عمیقا مذهبی

کتاب Add comments

چند كلمه‌اي از كتاب «حاصل عمر»، آلبرت اينشتن، ترجمه ناصر موفقيان نقل مي‌كنم. شايد شروع بحث‌هاي جديدي در وب‌لاگ‌ام باشد… كسي چه مي‌داند:

“هرچه آگاهي شخص نسبت به نظم و قانون‌مندي رويدادهاي طبيعي افزايش يابد، اعتقادش راسخ‌تر خواهد شد كه در كنار اين نظم قانون‌مند جايي براي عللي از نوع ديگر يافته نمي‌شود. براي او، نه خواست انسان‌ها علت مستقلي براي رويدادهاي طبيعي محسوب مي‌شود و نه تقدير. ترديدي نيست كه اعتقاد به نوعي خداي شخصيت يافته و دخيل در وقايع طبيعي را هرگز نمي‌توان از طريق علمي به معناي واقعي كلمه باطل دانست، زيرا اين اعتقاد همواره مي‌تواند به قلمروهايي پناه ببرد كه شناخت علمي هنوز نتوانسته‌ است بدانها راه يابد.

ولي گمان من بر اين است كه چنين رفتاري از سوي نمايندگان دين نه تنها بي‌ارزش، بلكه مصيبت‌بار هم خواهد بود. چون هر اعتقادي كه قادر نباشد در روشنايي كامل پابرجا بماند و فقط به تاريكي نياز داشته باشد، به حسب ضرورت تأثير خود را بر بشريت از دست خواهد داد، آنهم با تحميل آسيب‌هاي فراوان بر پيشرفت‌هاي انساني. مبلغان مذهبي، در مبارزه‌اي كه براي تعالي اخلاقي به عمل مي‌آورند، بايد از چنان عظمتي برخوردار باشند كه بتوانند عقيده‌ی مبتني بر نوعي خداي شخصيت يافته و انسان‌گونه را كه منشأ بيم و اميد شمرده مي‌شد، و در زمان‌هاي گذشته آن قدرت بيكران را در كف كشيشان و كاهنان قرار مي‌داد، به كنار نهند. آنهان بايد تلاش‌هايشان معطوف بدان گردد كه خويشتن را به نيروهاي حامل و عامل خير و حقيقت و زيبايي در ذات بشر مجهز سازند. چنين كاري بيگمان دشواتر، اما به ميزان غير قابل قياسي ارزشمندتر خواهد بود.

هرگاه يكي از اهداف دين رهانيدن بشريت از بند تمايلات، هوسها و هراس‌هاي خودمحورانه باشد، استدلال علمي خواهد توانست از جهت ديگري نيز به ياري دين بشتابد. اين درست است كه هدف علم كشف قواعد لازم براي به هم پيوستن و پيشگويي كردن وقايع است، ولي اين تنها هدف علم نيست. علم اين عدف را هم تعقيب مي‌كند كه ارتباط‌هاي مكشوف را به كمترين تعداد ممكن از مفاهيم مستقل از يكديگر مبدل سازد. در همين تلاش براي وحدت معقول كثرت‌هاست كه دانش بشري به بزرگ‌ترين كاميابي‌هاي خود دست مي‌يابد، هرچند دقيقاً باز در همين تكاپو است كه علم خود را در معرض خطر سقوط در بعضي توهم‌ها قرار مي‌دهد. اما هر آن كس كه طعم تجربه‌ی پر هيجان پيشرفت‌هاي موفقيت‌آميز را در اين زمينه چشيده باشد، تحت تأثير احترامي ژرف نسبت به تجلي عقل در عالم وجود قرار مي‌گيرد. چنين فردي، به يمن درك و فهمي كه حاصل كرده است، به رهايي پردامنه‌اي از چنبر هوس‌ها و آرزوهاي شخصي دست مي‌يابد، و بدين طريق در برابر عظمت عقل متجسم در عالم هستي، به چنان حالت ذهني متواضعانه‌اي دست مي‌يابد كه ژرفاي ناپيداي آن براي انسان عادي دست‌يافتني نيست. با وجود اين، چنين حالتي براي من، به عالي‌ترين مفهوم كلمه، خصلتي مذهبي دارد. و نيز چنين تصور مي‌كنم كه علم نه فقط كشش مذهبي را از آلايش انسان‌گونگي {ذات باري} مي‌پالايد، بلكه ما را ياري مي‌دهد كه تا به درك روحاني‌تري از زندگي دست يابيم.

Balatarin

One Response to “عمیقا مذهبی”

  1. آرام Says:

    علم حتي اگر راهي به مذهب باز نكنه، خود ميتونه براي انسان ارتباط قلبي فوق العاده اي رو با خدا ايجاد كنه و اين چيزي جز رسيدن به درك درستي از زندگي نيست.

Leave a Reply

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS