اینجا در دست تعمیر است

مدیریت سایت, وبلاگی 8 Comments »

در قسمت عکس ها تغییراتی دادم و در حال تعمیرات هستم. امیدوارم جواب بده تا خدا چی بخواهد!

Balatarin

کدوم رو می پسندین؟

روزمره, عکاسی 4 Comments »

هوای اورلاندو سرد شده دوباره و انگار نه انگار که داریم به استقبال بهار می رویم. مهسا گلدان گل لاله خریده و خانه را تزئین کرده. من هم چند تا عکس گرفتم ازش. ببینم از این دوتا عکس کدام رو می پسندید؟ (روی اش کلیک کنید بزرگتر می بینید)

Tulip Black

Tulip Black

Tulip Blue

Tulip Blue

Balatarin

ماشین آبی

لبخند بزن, روزمره No Comments »

آقا این ماشین ما آبیه، گرد و خاک رویش زود میشنه و معلوم میشه. من هم که در شستشوی ماشین تنبل و گرفتاری های زندگی دانشجویی رو هم به اون اضافه کنید می فهمید که سال به سال میرم ماشین می شورم. هر وقتی که شستیم فرداش دیدم این پرنده نامرد با یک فروند تاپاله خوشگل تزئین اش میکنه. فکر کنم در دنیای پرنده های هر چیزی که آبی پر رنگ و براق باشه توالت عمومی حساب میشه. شاید هم با دریا اشتباه میگیره. زیر درخت پارک نمی کنم اما نمی دونم  چطوریه که این همه دقت داره و هدف گیریش حرف نداره. برای اینکه به عمق فاجعه پی ببرید عکس *واقعی* ماشین را قبل و بعد از خرابکاری پرنده در اندازه های *خیلی واقعی* برایتان می گذارم!

ماشین قبل از خرابکاری

ماشین قبل از خرابکاری

ماشین بعد از خرابکاری

ماشین بعد از خرابکاری

Balatarin

88/8/8

وبلاگی, ایران, روزگار من 16 Comments »

امروز هشته هشته هشتاد و هشت است. یادم نمی آید در 77/7/7 چه می کردم. تازه وارد دانشگاه شده بودم و همه چیز عجیب بود. به احتمال زیاد داشتم در راه، ازدانشکده علوم خواجه نصیر بر می گشتم به خانه. سال اول دانشگاه همه کلاس هایمان در آن دانشکده قدیمی بالای پل سید خندان و پشت پارک شریعتی که قبلا مدرسه امریکایی ها بود گذشت. هاه! شاید هم با علی‌رضا پسر خاله ام رفته بودم نمایشگاه خانه عکاسان ایران. شاید هم … چه می دانم! اینجاست که آدم قدر می داند وبلاگ را و ای میل هاییی که هرگز پاک نمی شوند و یا شبکه های BBS ای که پاکشان نمی کنند!

به آرشیو فایل های قدیمی ای که با خودم آوردم نگاهی انداختم. خیلی از فایل ها را به دلیل اینکه به نظر مهم نمی‌آمدند پاک کرده ام. اما چند چیز جالب از آن زمان پیدا کردم. درست است که تاریخ اش دقیقا 77/7/7 نیست اما با اختلاف کمی مربوط است. امیدوارم این نوشته بهانه‌ای باشد برای چند تا تلفن و صحبت با دوستان قدیمی.

اولی این نقاشی است که دقیقا با اختلاف چندین روز با 77/7/7 کشیده ام را با موش و در برنامه Paint ویندوز. دوست اش دارم:

Face on a girl...

Face of a girl

دومی دغدغه ام برای آگاهی مردم از زلزله در تهران بود. در شبکه BBS خانه کتاب عضو بودم و یک بحثی راه انداخته بودم برای درست کردن یک مجموعه سوال جواب برای آنچه مردم باید راجع به زلزله بدانند.

هدف ام این بود که روی وب یا شبکه خانه کتاب به صورت HTML منتشرش کنم. هم یاد می گرفتم چطور HTML بنویسم وب‌سایت درست کنم هم به یکی از ترس های همیشگی ام رسیدگی می‌کردم. با اینکه کلی متن تهیه شد و وقت صرف اش شد اما چون کار اصلی ام نبود، جدی اش نگرفتم. پروژه به آخر نرسید اما طرح‌های اولیه ای ازش دارم. این بهانه باعث شده بود تا بیشتر برنامه فوتوشاب وimage ready را یاد بگیرم و نهایتا انیمیشن بسازم:

Questions and Answers

Questions and Answers


لوگوی زلزله

لوگوی زلزله مناسب برای هالووین

سومین هم عکس‌هایی است که با فاصله چند ماه بعد از 77/7/7 به دوستان خوب‌ام گرفتم. دوستی مان پیدا ماند، چه کسی می دانست همه مان راه دکترانه پیش بگیرم و هر کدام مان یک گوشه دنیا باشیم. جای سعید در عکس خالی است. الان دوتا از اینها دور از هم در امریکا (شاید 3 تا بشه) یکی کانادا و دیگری هلند است! هاه روزگار چه می کنه. گمان‌ام نکته جالب ماندگاری گروه دوستی مان این بود که حول حرف زدن راجع به دخترها شکل نگرفت و تا مدت‌ها اصلا این موضوع در صحبت‌هایمان نبود. (:

از بالا: امیرمسعود، محمد، صادق و محسن

از بالا: امیرمسعود، محمد، صادق و محسن. دوربین محسن

از راست: محمد، امیرمسعود، صادق و رامین

از راست: محمد، امیرمسعود، صادق و رامین

Balatarin

بازهم دبیرستان کمال

وبلاگی 9 Comments »

این روزها دبیرستان کمال برایم جالب شده. اینکه من یک دونه عکس هم از دوران دبیرستان ام ندارم! انگار یک جور شرمساری بوده که نمی خواستم در آن قیافه دیده بشم… افسوس بر دبیرستانی که فقط تنها خاطره ای که ازش می ماند افسوس است حالا مهم نیست که چند تا دکتر مهندس تربیت کرده.

Balatarin

Viva Ahamadi Viva Revolution!

وبلاگی 4 Comments »

این هم برای اینکه نشون بدم که خاله گرامی بی‌خودی طرفدار الف‌نون نیست.

از طرفداران احمدی‌نژاد در خیابان آزادی

از طرفداران احمدی‌نژاد در خیابان آزادی

درود بر رییس جمهور که به خاطرش خوش‌تیپ‌های  ایران زیاد شدند

Balatarin

شادباش سال نو

روزمره, روزگار من No Comments »

هفت سین مهسا و رامین

هفت سین مهسا و رامین

خوش و خرم و سلامت باشید (: نوروز 1388

Balatarin

فوتوبلاگ

وبلاگی 5 Comments »

خوب به سلامتی فهمیدم که فوتوبلاگ‌ام در ایران مسدود شده. نمی‌دانم چرا، شما دلیلی برایش می‌توانید پیدا کنید؟ راستی چطور می‌شود به این موضوع اعتراض کرد. مثلا بگوییم آقا این سایتی که بستی اشتباه بستی بازش کن هوا بخوره…. چطوری؟

فوتوبلاگ‌ام Visible Track

فوتوبلاگ‌ام Visible Track

Balatarin

بازهم قهوه

وبلاگی, روزمره 7 Comments »
فراپاچینوی استراباکس

فراپاچینوی استراباکس (ویکی‌پیدا)

نمی‌دانم این قهوه چه دارد که من مرتب در موردش می‌نویسم. لابد نوشیدنی مورد علاقه‌ام است اما خودم خبر ندارم. امروز یک قهوه ناجور نوشیدم. به نظرم مزه زهرمار می‌داد. برای اینکه بهتر بشود بهش کمی نسکافه و پودر کرم اضافه کردم. الان کافئین خون‌ام بالا زده و به قولی او-ور-دوپس شدم(:

بعضی‌های قهوه تلخ و ساده را می‌پسندند و معتقدند که قهوه را باید خالص نوشید اما من قهوه را وقتی با شوکولات و کرم مخلوط شده باشد می‌پسندم. شما چطور؟ فراپاچینو دوست دارید؟

پ.ن: از بی‌انصافی نقل است که دوست داشتن قهوه خالص مثل ترجیح دادن و  دكا بر کاكـ تیل است!

Balatarin

فیمینیسم

امریکا, جامعه 9 Comments »

به عکس زیر نگاه کنید، به نظر شما این نوشته در یک فروشگاه نسبتا گران در قدیمی‌ترین شهر امریکا که شیک و پیک هم هست، چه معنی می‌دهد؟
گزینه‌ها:

  1. فیمینیسم خوب است اما برای خاورمیانه و اروپا.
  2. فیمینیسم خوب است اما هالیوود و وگاس و تبلیغات با زنان برهنه بهتر است.
  3. فیمینسم هنوز به این شهر نرسیده است.
  4. فیمینسم کیلو چند؟ (یا فیمینیسم اسم جدیدی‌ است بر تحقیر زنان می‌گذارند: انسان زن به دنیا نمی‌آیند به زن تبدیل می‌شود!، سیمون دوبوار)
نوشته داخل عکس: پیش پای شما شوهرتان زنگ زد و گفت هرچی دلتان خواست خرج کنید

نوشته داخل عکس: پیش پای شما شوهرتان زنگ زد و گفت هرچی دلتان خواست بخرید {=خرج‌اش مهم نیست}

Balatarin
WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS