کافه

روزمره Add comments

cofeمن در کافه نشستن و قهوه، بستنی، چای، کافه گلاسه، سان شاین و … خوردن را دوست دارم و مهسا از من بیشتر. چند وقتی بود که این عادت از سرمان افتاده بود اما یکی دو هفته است که مشتری کافه‌ی کتاب‌فروشی دانشگاه شده ایم. دو نفری می رویم و هر دفعه یک کافه یا فراپاچینو یا یه چیزی شبیه این سفارش می دهیم که با دفعه قبل متفاوت است. محیط کافه + کتابفروشی خیلی دوستانه و آرام است، طوری که آدم  بیشتر و بیشتر مشتاق کتاب خواندن می شود. می توانی روی مبل لم بدهی یا بروی آن طرف درون کافه (کافی شاپ) بنشینی و کتابی که شاید بخواهی بخری را ورق بزنی، به اینرنتی متصل باشی یا مشق هایت را بنویسی.

یکی از تفریحات من امتحان کردن همه نوشیدنی های ممکن است… حس کنجکاوی ای که فکر کنم زود تر از آزمایش همه نوشیدنی های ممکن از بین برود.

Balatarin

2 Responses to “کافه”

  1. محسن Says:

    يك بار هنگام نوشيدن يك نوشيدني خاص يكي از دوستان گفت:
    “من يه آرزويي دارم كه شايد خيلي بچگونه باشه. فقط اينه كه برم تو يه كافه و بگم يه شيشه ودكا بدين و بشينم بخورم!”
    اونموقع فهميدم كه دليل آوزدن اون نوشيدني تو دانشگاه و خوردن جلوي ملت چی بود!
    داشت براي تحقق آرزوهاش تلاش ميكرد!

  2. Ramin Says:

    اوه چه نوشیدنی خاصی!! یه شیشه ودکا!!

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS