از این آنفولانزاهای معروف گرفتم: «کوفتی»

لبخند بزن, دکترانه Add comments

حالا که بعد از یک هفته دیگه احساس می‌کنم خوب خوب شدم شاید بد نباشه از آنفولانزایی که گرفتم بنویسم. درست بعد از سفر نیویورک بود که مهسا یک روز تب کرد و فرداش خوب شد. خوشحالی‌ام از اینکه که آنفولانزا و نیویورک و این چیزها را قال گذاشتیم فقط یک روز دوام آورد. درست یک روز بعدش تب کردم و ضعف، درد بدن و خلاصه آنفولانزا. خیلی خفیف بود اما کاملا از کار و زندگی افتادم.  پریروز که کمی بهتر شده بودم رفتم دانشگاه که ثبت‌نام ترم تابستان را انجام بدم. هر کس من رو می‌دید می‌ترسید به خصوص اینکه هفته پیش نیویورک بودم و آنفولانزای خوکی آنجا دیده شده بود. خدمت استاد گرام رسیدم که مهمانی مهم از اتریش داشت.

– گفت “آه آمدی مقاله‌ات رو طبق زمان‌بندی برای مهمان مان ارائه کنی؟!”

با پرویی و صدای کاملا گرفته از گلو گفتم نه نمی‌تونم آمدم امضا بگیرم برای ثبت‌نام!

– گفت “ببینم از این آنفولانزاهای … چیز… «معروف» گرفتی؟

منم نه گذاشتم نه برداشتم، گفتم: نمیدونم معروفه یا نه اما هرچی هست خیلی بده!

فکر کنم از شوخی‌ام پیش رفیق اتریشی‌اش خوش‌اش نیامد. پرسید دکتر رفتی و وقتی فهمیدم نفرفتم گفت باید بری دکتر و از این حرف‌ها. گفتم چشم ثبت‌نام بکنم که بیمه‌ام برای دانشگاه پذیرفته بشه بعد می‌رم دکتر.

خلاصه نمی‌دانم آنفولانزای ما خوکی بود یا شتری اما هرچه بود آقای دکتر گفت که ویروسه (غیب می‌گه) و سه روز دیگه هم استراحت کن خوب می‌شه. راست می‌گفت. الان دو روز گذشته و احساس می‌کنم شنگولم، سه روز بشه دیگه چی می‌شه!

Balatarin

2 Responses to “از این آنفولانزاهای معروف گرفتم: «کوفتی»”

  1. رامین Says:

    کامنت‌دونی را آزمایش می‌کنم….

  2. محمد Says:

    سلام
    خوب شد درست کردی :)
    راستش یادم رفت اون موقع میخواستم چی بگم. D;
    (شوخی: آقابلد نیستی الگی دستکاری نکن )
    درضمن فید itux رو عوض کن چون تغیرش دادم

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS