کردان رفتنی شد

ایران, سیاست 2 Comments »

آخیش! بالاخره یکی از دروغ‌گوهای دولت از کار بر کنار شد. با کمال بی‌شرمی هنوز نمی‌داند گناه‌اش چیست؟ انگار دروغ‌گویی و مدرک تقلبی‌اش چون بین مسوولان فراگیر است می‌تواند بهانه‌ای باشد برای اینکه به کارش ادامه دهد. رشوه به نمایندگان مجلس تیر خلاص‌اش بود:

علي كردان خار چشم دشمنان اسلام و انقلاب باقي خواهد ماند
جرم علي كردان چه بود كه بايد آماج تهمت‌ها و افتراها قرار گيرد؟ – کردان

افکار عمومی و اینترنت موفق شد دروغ‌گویی را کمتر کند. اگه امروز اوباما هم رییس جمهور بشه، می‌شه دوتا خبر خوب. بعد میرم به کار و زندگیم می‌رسم(:

پ.ن: سخنرانی نوباوه عجیب شنیدنی بود

Balatarin

مدرک کردان (2)

ایران, جامعه, سیاست 4 Comments »

بالاخره آقای کردان به حرف آمد و گفت که مدرک‌اش قلابی بوده است. حالا ایشان مدعی است که سرش کلاه رفته و مقصر مدرک قلابی کسی است که آن را فروخته و تا حالا به این موضوع شک نکرده بوده! البته معلوم نیست با وجود این همه اطمینان به لیاقت‌اش برای دکترای آکسفورد، خودش را لایق گرفتن «حقوق دکترا» نمی‌دانسته: ایشان در نامه‌اش گفته که بر اساس مدرک دکتری قلابی‌اش هیچ وقت حقوق نگرفته! خوشحال‌ام که جامعه‌مان نشان داد که هنوز اندکی اخلاق و شرف باقی مانده که نگذارد چنین دروغی سر به مهر بماند. جالب این است که اگر حرف آقای کردان را قبول کنیم، باید این را هم بپذیریم که الان وزیر کشور کشورمان آدم دست‌پا‌چلفتی‌ و ناآگاهی است که حتی نمی‌تواند صحت مدرک دکتر‌ایش را بفهمد. می‌دانید که مدرک دکترا قبض برق نیست که هر ماه دست آدم برسد. اما فعلا وزیر کشور ما کسی است لابد قبض برق‌اش را چک می‌کند که اشتباه نداشته باشد اما مدرک دکترایش را نه!

Balatarin

امنیت اجتماعی

ایران, روزمره 9 Comments »

من یک سال است در تهران نیستم. از شما که در تهران هستید سوالی دارم. آیا واقعا بعد از اجرای این همه طرح امنیت اجتماعی، تغییری ایجاد شده است؟ آیا ساعت 10 شب به بعد در خیابان احساس امنیت می کنید؟ آیا می توانید دیر به خانه برگردید؟ آیا تعداد دزدی های مسلحانه بانک ها کم شده است؟ آیا کیف قاپی کم شده است؟ آیا تعداد تن فروشان کنار خیابان ها و اتو زدن ها کم شده است؟ آیا مانتو ها همه بلند و روسری ها همه جلو آمده است؟

من از شهرم خبر ندارم برایم بگویید لطفا. اگر نمی توانید عمومی بگوییم برایم ای میل بگذارید آر مهران @ جی میل دات کام.

Balatarin

روز جهانی کارگر و بی اعتنایی امریکایی

امریکا No Comments »

زندگی امریکایی ها با بی اعتنایی عظیمی نسبت به کل دنیا در جریان است. در این سوی دنیا انگار خبری از خیابانی شلوغ به نام «خاورمیانه» نیست. آن همه درگیری ذهنی و فکری؛ آن همه اندیشه های متضاد و سفت و سخت. آن مشکلات عظیم مدرنیته و سنت. گیر و دار مذهب. هیچکدام اینجا دست و پا گیر نیست. انگار در جزیره ای هستی جدای از دنیا و هیجان انگیز ترین اتفاقات آمدن iPhone جدید یا چیزی شبیه با آن است. زندگی در ساده ترین شکل آن بدون دغدغه های عجیب غریب ما می گذرد. بعضی به این می گویند پوچی زندگی امریکایی.

این باعث شده که متوسط جامعه امریکا نسبت به دنیا اطراف شان دانش اندکی داشته باشند. این دانش اندک نتیجه اش بی اعتنایی است که نسبت به وضع زندگی بقیه مردم دنیا دارند. خیلی ها شان نمی دانند که آنچه در فلسطین می گذرد چیست و اگر بدانند نمی دانند که نتیجه مستقیم اقدام ها دولت شان در خاورمیانه است. متوجه نیستند که فقری که در امریکای لاتین می گذرد ناشی از چیست. حتی نمی دانند اروپایی ها چطور بدون مذهب زندگی می کنند. این قشر امریکایی ها مذهبی (مسیحی) , پایبند اخلاق ، ساده و بی اطلاع هستند. مثلا ممکن است به تو بگویند که «من که ترا می شناسم تو آدم خیلی خوبی هستی اما چطور می گویی که مذهبی نیستی؟ یعنی چطور می شود که تو الان می توانی کسی را بکشی اما نمی کشی. مگر بدون مذهب می شود؟» و متعجب می شوی که این را یک امریکایی می گوید و نه یک عرب. اروپایی ها این طور نیستند و توانسته اند مدرنیسم را وارد زندگی توده ها کنند. آنها به همان نسبت نیز به آنچه در کشورهای دیگر می گذرد حساس ترند. بی اعتنایی رییس جمهور امریکا با رفتن به المپیک چین به وضع مردم تبت ، نتیجه پدیده ای است در فرهنگ این مردمان. همان چیزی که باعث شده نوشته ای این چنین، بر روی دستگاه نوشابه فروشی دانشکده ما نوشته شود و چندی بعد کسی چند کلمه معنا دار زیرش اضافه کرد.

کوکا کولا

 

متن داخل عکس: کوکا کولا رهبران اتحادیه های کارگری را در امریکای جنوبی می کشد. (کسی بعد از مدتی زیرش نوشته) پس بیشتر کوکا بخور!

و امریکایی ها بیشتر از همیشه کوکا می خورند…. محصول جدیدش هم Coca Zero است که با اینکه کالری ندارد اما همان «مزه اصیل کوکا» را می دهد!

Balatarin

گاف بزرگ

روزگار من 2 Comments »

این جمله یه گاف بزرگ و تکبیر محکمی است بر جمهوری اسلامی

رییس پلیس ایران اعلام کرد: اگر مبارزه با بدحجابي در جامعه اجرا نمي‌شد، امروز یقینا جامعه ما به طور‌کامل بي‌حجاب شده بود.

واقعا 30 سال انرژی ، سرمایه، زحمت و فشار به این ملت برای یاد دادن اصول اسلام نتیجه اش همان چیزی است که رضا شاه در کشف حجاب دنبالش بود. این جمله رئیس پلیس را باید با طلا نوشت.

Balatarin

پرورش اسدام

روزگار من 4 Comments »

دايي‌ام مي‌گفت که زندگي اينجا با اونجا فرق داره. اگه داري به زندگي اونجا هم فکر مي‌کني و نمي‌خواهي برگردي بايد به اين هم فکر کني که بچه‌هايت در محيطي بزرگ خواهند شد که تو توش بزرگ نشدي. مسائلي خواهند داشت که تو راه حل آن‌ها رو نديدي و اصلا در نوجواني با آنها روبه‌رو نشدي. چيزهايي از تو خواهند خواست که تو اصلا نديدي و ….

وزارت آموزش پرورش اعلام کرده که بايد دوباره معاونت پرورشي در مدارس ايجاد بشه ( که سال 82-83 برداشته شد) و بچه‌ها به پرورش اسلامي احتياج دارند و براي اين کار به 90 هزار نيروي جديد (پشمالو) احتياج داريم. همين الان 20 هزار نيروي پرورشي مشغول به کار هستند که اين عدد براي پرورش بچه‌ها کافي نيست!

به نظر من ديوانگي است که آدم بخواهد بچه‌اش در اين چنين کشوري به مدرسه برود. راست‌اش من نمي‌دانم که آنجا چه چيزهايي هست که نديده‌ام اما اينجا هم چيزهايي ديده‌ام که به نظر براي بچه‌هاي آينده خيلي خطرناک است. بعلاوه جامعه در حال گذار ايران هر روز يک پديده‌ي جديد دارد. همين الان من با جوان‌هاي 10 سال کوچک‌تر از خودم به سختي ارتباط برقرار مي‌کنم. اصلا اين رفتارهاي بچه‌هاي دبيرستاني را نمي‌فهمم.

Balatarin

الهام و هاله

روزگار من No Comments »

آيت الله احمد جنتى خطيب جمعه تهران روز گذشته نامه رئيس جمهور ايران به جورج بوش همتاى آمريكايى احمدى نژاد را نامه اى فوق العاده دانست و آن را «الهام» خداوندى خواند.

در اين باره گفت: «دين الهام خداوند است. خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم. خداوند به شهدا، حزب اللهى ها، بچه بسيجى ها، روحانيت و متدينان اين جامعه عنايت دارد.» جنتى نامه احمدى نژاد را با نامه تاريخى حضرت امام(ره) به گورباچف رئيس جمهور پيشين اتحاد جماهير شوروى قياس كرد و ضمن تاكيد بر اينكه «اين حركت در تاريخ سابقه نداشته»

(لينک به خبر روزنامه شرق)

هاله کم بود الهام هم آمد…

Balatarin

از خودم تعجب در مي‌کنم

روزگار من No Comments »

رئيس قوه قضائيه ايران در عين حال با برخورد سختگيرانه با افرادی که مرتکب جرائم اقتصادی می شوند مخالفت کرده و گفته از ديدگاه اقتصاد کلان، اختلاس، رشوه دهی و رشوه خواری و جرائمی از اين قبيل هر قدر هم گسترده باشد، فساد اقتصادی به شمار نمی ‌رود؛ زيرا ثروتی که از اين راههای غيرقانونی اندوخته می شود درون چرخه‌ مالی و اقتصادی کشور باقی می ماند و از آن خارج نمی شود.

اين گفته من را کاملا به تعجب واداشت. از اين نظر که اين نگاه کارکردگرايانه با ديد مجتهدانه در تضاد است. البته ادامه صحبت هم تعجب بر انگيز بود

وی مشکل اصلی اقتصاد ايران را تصدی گری دولت و دخالت دولت در بازار دانسته و گفته که تا وقتی مشکلات ساختاری اقتصاد ايران حل نشود، برخورد قضايی و نظارتی با تخلفات و فساد مالی راه به جايی نمی برد، چراکه اگر جسم بيمار مورد سختگيری قرار گيرد نحيفتر می شود.

رئيس قوه قضائيه ايران هشدار داده که نظارت بر بخش خصوصی و دارايی مردم و بازرسی آنها بايد حتی ‌الامکان نامحسوس و پيشگيرانه باشد اما در مورد بخش دولتی گفته که وزيران يا مقامهای دولتی می توانند نام کارمندان متقلب خود را پيش از تشکيل پرونده قضائی برای آنان در رسانه ‌ها اعلام کنند.

اين گفته‌هاي يادآور گوشه‌اي از دولت حداقلي و دولت رفاه در جامعه مدرن و آزاد است.

لينک به خبر

Balatarin

دانشجويان ياسوج و برره!

لبخند بزن, روزگار من 12 Comments »

اين دانشجويان ياسوج هم جالب هستند: به سريال برره مهران مديري اعتراض کرده‌اند که چرا دارد قوم آنها رو مسخره مي‌کند. چه زود به خودشان گرفته‌اند. به نظر من همه اقوام ايراني سهمي در برره‌اي بودن دارند و همه به همين اندازه برره‌اي هستند. چيزي که در سريال به تمسخر گرفته شده، عقب‌ماندگي و بي‌فرهنگي ايراني‌هاست. اينکه عده‌اي با اين مخالف‌اند و به‌شان بر مي‌خورد برايم جالب است. لابد اعتراض‌شان اين است که اينها شبيه ما لباس مي‌پوشند و شبيه ما حرف مي‌زنند! به نظرم اعتراض اين دانشجوهاي ياسوجي خيلي کوته‌بيني است!

جالب‌تر از اين استاد مردم‌شناسي و جامعه‌شناسي است که مصاحبه کرده و گفته اين سريال بد آموزي داره((: حرف‌هاي بد و دروغ‌گويي به مردم ياد مي‌ده. فکر کنم اين استاد خودشان نمي‌دانند که حرف‌هاي بد را مردم بلدند و مردم ايران از همه کشورهاي دنيا دروغ‌گوتر شده‌اند! يا اينکه مي‌گوند برره نبايد به مسخرگي کتک زدن نشان بدهد اما هر شب فيلم‌هاي امريکايي و پليسي پر از قتل و جنايت نشان مي‌دهند. به نظر مي‌آيد با مشهور شدن “شب‌هاي برره” هم مردم کوچه و بازار و هم اساتيد مردم‌شناسي و جامعه‌شناسي براي اينکه حرف کم نياورند در موردش حرف مي‌زنند و چه چيز هيجان‌انگيز تر از ايراد گرفتن و سنگ انداختن به شيشه ماشين دودي جابرآباد!

من اصولا مي‌پسندم هرچه را که فرهنگ ايراني را به چالش و نقد بکشد! فرهنگ پوسيده قومي ما براي اينکه تکاني بخورد بايد با دنيا روبه‌رو شود و حتي مسخره شود! نمي‌دانم آيا شما هم مثل من وقتي در سريال برره سنت‌هاي مسخره ببره‌اي را (مثل خوردن نخود با دست و نزدن قند در چاي) که اينقدر غيرت‌مندانه از آن دفاع مي‌کنند مي‌بينيد، ياد سنت‌هاي قومي مسخره خودمان نمي‌افتيد؟ ياد تحجر نمي‌افتيد؟ ياد بايدها و نبايدهاي عجيب غريب ايراني‌مان نمي‌افتيد؟ آيا به اين فکر نمي‌کنيد که شايد جاهاي ديگر دنيا طور ديگري زندگي مي‌کنند؟ رفتن دختر خان بالا‌برره به شهر و دانشگاه رفتن‌اش و برگشتن‌اش به برره با لهجه شيرازي و بي‌سوادي‌اش در نوشتن يک نامه شما را ياد چيزي نمي‌اندازد؟ آيا ناراحت‌تان مي‌کند؟ مثل دانشجويان ياسوج؟

نمي‌دانم اما اعتراض دانشجويان ياسوجي من را ياد ضرب‌المثل ايراني (نه برره‌اي) مي‌اندازد که مي‌گويد چوب را که برداري…

آه راستي مزرعه نخود – که آبياري‌اش ديم است و کاري هم لازم نيست برايش بکني تا رشد کند – شما را ياد چاه‌هاي نفت ميهن عزيزمان نمي‌اندازد؟ سر زمين رفتن و کار نکردن و هوا را نگاه کردن برره‌اي‌ها شما را ياد ادارات دولتي که با پول نفت اداره مي‌شوند نمي‌اندازد؟

لينک در مورد سريال برره

لينک به عکس‌هايي از سريال برره

در اين لينک هم نظرات وب‌لاگ نويسان درباره اين سريال جمع‌آوري شده و هم درباره مهران مديري مي‌توانيد مطلب پيدا کنيد.

Balatarin

ذهنيت گناه

روزگار من 10 Comments »

در اين نوشته سعي کرده‌ام نشان دهم «ذهنيت گناه» در ذهن ايراني امروزي چيست. اينکه جامعه‌اي داريم که فکر و عمل‌اش يکي نيست. دو رويي در آن زياد است. نشانه‌هاي زندگي مدرن و حتي غربي در شهر تهران مي‌بينيم اما ذهنيت سنتي بر ما حاکم است. بين عمل و فکرمان فاصله است و اين باعث مي‌شود به آنچه مي‌کنيم اعتقاد نداشته باشيم و فکر کنيم در حال گناه هستيم. آنچه مي‌کنيم را حق خود نمي‌دانيم و به همين دليل براي احقاق حق‌مان نمي‌ايستيم. مثال‌هاي متعددي آورده‌ام از آنچه در زندگي روزمره مردم تهران مي‌گذرد و سعي کردم ذهنيت گناه را در آنها پيدا کنم. Read the rest of this entry »

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS