در سرزمین من

ایران, روزگار من, سفر Add comments

موزه هنرهای معاصر تهران و من

موزه هنرهای معاصر تهران و من

به یاد روزهای پیاده روی در امیرآباد، ورزش در پارک لاله و رفتن به گالری های موزه هنرهای معاصر (:


توی تاکسی گوینده رادیو پیام می گفت: “به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را…” گفتم چشم بگذار بگذریم بعدا…!

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا، هوس سفر نداری؟
ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما…. چه کنم که بسته پایم….
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

سفرت به خیر

اما

تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

Balatarin

2 Responses to “در سرزمین من”

  1. aaab Says:

    قیافتو دیدم احساس کردم دلم برات تنگ شده (:

  2. محمد Says:

    رسيدن به خير
    ;-)

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS