بازهم: پارتی و سقوط به کف

ایران Add comments

همین 2 ماه پیش بود که در این وب لاگ بحث نافرمی(1، 2 و 3)  درباره سابقه حمله به پارتی ها در ایران داشتیم و دوستی (مریم) – که دیگر بعد از جواب های تند من اینجا سر نمی زند – خیلی مطمئن بود که آن زمان ها گذشته است و چنین چیزهایی را ندیده و اصلا هم احتمال نمی داد رخ بدهد. امیدوارم این مریم همان مریمی نباشد که چند شب پیش در یک پارتی دوستانه در شمال تهران شرکت کرده بود و بعد از ریختن ماموران امربه معروف از پنجره به بیرون پرت شده و کشته شده است. حالا معلوم نیست که قتلی رخ داده یا اینکه از ترس خودکشی کرده است. افسوس که در سرزمین من، زندگی آدم ها آنقدربی ارزش است که جایی برای زیستن نیست.

اگر یادتان باشد  فیلم پرسپولیس صحنه ای از پارتی جوانان تهران داشت که به پرت شدن و کشته شدن پسری که در حال فرار از دست ماموران بود ختم شد. این صحنه روایت 10-15 سال گذشته بود که الان دوباره تکرار شده است. اینجا هم ماموران منکرات آمده اند تا با دستگیری پسران و جدا کردن دختران آن ها را ارشاد کنند که نمی دانم چه شده که ماموری در اتاق و یا نزدیک آن بوده و دختری که در اتاق بوده جیغ زده و از آن بالا پرت شده. داستان آنقدر غم انگیز است که شرمم می آید بیشتر توضیح بدهم. البته گویا این ماموران منکرات محرم بودند و  پلیس رسمی مملکت تفاوت داشتند چون تازه بعد از مرگ مریم پلیس به خودش اجازه می دهد به حریم شخصی و خانه ملت وارد شود و تا قبل اش تنها ماموران منکرات را تماشا می کردند که هر کاری خواستند با دختران و پسران پارتی-رو بکنند.

——————-

خبر از خبرگزاری فارس

شامگاه پنج‌شنبه 25 مرداد سال‌جاري مأموران كلانتري 101 تجريش از برگزاري يك پارتي شبانه در يكي از خانه‌هاي داخل يك برج در الهيه با خبر شدند.

مأموران با حضور در محل برگزاري اين برنامه متوجه شدند دو مرد جوان با معرفي كردن خود به عنوان مأموران مبارزه با مفاسد اخلاقي اقدام به ورود به اين خانه كرده‌اند و در حال تخليه مشروبات الكي از خانه هستند تا اعضاي شركت كننده فرصت منهدم كردن آن را پيدا نكنند.

به گفته بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران دو مردي كه مدعي شده بودند مأمور هستند اقدام به دستگير كردن 6 مرد حاضر در محل كرده و از 6 دختر جوان نيز درخواست كرده بودند تا لباس مناسب به تن كرده و از محل خارج نشوند.

اصغرزاده در خصوص اين پرونده افزود: مأموران نيروي انتظامي به دليل نداشتن حكم قضايي از ورود به خانه خودداري كردند و تنها نظاره‌گر اعمال و رفتار اين دو مدعي بودند.

وي ادامه داد: ماجرا به همين شكل ادامه داشته است تا اين‌كه در همين لحظه مأموران صداي جيغ و فرياد يكي از دختران شركت كننده در اين پارتي را شنيده و متعاقب آن از سقوط اين فرد به داخل حياط با خبر شدند.

———————

به هر حال ماموران خدا گاهی وقت ها وسوسه هم می شوند به خصوص وقتی معتقد باشند که جایشان مستقیم در بهشت است. قتل (یا مشابه آن) آدم های بی دین که از نظر خدایشان جرم حساب نمی شود؟ می شود؟

Balatarin

5 Responses to “بازهم: پارتی و سقوط به کف”

  1. پاپ سولوژنیوس اول Says:

    چه بگوییم که نگفتن به!

    جهت شفاف‌سازی از طرف خدا: از لحاظ خدا قتل آدم‌های بی‌دین هم گناه محسوب می‌شود!

  2. Ramin Says:

    به پاپ اعظم: گل بگفتی و گل از گفته ات شکفت! البته با عرض پوزش خداوندگار انگار در جلسه خصوصی با پاپ اعظم چنین فرمودند مگرنه در جلسه عمومی چیز دیگری نوشته اند.

  3. مریم Says:

    شما هیچوقت نمیگیرین من چی دارم میگم !! جالبه !! آقا رامین اینکه من بگم تو 26 سال زندگی ندیم بریزم توی خونه دنبال پسرها، خوب ندیدم که میگم ولی این به مفهوم نشنیدن نیست… به مفهوم نبودن هم نیست… من هیچوقت نه پارتی های آنچنایی میگیرم نه به پارتیهای آنچنانی میرم = تا زمانی که به قوانین یک کشور احترام بزاری 26 سال میگذره و اتفاقی برات نمی افته ! به هر حال هر مملکتی قانونهایی داره که درست یا غلط بودنش بحث دیگه ایه ولی اون تصوری که در ذهن شخصی از مملکتی دیگه داریم میسازیم خیلی حساسه… یادمه یکجا گفته بودید که GPS تون را از ماشینتون دزدیدن یا از بالا رفتن قیمت بنزین تعجب کرده بودید.. حالا مثل این میمونه که به کسی که تا حالا آمریکا رو ندیده بگیم: وای تو آمریکا هر روز از بالا رفت قیمت بنزین شوکه میشی یا تو آمریکا شب میخوابی صبح وسایل ماشینتو دزدیدن !! یا چیزهایی شبیه به این…

    همین.. من فقط منظورم همین بود… نه مطمئن بودم که آن زمان ها گذشته است و نه احتمال رخ دادنش رو گرفتم..

    من فکر کنم هر توریستی که میاد ایران یک بروشور دستش بدیم و این مسائل رو بگیم خیلی از مسائل حل بشه… بقیه مشکلات هم داخلیه و به خودمون مربوط میشه !! :

    Sorry we don’t have any night club

    No Alcohol

    (Women can get free scarf at airport (please use it every time you go out

    ENJOY YOUR TIME IN IRAN

    ضمناً من پرو تر از این حرفها هستم که با نظرات تند شما از خوندن سایتی که دوست دارم دست بکشم !!

  4. Ramin Says:

    به مریم: فکر کنم به خاطر همین عصبانیت شماست که من حرف شما را نمی فهمم. من نمی دانم از چی عصبانی هستید یا چه چیز این بحث که چه به توریست ها باید گفت به من و نوشته من مربوط است. اگر این کامنت هنوز در ادامه فیلم پرسپولیس است، حرف هایم را آنجا گفتم. فکر نکنم فیلم پرسپولیس هم برای توریست های خارجی بود. فیلم زندگی یک آدمی بود که مثل من یا شما نبود اما ایرانی بود یه نفر دیگر بود. طوری زندگی می کرد که از نظر خیلی از آدم های دنیا خیلی معمولی و ساده و بی گناه و بی آلایش می آید. اما در ایران طبق قوانین رسم با مشکل روبه رو می شد.

    حالا باید چکار کند؟ زندگی نامه اش را فیلم نکند؟ خب باشد با او در میان بگذارید که این حق را هم ندارد. اما اگر بحث این است که ایشان در روایت زندگی اش راستگو بوده یا نه, همانطور که از این خبر جدید هم دیدید راستگو بوده.

    راستی من دیروز قفسه های سوپرمارکت را در اینجا خالز دیدم(: توفان در راه بود و ملت هجوم آورده بودند.

    ممنونم که می خوانید. موفق باشید.

  5. همایون Says:

    ای بابا! “پارتی های آنچنایی” کجا بود؟ در هر کوچه ای که دلتون میخواد، ساعت 8-9 شب با دوستی (غیر هم جنس) نیم ساعت در ماشین بشینید. یه پلیسی، بسیجی چیزی پیدا میشه که بیاد جلو بگه “پیاده شو ببینم” (جالبه که مفرد خطاب قرار دادن عادت پلیس شده) بعد هم پات گیره. باید ثابت کنی که مشغول کار “خلافی” نبودی (که خب البته خود نشستن در ماشین با یک دوست خلاف محسوب میشه).
    مشکل خیلی بیشتر از نایت کلاب و الکل و روسریه. راستی … به “قوانین یک کشور احترام بگذاریم” ؟ این قوانین من رو در حد حیوان پایین میاره … بودن خیلیهاشون رو هم تحمل نمیشه کرد چه برسه به احترام گذاشتن … (بگذریم که در مورد عموم چیزها قانونی وجود نداره و سلیقه آقایون حاکمه).

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS