وبلاگی Add comments

ژاندارک
من يک ژاندارک دارم. شما که نداريد. من يک ژاندارک براي خودم دارم. براي خود خودم. داشتن يک ژاندارک شخصي با خيلي چيزها ?رق مي‌کنه. مثل اتوموبيل شخصي نيست که بنزين بخواهد و بتوني تو خيابون باهاش ويراژ بدي و بقيه نگاه‌ات کنند. داشتن يک ژاندارک شخصي مثل داشتن يک روياي شخصي مي‌مونه. يک خيال رنگي بزرگ. حتي می‌توني بادش کني. ?وتش کني. بگذاري رشد کنه. بالا بره. گاهي وقت‌ها مي‌توني لاي داستان‌هايت قايمش کني و يا حتي بگذاري توي خلوتت سرک بکشه. يک ژاندارک شخصي يک چيز ديگه‌است. نمي‌توني بهش سلام کني. برايش دست تکون بدي. ژاندارک شخصي براي توئه… توي دنياي خودته. اما آدم‌ها موجودات ديگه‌اي هستن. توي دنياي خودشون هستند و البته: براي خودشون.
چند وقتي هست مي‌خواهم ژاندارک شخصي‌ام را بيارم توي دنياي واقعي اما از اين مي‌ترسم که وقتي دنياي واقعي رو ببينه، طاقت نياره. مي‌دوني… ژاندارک شخصي هم لابد مثل بقيه روياها تا وقتي پيش خودته، شخصي حساب مي‌شه و رنگ‌وارنگ و قشنگه. اگر بگذاري پر بکشه و خودشو توي آينه تو ببينه ديگه مال خودش مي‌شه. نمي‌دانم اگر روزي بهش بگم که تو ژاندارک هستي در ذهنم چطور برخورد مي کنه.
من: تو در ذهن من ژاندارک هستي. نه ?قط در ل?ظ بلکه در معني! اين ?قط يک اسم قشنگ نبود. اين يک روياي شخصي بود.
ژاندارک: چي شد؟!
من : بگذار توضيح بدم…
ژندارک: يعني چي آخه؟! ژاندارک؟!

هووم….. لابد روش بهتري هم هست. اما چيزي که رد خور نداره اينه که تو ژاندارکي حتي اگر تنها در ذهن من اينطور باشه!

پ.ن: توضيحي بر نوشته‌هاي اخير: ژاندارک بودن اصلاً ربطي به قطب نوسان‌ساز بودن نداره! ژاندارک ?وقش مي‌تونه يک ص?ر جبران‌ساز باشه اما نوسان‌ساز ?کر نکنم. راستش ژاندارک کارهاي مهم‌تري داره.

Balatarin

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS