بود برای تحمل اینهمه فشار؟؟

  6. Ramin Says:

    به رضا: شاید دکتور شدن((:
    اما هر رشد کردنی زحمت داره… انگیزه رشد بود.

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS