Forbidden Country

اینترنت, ایران, سفر 1 Comment »
گوگل آی پی را چک کرد و گفت کشورت ممنوع

گوگل آی پی را چک کرد و گفت کشورت ممنوعه

توی اخبار گوگل چرخ زدم گوگل فحش داد!

Google new says Im from a forbidden country

Google news says I'm from a forbidden country

Balatarin

پاسخ به دردسر چند رایانه داشتن LogMeIn

فني, اینترنت 7 Comments »

کوتاه مختصر می  نویسم. سایت Logmein.com تمام دردسرهای دسترسی از راه دور به رایانه های شما را از بین می برد. مهم نیست که رایانه ای که می خواهید دسترسی داشته باشید چه سیستم عاملی (ویندوز یا مک) دارد و یا شما در چه سیستم عاملی مشغول به کار هستید. تنها کافی است که یک مرورگر اینترنت داشته باشید و آن وقت رایانه دیگر شما زیر دست تان خواهد بود. مهم نیست که یک رایانه دارید یه 3-4 تا همه شان را می توانید یک جا استفاده کنید.

حالا فکرش را بکن، یه NetBook با گوگل کروم داشته باشی و یک رایانه خانگی با سرعت بالا (یا یک سرور سریع) و دسترسی به اینترنت. (:

پ.ن: دسترسی به رایانه ای که لینوکس داره هنوز ارائه نشده. برای آن بهتر است فعلا از همان VNC استفاده کنید(:

Balatarin

مصرف روزانه

اینترنت, روزمره 4 Comments »

این گوگل هم از اون پدر سوخته هاست ببینید چطور آمار منو در آورده: نمودار مصرف اینترنت (جستجوی گوگل) من رو در یک سال گذشته بر حسب ساعت کشیده باقلوا

مصرف جنس گوگل  در یک سال گذشته من

مصرف جنس گوگل در یک سال گذشته من

ببینم می تونید ساعت خواب و بیداری من رو حدس بزنید یا نه؟

Balatarin

چگونه از بالاترین خارج شویم؟ (تکمیلی: خارج شدم)

وبلاگی 22 Comments »

تصمیم گرفتم عضویت ام را در سایت بالاترین قطع کنم. حالا این سوال من است: “چگونه از بالاترین خارج شویم؟” گمان می کردم  ماجرا خیلی ساده باشد  اما سه مشکل هست:

اول اینکه سایت بالاترین امکان حذف شناسه‌ام را در اختیارم نمی‌گذارد. یعنی من به عنوان فرد حق ندارم عضویت‌ام را در این گروه اجتماعی لغو کنم. این به نظرم محدود کردن آزادی آدم‌هاست. در سایت نه در این مورد چیزی نوشته و نه قانونی وجود دارد. برایشان ای‌میل هم نوشتم و هنوز منتظر جوابم.

دوم حتی اگر شناسه‌ام را مسدود یا لغو امتیاز(!) کنند لینک‌ها و نوشته‌های من همچنان آنجا باقی خواهند ماند! این نیز با حقوق اولیه آدم در تناقض است. مثل خاکوبی روی پوست می ماند که پاک نمی شود! آیا این را همان ابتدا که عضو شدیم هم به ما تذکر دادند؟ چنین چیزی یادم نمی آید اما الان در قوانین سایت هست. گمان نمی کنم حتی با توافقنامه عضویت هم بشود این حق را از کسی سلب کرد، آیا می شود؟ قانون بالاترین را بخوانید:

محتوایی که به بالاترین پست می‌کنید قابل حذف شدن توسط کاربران نیست. بالاترین درخواست حذف یا ویرایش محتوایی را به طور موردی بررسی می‌کند و بنابر تشخیص خودش ممکن است با آن موافقت یا مخالفت کند. در صورت بسته شدن اکانت یک کاربر به هر دلیل، بالاترین حق حذف یا نگه‌ داشتن محتوای تولید شده توسط کاربر را برای خود محفوظ می‌دارد. – قوانین بالاترین

سوم،‌ بالاترین حتی به من اجازه نمی دهد لینکی را که به اشتراک گذاشته ام را حذف کنم. گویی خودش را صاحب آن لینک می داند اما در قوانین چیزی در این باره نیامده است. آنچه آمده است این است:

بالاترین لینک‌ها را قبل از ظاهر شدن روی وب‌سایت بررسی نمی‌کند و به هیچ وجه محتوای آن‌ها را تایید نمی‌کند. بالاترین نه توانایی این کار را دارد و نه علاقه‌ای به انجام این کار. هر کاربر به تنهایی و کاملا مسئول رفتار خود در بالاترین است.قوانین بالاترین

در شبکه های اجتماعی پر طرفدار مانند فیس‌بوک  حریم خصوصی افراد خیلی مهم است و برای این موضوع کاربرها حق دارند عضویت خودشان را در شبکه اجتماعی لغو کنند و یا اینکه تقاضا کنند اطلاعاتشان حذف شود. البته سر این موضوع حق حذف اطلاعات همیشه دعوا بوده است. اما این حق من است که اگر نخواهم عضو گروه اجتماعی‌ای باشم بتوانم از آن خارج شوم. این از حقوق بشر است (ماده 20-ب). آیا بالاترین به این اندیشیده است؟ من که در قوانین بالاترین بخشی مربوط به “حقوق کاربران” ندیدم، همه اش از مسولیت کاربران حرف زده بود و حقوق سایت بالاترین:

با عضویت و استفاده از بالاترین مسؤولیت تمام کامنت‌ها،‌‍ پست‌ها، موضوع‌های داغ و رأی‌های خود را بر عهده می‌گیرید. این مسؤولیت فراتر از همخوانی کامنت‌ها، پست‌ها و رأی‌های شما با قوانین بالاترین است.قوانین بالاترین

شما بگویید، اگر من نخواهم دیگر عضو بالاترین باشم باید چه باید بکنم ؟! آیا آنطور که در قوانین بالاترین آمده، این سایت حق دارد محتوای تولید شده توسط من را فقط “بنابر تشخیص خودش” حذف یا ویرایش کند؟! پس حق من چه می شود؟

پ.ن: هنوز منتظر جواب نامه‌ام برای قطع عضویت‌ام هستم اما امروز به طور غیر رسمی از بالاترین خارج شدم و این را در پروفایل‌ام نوشتم:

این پروفایل برای همیشه بسته می شود. خداحافظ بالاترین. دلم برای آن همه فحش و ناسزای بی‌مورد که از شما شنیدم هرگز تنگ نخواهد شد. جامعه مجازی از خودراضی، پرخاشگر و عصبانی نتیجه طراحی غیر انسانی و غیر اخلاقی مدیران بالاترین است. حیف که بالاترین با این همه ایده، توانایی، آدم‌های خوب و مستعد که چنین است.

پ.ن2: بالاترین پاسخ ای‌میل ام را داد و پیشنهادی داشت با اینکه مرا کاملا راضی نمی کند اما از هیچ بهتر بود. من هم ازشان تشکر کردم و پیشنهاد‌های خودم که را نتیجه بحث‌های این نوشته با شما دوستان بود، برایشان فرستادم:

  1. اجازه دهید صاحب یوزر نام کاربریشو حذف کنه
  2. نام کاربری حذف شده رو زیر لینکهای فرستاده اش تبدیل کنه به “کاربر حذف شده” یا یک شناسه hash شده
  3. این درست است که اجازه تغییر لینک یا کامنت را نمی دهید اما همان اندازه نیز نادرست است که اجازه حذف‌اش را به کاربرتان نمی‌دهید. حتی اگر می‌خواهید از نظر تاریخی حفظش کنید می‌توانید ارتباط شناسه کاربری را با لینک حذف کنید و لینک و محتوا را نگه دارید.(اینکه چرا این کار نادرست است را بالا توضیح دادم)
  4. بسیاری از کامنت‌های جدی و پر محتوای بالاترین بابحث های بی محتوا در مورد بخش مناسب/نامناسب یا بد دهنی و فحش‌کاری کاربران لوس می‌شود. این باعث می‌شود که آدم‌هایی مثل من  و بسیار موثر تر از من از بالاترین جدا شوند. بالاترین به از دست دادن سرمایه‌های انسانی که همان کاربرهایش هستند باید حساس باشد و مکانیزم نظر دادن و نظرات را تغییر دهد. بسیاری هستند که بسیار توانا و خوش فکر هستند و بعد از مدتی اندک همکاری در بالاترین به دلیل اینکه این جو انرژی انسانی آن‌ها را هدر می‌دهد بالاترین را رها می کنند. پیشنهاد می کنم
    • (الف) با اهانت‌ها شخصی بسیار سخت برخورد کنید و کلمات رکیک را ابدا تحمل نکنید،
    • (ب) مکانیزیم ارزش گذاری کامنت را از انرژی روزانه جدا کنید. بعد کسی که مدام در حال فحاشی در کامنت هاست نظرش با تاخیر مثلا چند ساعت تا یک روز درج شود. اینطور آدم‌هایی که بحث‌ها را به حاشیه می کشانند و با اهانت محتوا را از بین می‌برند محدود می‌شوند و یاد می‌گیرند چنین نکنند.


Balatarin

آمار سایت و پاسداشت اخلاق

مدیریت سایت, وبلاگی, روزگار من 2 Comments »

امشب پس از دو روز که پست مربوط به آمارهای مناظره رییس جمهور را منتشر کردم، سری به آمارهای وب‌لاگ زدم. تنها در روز اول 24,566 بار صفحه وب‌لاگ جستجوی همیشگی برای خواندن آن مطلب باز شده. از این تعداد حدود 20,000 خواننده از ایران وجود داشته! آمار تکمیلی در روزهای آینده می‌نویسم. عصر روز تعطیلی را که به جای کار بر پروژه‌های عقب مانده به محاسبه و کشیدن نمودار گذراندم به خاطر می‌آورم. می دانستم منتشر کردن این برای دوستان‌ام جالب خواهد بود اما انتظار چنین بازخوردی را نداشتم. خیلی خوش‌حال‌ام. نه فقط برای اینکه حرف‌ام را عده‌ی زیادی شنیده‌اند و نه فقط برای اینکه هواداران کاندیدایی بیشتر یا کمتر شده باشند. بله بیشتر از همه‌ی این‌ها خوشحال‌ام که این پیام‌ام را به جمعیت بزرگی از ایرانیان رساندم که دروغ چقدر زشت است و دغل چه ناپسند. دوسال و اندی پیش، شبی با سیاوش در آزمایشگاه کنترل فرایند دانشگاه خواجه نصیر نشسته بودیم. او از فرهنگ غنی ایرانی دم می‌زد و من می‌گفتم که وقتی دروغ چنین رواج دارد و اخلاق بی‌ارزش شده، دیگر چیزی از فرهنگ غنی باقی نمانده است. امروز خوشحال‌ام که تعصب نسبت به راستی در بسیاری از ایرانی‌ها زنده شده است. عمیقا خوشحالم‌  حتی اگر تنها 1000 نفر از خوانندگان به این اندیشیده باشند.

راستی بعد از 8-9 سال نوشتن در «جستجوی همیشگی»، وبلاگم از تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی سر در می‌یاره، با محاسباتی که از انتخابات یاد گرفتید، محاسبه کنید که چند سال دیگر لازم است تا از فارس‌نیوز سر در بیاره؟

موفق باشید(:

Balatarin

سولوژن و هک

وبلاگی 2 Comments »

دو روزی است که وب‌لاگ سولوژن به وسیله یک گروه عربی ضد ایرانی و ضد شیعه و لابد ضد پاپ سولوژنوس اول هک شده است. خیلی ناراحت کننده است و می‌توانم تصور کنم که چقدر دردسر برایش درست شده است. من می‌خواهم از این موضوع پیشگیری کنم چون به اندازه سولوژن واجد شرایط هک شدن هستم و فقط وب لاگ‌ام به اندازه‌ی وبلاگ او معروف نیست. اگر پیشنهادی نصیحتی چیزی دارید لطفا بنویسید.

Balatarin

کردان رفتنی شد

ایران, سیاست 2 Comments »

آخیش! بالاخره یکی از دروغ‌گوهای دولت از کار بر کنار شد. با کمال بی‌شرمی هنوز نمی‌داند گناه‌اش چیست؟ انگار دروغ‌گویی و مدرک تقلبی‌اش چون بین مسوولان فراگیر است می‌تواند بهانه‌ای باشد برای اینکه به کارش ادامه دهد. رشوه به نمایندگان مجلس تیر خلاص‌اش بود:

علي كردان خار چشم دشمنان اسلام و انقلاب باقي خواهد ماند
جرم علي كردان چه بود كه بايد آماج تهمت‌ها و افتراها قرار گيرد؟ – کردان

افکار عمومی و اینترنت موفق شد دروغ‌گویی را کمتر کند. اگه امروز اوباما هم رییس جمهور بشه، می‌شه دوتا خبر خوب. بعد میرم به کار و زندگیم می‌رسم(:

پ.ن: سخنرانی نوباوه عجیب شنیدنی بود

Balatarin

لیست کریگ CraigList

چگونه, امریکا 9 Comments »
صفحه اصلی سایت لیست کریگ - علامت سایت نشان صلح

صفحه اصلی سایت لیست کریگ - علامت سایت نشان صلح

شما را نمی دانم اما، ما اگر بخواهید چیزی بخریم، به خصوص دست دو، یا اگر دنبال خانه اجاره ای باشیم، اولین جایی که چک می کنیم سایت «لیست کریگ  (یا CraigList )» است (این سایت در ایران گل بلبل مثل خیلی از سایت های به درد خور دیگر مسدود شده است). اگر شما در امریکای شمالی یا یکی از 50 کشور (یا 500 شهری) که الان «لیست کریگ» در آن فعال است زندگی کنید، استفاده از این سایت به عنوان منبع آگهی های روزانه بسیار متدوال است. آنقدر متداول که شاید نتوانید تصورش را بکنید که تا چندین سال پیش چنین چیزی وجود نداشت.

پیش از این همیشه این روزنامه ها بودند که با قبول هزینه اندکی، به شما اجازه می دادند آگهی بزنید. اما الان شما می توانید به طور مجانی آگهی خودتان را در سایت لیست کریگ اضافه کنید، عکس و آدرس و … برایش بگذارید و مطمئن باشید خیلی بیشتر از یک روزنامه صبح خواننده دارد! هر اندازه ای که دوست دارید متن آگهی را چاپ کنید، هر شکلی که دوست دارید. هرچه دوست دارید داخل اش بنویسید!

ما یک سالی بیش نیست که به این دیار آمده ایم اما در این مدت کوتاه از این سیستم آگهی بسیار استفاده کردیم. چرا که کار کردن با آن بسیار ساده است و بسیار کار راه انداز. مثلا اگر بخواهید آگهی بفرستید. اول در سایت عضو می شوید. کافی است یک آدرس ای میل داشته باشید. بعد می توانید آگهی خودتان را وارد سیستم کنید. از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد. مثل صفحه آگهی های همشهری هر نوع آگهی بخش مخصوص خودش را دارد. آگهی شما برای شهر خودتان یا محدوده جغرافیایی شما ثبت می شود. مثلا هر کس بخواهد می تواند آگهی های فروش خانه در محدوده شهر یا حتی محله اش را روی لیست کریگ ببیند. می تواند هر روز به سایت سر بزند و آگهی های جدید را چک کند. با صاحب آگهی تماس بگیرد و چانه بزند. برای آگهی زدن لازم نیست پولی بپردازید مگر اینکه در یکی از شهر بزرگ نیویورک، سانفرانسیکو، لس انجلس، سندیگو، شیکاگو، بوستون، واشنگتن، و یا پرتلند باشد. فکرش را بکنید مجانی تبلیغ می فرستی هر چقدر خواستی و مطمئن هستی خواننده هم دارد!

اگر دنبال چیزی می گردی بخری، اجاره کنی، یا هر کار دیگری کافی است به سایت لیست کریگ سربزنی و سراغ شهر خودت را بگیری(مثال شهر ما). بعد مثلا در قسمت لوازم خانه، ماشین، اجاره خانه، کاریابی، دوست یابی یا هر چیز دیگری جستجو کنی. می توانی جستجویت را به آگهی های عکس دار محدود کنی. حتی برای شوخی (یا جدی) می توانی به دنبال همسر و دوست دختر/پسر بگردی! (فکر کنم این تنها دلیل مسدود شدن سایت در ایران باشد!)

نمونه آگهی - اتوموبیل

نمونه آگهی - اتوموبیل

کمی تاریخچه: سایت لیست کریگ، 13 سال پیش توسط یه مهندس کامپیوتر در شهر سانفرانسیسکو راه اندازی شد برای آگهی ها. البته ابتدا برای آگهی های فرهنگی، علمی و رویدادهای شهر بود اما بعدا ملت شروع کردند به فرستادن آگهی کمک و راهنمایی… کم کم آگهی های شغلی پدیدار شدند و همینطور آگهی های متنوع تر شدند. آقای کریگ، این مهندس خلاق، به جای جلوگیری از استفاده های متفاوت مردم از سیستم اش به آنها میدان داد و مرتب اش کرد. کم کم سایت به شکل امروزی دار آمد که منبع اصلی آگهی در امریکا (و کاناداست) و روی دست روزنامه های شهر بلند شده است. خیلی متداول است که در جواب اینکه این چنس دسته دو به این خوبی را از کجا گیر آوردی بشنوی «خیلی ساده از لیست کریگ»!

نمونه آگهی - پیانو

نمونه آگهی - پیانو

سایت کریگ همچنان به رشد خودش ادامه می دهد و همچنان غیر تجاری (اما انتفاعی) مانده است و 25 نفر کارمند فعلی آن از درآمدی که از آگهی های آن چند شهر بزرگ بدست می آورند زندگی می کنند. به قول آقای کریگ، راز موفقیت این سایت این است که به مردم آزادی داد که هرچه دلشان بخواهد را آگهی کنند. راستی، در سانفرانسیکو روی در و دیوار نشان صلح را زیاد می بینی. همان نشانی که سایت لیست کریگ هم آن را به امانت گرفته است.

ساختمان لیست کریگ

ساختمان لیست کریگ در سانفرانسیسکو - از ویکی پدیا

Balatarin

ماجرای سفر قبرس و بازتاب‌اش

مدیریت سایت, وبلاگی 15 Comments »

نقاش ایرانی در بلوار آتن، شهر لارناکا، قبرس

دیشب دیدم جناب وردپرس در قسمت لینک‌های وارده به وب‌لاگ من اسم وبلاگی را آورده که مطلبی راجع به قبرس نوشته. رفتم دیدم عین نوشته‌ی من در مورد سفر کم‌خرج به قبرس را(که برای بالاترین هم ارسال‌اش کرده بودم)  در وبلاگش کپی کرده بدون نام و نشانی من. به عبارت دیگر نوشته دزدی کرده است. راست‌اش را بخواهید، من خیلی خوشحال می‌شوم مطلب‌ام را افراد زیادی بخوانند به خصوص آن نوشته که راهنمایی بود برای ملت. اما این فرد دارد از این راه پول در می‌آورد و برای ملت وقت می‌گیرد و نوشته را به عنوان راهنمای سفر در اختیار مخاطبان‌اش قرار داده است. یعنی بدون حتی ذکر منبع و با دخل و تصرف در نوشته من می‌خواهد پول در بیاورد. دوبار برایش پیغام گذاشتم و محترمانه ازش خواستم ماخذ را ذکر کند و بنویسد که خودش به مطلب چیزهایی اضافه کرده برای تجارت، اما جوابی نیامد و کامنت من نامرئی شد. هاه! خیلی باقالی ناشی‌ای هستی بچه‌جان.

از طرفی خوشحال شدم که نوشته‌ام طرفدار داشته و من هم مثل جادی یا دیگر وب‌لاگ‌نویس‌های خفن می‌توانم ادعا کنم که مطلب‌ام را دزدیده‌اند و این حرف‌ها. از روی کنجکاوی آمدم گوگل را جستجو کردم و دیدم قضیه از یک وب‌لاگ بیشتر است! سایت‌های خبری و روزنامه ها هم مطلب‌ام را چاپ کرده‌اند! سایت آفتاب (1 و 2نوین‌نیوز،  روزنامه سرمایه و  روزنامه اعتماد هم این لطف در حق من کرده‌اند. البته سایت آفتاب در دو جای متفاوت مطلب من را آورده، در یکی به روزنامه سرمایه لینک داده، در دیگری دست برده و ماخذ را ذکر نکرده. با این حال روزنامه سرمایه و نوین‌نیوز هم که از همه با اخلاق‌تر بوده و ماخذ نوشته من را آورده‌اند، آدرس سایت من را اشتباهی به جای weblog.raminia.com نوشته‌اند eblog.raminia.com.

ماجرا برایم جالب شد و برای شوخی هم که شده کاری کردم که هرکس آدرس اشتباهی eblog.raminia.com را در مرورگرش بنویسد، مستقیم به آدرس صحیح هدایت ‌می‌شود.

به هرحال خوبه من هم دارم معروف می‌شم. آن‌هم بعد از اینهمه سال رتبه 4 گوگل داشتن. جالب است که به تازگی نیز فوتوبلاگ‌ام اشتباهی که در دانشگاه تهران مسدود شده، می‌توانم کلی سروصدا راه بیاندازم که من «نویسنده‌ام» و داره بهم ظلم می‌شه!

مقداری بی‌ربطه، اما یاد یه ماجرایی افتادم: در زمان خاتمی یه کنسرت موسیقی جاز که نوازنده‌هایش از اروپا آمده بودند در کاخ سعدآباد برگزار شد. شب اول من مهسا بلیط گرفتیم و رفتیم. وسط برنامه یه خانمی (به طور کاملا طبیعی) در اثر موسیقی جاز حس‌اش گرفت، رفت روی سن برای چندین و چند دقیقه جلوی ملت رقصید! بعد که آمدند بگیرند و ببرندش، داد هوار انداخت که «مردم! من هنرمندم، نویسنده ام، آزادم و آزادی‌ام به خطر افتاده. کجایید بیایید…» بعد از این اتفاق بود که باقی جلسات کنسرت این گروه در ایران لغو شد.

Balatarin

کول

فني, وبلاگی 8 Comments »

می گویند کول Cuil (مثل cool خوانده می شود) گوگل بعدی خواهد بود یا به احتمال زیاد گوگل آن را خواهد خرید. نویسنده این موتور جستجو از مهندسان قبلی گوگل بوده که در سال 2006 از گوگل جدا شده تا موتور خودش را راه بیاندازد… الان راه انداخته و می خواهد به گوگل بفروشد … شرکتی که شوهرش و همه همکاران سابق اش در آن کار می کند و تعداد صفحه هایی که index کرده است نصف کول است!!(: کول در حال حاضر بزرگترین موتور جستجوی دنیاست و از گوگل جلو تر است‍!

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS